<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>محراب اندیشه</title>
<link>http://mehrabeandishe.blogfa.com/</link>
<description>انتقادی، سیاسی، اجتماعی و ...  -  نوشته های یک جوان مسلمان ایرانی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 05 Nov 2009 16:16:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>وقتی دلم برای رجب بیگی و چمران تنگ می شود...</title>
<link>http://mehrabeandishe.blogfa.com/post-142.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;وقتی دلم برای رجب بیگی و چمران تنگ می شود...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وقتی به بهانه نوشتن در مورد &lt;A href=&quot;http://www.rajanews.com/detail.asp?id=39139&quot; target=_blank&gt;&lt;EM&gt;شهید مهدی رجب بیگی&lt;/EM&gt;&lt;/A&gt; دست نوشته هایش را مرور کردم، بارها اشک در چشمانم حدقه زد. دست نوشته ها مال سال ها پیش بود؛ اما بوی کهنگی نمی داد. اگر نام رجب بیگی رویشان نبود، شاید به اشتباه گمان می کردم خودم نوشتمشان! انگار حرف های مرا گفته بود. احساس می کردم مال همان روزها  هستم و تعلق به همان راه دارم. اینکه اکنون اینجایم هم می توانست اشتباه تایپی باشد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«خدایا! به ما پرواز را بیاموز تا مرغ دست آموز نشویم و از نور خویش آتشی در ما بیفروز تا در سرمای بی خبری نمانیم. خون آن شهیدان را در تن ما جاری گردان تا به &quot;ماندن&quot; خو نکنیم و دست آن شهیدان را بر پیکرمان آویز تا مشت خونینشان را برافراشته داریم.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;غصه ماندن، شوق رفتن و نگرانی آینده در نوشته هایش موج می زد. انگار تعلقی به این خاک نداشت. می گفت:«می رویم تا خط امام بماند.» در غصه هایش انگار رگه هایی از رضایت بود؛ لبیکش چنین می گفت. اما نمی توانست احساس درونی اش را پنهان کند:«خدایا! ماندن دشوار شده است. در غربت زمین بی یار و یاور حضور داشتن خود غیبت است... ما از نبودن آنها رنج نمی بریم، بلی از بودن خویش در رنجیم. ما می دانیم که آنها هستند و ما زنده، مرده ایم.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وقتی عمق نفرتش را از مرفهان احمق به قلم می آورد، انگار باز هم افکار درهم مرا هجی می کرد:«آی مردک! از تو بدم می آید، خیلی هم بدم می آید، تو کثیف ترین آدم های روی زمین هستی، دیشب پسرت را در خیابان دیدم سوار دوچرخه اش بود. گویی که بر فراز ابرها پرواز می کند. روح پست و پلیدت در او هم نفوذ کرده است. خودت را هم دیدم، از ماشین آخرین مدلت داشتی پیاده می شدی. می خواستم شیشه ماشینت را بشکنم خیلی از تو بدم می آید. امروز ظهر به مسجد رفتم، تا مردم را بر علیه تو بشورانم و فریاد بزنم: مرگ بر سرمایه دار بی دین. کنار منبر نشسته بودی. تا وارد شدم فریاد زدی: برای سلامتی جوانان اسلام صلوات....»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;او هم از &quot;غربت&quot; نوشته بود. از شوق پرواز؛ شوق رفتن و حسرت عروجی سبز. دلم می خواست من هم به آرزوی او می رسیدم. دلم می خواست چون چمران می بودم که حتی دکترای فیزیک پلاسما را رها کرد و راه جنگ های چریکی را در پیش گرفت. می دانم این حرف ها به زعم بچه سوسول های امروزی خطرناک است. اما دلم می خواست من هم چون او می بودم. دنیای امروزی پر پرواز را خیلی زود می شکند. نمی خواهم پر شکسته شوم. نمی خواهم. نمی خواهم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;می توانستم مثل همه آدم ها باشم. اما هیچ وقت نخواستم. از این جنس آدمیت بیزار بودم. از عقل اقتصادی فرار کردم. فرار. بادبادک را دیده ای؟ آن وقت که در جریان باد سرخوش از این سو به آن سو می دود. می خواهد از زمین کنده شود. آرزو می کند ای کاش طنابی که پسرک محکم نگاهش داشته پاره شود. مهم نیست زمینیان چه فکر می کنند... خدا کند پر پروازم نشکند...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پی نوشت: این را هم ببینید.(&lt;A href=&quot;http://www.nvasl.blogfa.com/post-129.aspx&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt;)&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 16:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehrabeandishe&amp;postid=142</comments>
<dc:creator>mehrabeandishe</dc:creator>
<guid>http://mehrabeandishe.blogfa.com/post-142.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در حاشیه افاضات سایت عصر ایران</title>
<link>http://mehrabeandishe.blogfa.com/post-141.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;در حاشیه افاضات سایت عصر ایران&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=5&gt;سخنی هم از مادر عروس!&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سایت عصر ایران که روز گذشته با انتشار برخی اخبار کوشید تا واقعیت اعتراض گسترده مردم و اصحاب رسانه نسبت به حضور کروبی در نمایشگاه مطبوعات را قلب کند، این بار تکیه بر منبر اخلاق زد و از اهالی رسانه خواست تا محیط رسانه را آلوده نکنند! وای که چه قدر وقتی مادر عروس حرف می زد، قصه خنده دار می شود! این سایت به اصطلاح خبری که البته خط مشی مشخصی هم ندارد از معترضان به کروبی خواست که یا چاقو(!) را انتخاب کنند و بروند یا قلم را بگیرند و بمانند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در یک دو دو تا چهار تای ساده می توان نتیجه گرفت که همان اعتراضات مدنی سابق که خیلی خوب بود، اکنون از نظر این دوستان جرم محسوب می شود و شرکت کنندگان در آن هم که چاقوکشند! به این ترتیب هر کس به آقای کروبی که با نامه نگاری های وقیحانه خود حیثیت نظام را به سخره گرفت، برخورد کند و به او اعتراض کند، خشونت طلب است و هر کس که بنشیند و خبر جعل کند، فرهنگی.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دوستان سایت عصر ایران کاش کمی هم واقع بین بودند و انصاف داشتند. بد نبود واقعیت اعتراض مردم به حضور کروبی را آن گونه که بود اطلاع رسانی می کردند؛ البته اگر برای خود رسالت اطلاع رسانی هم قائلند. در بین این همه اعتراضات تنها یک صدای موسیقی ظاهرا از نظر این دوستان ارزش خبری داشت. وای که وقتی مادر عروس خود را فرهنگی لقب می دهد و بقیه را چاقوکش و خشونت طلب، چه آشی درست می شود!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آقای کروبی چهره ناآشنایی نیست. در همین چند ماه آبروی نظام و انقلاب را به حراج گذاشت. با خون شهدا بازی کرد. موضوع کاملا روشن است. خیانت که شاخ و دم ندارد. واقعا اصحاب رسانه حتی حق ندارند از حضور کسی که حیثیت نظام را با ساده لوحی و ماجراجویی خود به بازی گرفته در نمایشگاه جلوگیری کنند؟ حق ندارند به رویکردهای کودکانه شیخ بازنشسته اصلاحات اعتراض کنند؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما که بالاخره نفهمیدیم اعتراض مدنی خوب است یا بد! آزادی بیان خوب است یا بد و...؟ راستی یادم رفت رفاقت جدید سایت &quot;عصر ایران&quot; با سایت &quot;آینده&quot; را هم تبریک بگویم. به هر حال با کلی زحمت خبری که &quot;آینده&quot; نیاز داشت، در &quot;عصر ایران&quot; تهیه شد. این خدمت به نفاق را نباید نادیده گرفت. اینها هم البته خودشان بهتر از هر کسی می دانند که واقعیت ها را نمی شود عوض کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ضمنا وقتی میرحسین خودش از اومدن انصراف میده واقعا دلیل این تیترای عجیب و غریب چیه؟ بد نیست این دوستان فرهنگی و اهل اخلاق و ادب و هنر و... همان اشعار مارماهی خود را برای تیمن و تبرک هم که شده قاب کنند و به دیوار غرفه زیبایشان نصب نمایند:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;به مارماهی مانی نه این تمام و نه آن        منافقی چه کنی مار باش یا ماهی&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 24 Oct 2009 19:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehrabeandishe&amp;postid=141</comments>
<dc:creator>mehrabeandishe</dc:creator>
<guid>http://mehrabeandishe.blogfa.com/post-141.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>با رجانیوز در نمایشگاه مطبوعات</title>
<link>http://mehrabeandishe.blogfa.com/post-140.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;با رجانیوز در نمایشگاه مطبوعات&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از امروز نمایشگاه مطبوعات به طور جدی آغاز به کار کرد. روزنامه ها و سایت های خبری مختلفی اینجا حضور دارند. البته خبری از دوستان &quot;آینده&quot; نیست. یه مسئله جالب اینه که غرفه ما(رجانیوز) و تابناک کنار هم افتاده؛ به عبارت بهتر با هم همسایه شدیم. این همه تا الان نقدشون کردیم، از این به بعد باید هر روز سلام و احوال پرسی کنم! عجب بساطی شده!! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فاصله مون با &quot;الف&quot; و &quot;جهان&quot; هم خیلی زیاد نیست. البته در ظاهر دیگه؛ وگر نه در باطن که اصلا طرح این صورت مسئله اشکال داره!! معمولا بعد از ظهرها نمایشگاه شلوغ تر می شه. البته بعضی ها هم به خاطر اینکه از شلوغی فرار کنن، صبح ها میان. اینجا اوضاع بد نیست. البته اینترنت صبح قطع بود. الحمدلله فعلا که راه افتاده...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دوستانی که می تونن خودشونو مصلی برسونن، غرفه رجانیوز خدمتشون هستیم. طبقه همکف، تو راهروی اصلی نمایشگاه. سال پیش که بساط مهمون بازی گرم بود. غرفه خیلی شلوغ بود. تا امسال ببینیم چی می شه. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این چند خط رو اجالتا نوشتم که خبری از نمایشگاه داده باشم. تا بعد...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 21 Oct 2009 08:27:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehrabeandishe&amp;postid=140</comments>
<dc:creator>mehrabeandishe</dc:creator>
<guid>http://mehrabeandishe.blogfa.com/post-140.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شمشیر داموکلس بالای سر اصلاحات</title>
<link>http://mehrabeandishe.blogfa.com/post-139.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;شمشیر داموکلس بالای سر اصلاحات&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با توهم می گفت پادشاهان خوشبختند و می توانم در لباس پادشاهی موفق و خوشبخت باشم. &quot;داموکلس&quot; در حسرت تخت پادشاهی بود و &quot;دیونیزوس دوّم&quot; پادشاه &quot;سیراکوز&quot; این فرصت را برایش فراهم کرد. بساط عیش و طرب بر پا بود و او برای تجربه خوشبختی دلخواهش برای یک روز بر تخت پادشاهی تکیه زد. پایان ضیافت که رسید، داموکلس تازه متوجه شمشیری شد که بالای سرش با تار مویی از دم اسب آویزان شده است. دیدن این صحنه بود که بساط عیش و طرب را به هم ریخت و عشرت دیروز را به التهاب فردا رساند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حکایت شمشیر داموکلس(sword of Damocles) حکایت پادشاه ظالمی است که به خاطر ترس از فرود آمدن شمشیر بر سرش ناگذیر است کمی عادلانه تر رفتار کند؛ حکایت فرار از یک تهدید دائمی که رفتار بی ضابطه را ضابطه مند می کند و جایی برای تصمیمات تهورآمیز پادشاه مغرور و خودخواه نمی گذارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دستگیری فعالین سیاسی متهم در قضایای بعد از انتخابات و برگزاری علنی دادگاه آنان که بی سابقه می نمود، خواه ناخواه جبهه اصلاحات و برخی شخصیت های پشت پرده را بر تخت پادشاهی داموکلس نشاند تا ناگذیر عقلانیتی نیم بند در جبهه تندورها حاکم شود. در این میان اگر چه شیخ ساده اصلاحات که گمان می کرد می تواند هویت سیاسی خود را بازستاند، قربانی شد تا دیگران در حاشیه ای امن تر بمانند، اما با این وجود نوعی سرگشتگی در غیاب رئیسان قبیله حاکم بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اعترافات متهمین دادگاه کم کم زوایای دیگری را پیش روی افکار عمومی قرار داد تا تردیدی در برندگی شمشیر داموکلس باقی نماند. اینکه شمشیر فرود می آید یا نه به متغیرهای زیادی بستگی دارد که عملکرد عاقلانه پادشاهان خودخوانده از آن جمله است؛ اما به نظر این شمشیر برای مدتها بالای سر اصلاحات آویزان خواهد ماند؛ البته به شرطی که عالیجنابان میل خودکشی نداشته باشند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;انتشار بیانیه ها و تکذیبیه های تبری جویانه توسط عالیجنابان خارج از دادگاه، التهاب داموکلس را به تصویر می کشد. با این همه اگر عقلا کار را به جنون نسپارند، می توان فرجام دلچسب تری را برای شکست خوردگان اصلاح طلب دید. فرجامی که مثل سابق بعد از دادگاه ها امکان ادامه حیات برای جبهه اصلاحات میسر باشد. و اگر کار به جنون بکشد و فضای روانی کشور خصوصا بعد از بازگشایی دانشگاه ها به گونه ای دیگر رقم بخورد، این آغاز، پایانی خواهد بود بر حوصله شمشیر. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در واقع اکنون که کشور از دستگیری چهره های ارشد جریان اصلاحات بیمی نداشته است، حرکت های تهورآمیز جمعی پیاده نظام چندان به سود جریان سبز نخواهد بود. علاوه بر اینکه باید در نظر گرفت خواه نا خواه سرداران یا در زندانند و یا به زندان خواهند افتاد و سپاه بدون سردار هم راه به جایی نمی برد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اصلاحات بر تخت پادشاهی داموکلس تکیه زده است و خود این را خوب می داند. از همین روست که با وجود این فضای سنگین بی گدار به آب نمی زند و حوصله پیشه می کند تا شب یلدا به پایان برسد. اصلاحات می کوشد تا آنچه مطلوب است از بازجویی ها و اعترافات نصیب بانیان دادگاه شود و بعد هم صبح از راه برسد. جنس مواجهه اصلاحات با شمشیر داموکلس جنس تقابلی نیست بلکه گویای نوعی عقلانیت در عبور از گرداب است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مهم آن است که کوچکترهای این جریان هم قاعده بازی را به هم نریزند و به این عقلانیت برسند که تقابل با شمشیر و وضع موجود ممکن نیست. طبعا جریانات خارجی و برانداز این سیر را نخواهند پذیرفت و تهور را چاره راه خواهند دانست. اینکه جریانات دانشجویی در این میان کدام راه را برگزینند، البته به خودشان مربوط است؛ اما از هم اکنون می توان سرگردانی بین تهور و عقلانیت را به انتظار نشست. تهور البته نمی تواند غالب باشد چون همان گونه که گفته شد فرجامی شبیه روسای قبیله را به دنبال خواهد داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در نگاه خوشبینانه خرده حرکت های تهورآمیز هم به بن بست خواهد رسید و نظام هم به این سمت خواهد رفت تا ضمن برخورد و مواجهه منطقی با مقصران اصلی، تداوم حیات دو جناح کشور را نظاره گر باشد؛ البته این همه به شرطی است که داموکلس زندگی اش را دوست داشته باشد!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 Oct 2009 01:52:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehrabeandishe&amp;postid=139</comments>
<dc:creator>mehrabeandishe</dc:creator>
<guid>http://mehrabeandishe.blogfa.com/post-139.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دانشگاه و رسالت افسران جنگ نرم </title>
<link>http://mehrabeandishe.blogfa.com/post-138.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;دانشگاه و رسالت افسران جنگ نرم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;«اينها تودهنى خوردند، سيلى خوردند، ولى هنوز نااميد نيستند. من به شما عرض كنم دانشجوهاى عزيز! اينها نااميد نيستند؛ دارند قضايا را دنبال ميكنند؛ به اين زودى هم زمين نمي گذارند. اينها صحنه‏گردانهائى دارند، صحنه‏گردانهائى هم پيدا خواهند كرد...»                       &lt;WBR&gt;                            &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;مقام معظم رهبری&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;B&gt;*مقدمه&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;دیدار دانشجویان که این بار زودتر از همیشه در دهه اول ماه مبارک رمضان با رهبر انقلاب برگزار می شد و نیز دیدار اساتید و فرهیختگان با ایشان فرصتی بود تا کلیدواژه هایی جدید همه نگاه ها و تحلیل ها را به سمت و سوی خود سوق دهد. کلیدواژه هایی حکیمانه که طرحشان با تعمّد، دقت و ظرافت خاصی صورت پذیرفته بود و خبر از مختصات میدان جدیدی می داد که فراروی نخبگان کشور قرار گرفته است و آنان باید نسبت به آن هوشیار و آگاه باشند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;رهبر انقلاب مفهومی به نام &quot;جنگ نرم&quot; را مورد توجه قرار دادند و از ضرورت نقش آفرینی &quot;دانشجویان&quot; به عنوان &quot;افسران&quot; و &quot;اساتید&quot; به عنوان &quot;فرماندهان&quot; مقابله با جنگ نرم سخن گفتند. ایشان حتی بین سرباز و افسر تفکیک کردند و فرمودند:«نگفتيم سربازان، چون سرباز فقط منتظر است كه به او بگويند پيش، برود جلو؛ عقب بيا، بيايد عقب. يعنى سرباز هيچگونه از خودش تصميم‏گيرى و اراده ندارد و بايد هر چه فرمانده ميگويد، عمل كند. نگفتيم هم فرماندهانِ طراح قرارگاه‏ها و يگانهاى بزرگ، چون آنها طراحى‏هاى كلان را ميكنند. افسر جوان تو صحنه است؛ هم به دستور عمل ميكند، هم صحنه را درست مى‏بينيد؛ با جسم خود و جان خود صحنه را مى‏آزمايد. لذا اينها افسران جوانند؛ دانشجو نقشش اين است.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;یقین کلید‌واژه های رهبر انقلاب بار معنایی مشخصی دارد و هدفی خاص را نیز دنبال می کند. پیش از این نیز کلیدواژه هایی نظیر خواص و عوام، استعمار فرانو، شبیخون فرهنگی و... از ناحیه ایشان طرح شده بود و سرفصلی جدید را مقابل کسانی که درصدد تبیین شرایط و وظایف روز جامعه هستند، گشوده بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;این بار مقام معظم رهبری مختصات مبارزه ای را تبیین کردند که در آن هر قشر می بایست رسالت خود را بازشناسد و نحوه ایفای نقش خود را نیز دریابد. ایشان با لحنی هشدارگونه فرمودند:«دانشگاه بايد بهوش باشد. دانشجوى مؤمن و مسلمان و دانشجوئى كه به كشورش علاقه‏مند است و دانشجوئى كه به آينده‏ى كشور و آينده‏ى نسل خودش دلبسته است، بايد هوشيار باشد. بدانيد اينها دارند طراحى مي كنند.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;شرایطی که بعد از انتخابات رقم خورد و زبانه هایی که تا کنون کشیده شده است، طبیعتا با آغاز سال تحصیلی، دانشگاه را نیز متأثر از خود خواهد ساخت و در این میان این دانشجویان و اساتید هستند که در حکم افسران و فرماندهان مقابله با جنگ نرم باید طرح ریزی برای مقابله با جنگ نرم را به صورت جدی آغاز کنند؛ نوع مقابله، اهداف، الزامات، آسیب ها و راهکارهای کلان آن مقوله هایی که در این نوشتار به تفصیل بدانها خواهیم پرداخت.&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;B&gt;*اهداف مقابله با جنگ نرم&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;شاید در نگاه اول سخن گفتن از اهداف بیهوده به نظر برسد، اما وقتی تبلور غفلت از این مقوله در عمل مشاهده شود، آنگاه است که اهمیت موضوع رخ نمایی می کند. هدف کلانی که رهبر انقلاب مورد توجه قرار دادند، &quot;دفاع از نظام اسلامى و جمهورى اسلامى در مقابله‏ى با يك حركت همه‏جانبه‏ى متكى به زور و تزوير و پول و امكانات عظيم پيشرفته‏ى علمىِ رسانه‏اى&quot; بود. اما با نگاهی جزء نگرتر نیز می توان مواردی را برشمرد.&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;الف) کاهش خسارات احتمالی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;رهبر انقلاب در دیداری که با دانشجویان داشتند، فرجام طرح ریزی های دشمنان را شکست تلقی کردند و نقش نخبگان در این میدان را مورد توجه قرار دادند. ایشان فرمودند:«من الان به شما عرض ميكنم، اينها در نهايت شكست مي خورند؛ اما درجه‏ى بيدارى و هوشيارى من و شما ميتواند در ميزان خسارت و ضررى كه وارد ميكنند، تأثير بگذارد. اگر هوشيار باشيم، نمي توانند صدمه و ضررى بزنند. اگر غفلت كنيم، احساساتى بشويم، بى‏تدبير عمل كنيم، يا خواب بمانيم و اين جور عوارض به سراغمان بيايد، ضرر و زيان و هزينه بالا خواهد بود؛ ولو در نهايت موفق نخواهند شد.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;در واقع شاید نتوان صد در صد بر طرح ریزی ها فائق آمد، اما هر میزان تلاش در مواجهه با این طرح ریزی ها ضروری است و در کاهش تبعات احتمالی موثر خواهد بود؛ لذاست که نباید از کوچکترین تلاشی مضایقه کرد.&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;ب) جلوگیری از متزلزل شدن کار علمی در دانشگاه ها &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;طبیعتا در گیر و دار دعواهای سیاسی در دانشگاه ها آنچه بیش ار همه آسیب جدی می بیند، برگزاری کلاس ها و برنامه های علمی دانشگاه است. افسران جوان باید مانع این آسیب شوند. این موضوعی است که رهبر معظم انقلاب مورد توجه قرار دادند:«همين جا به شما بگويم، مواظب باشيد توى اين قضاياى سياسى كوچك و حقير نبادا دانشگاه تحت تأثير قرار بگيرد؛ نبادا كار علمى دانشگاه متزلزل شود؛ نبادا آزمايشگاه‏هاى ما، كلاسهاى ما، مراكز تحقيقاتى ما دچار آسيب بشوند؛ حواستان باشد. يعنى يكى از مسائل مهم در پيش روى شما، حفظ حركت علمى در دانشگاه‏هاست. دشمنها خيلى دوست ميدارند كه دانشگاه ما يك مدتى لااقل دچار تعطيلى و تشنج و اختلالهاى گوناگونى باشد؛ اين برايشان يك نقطه‏ى مطلوب است؛ هم از لحاظ سياسى برايشان مطلوب است، هم از لحاظ بلندمدت؛ چون علم شما از لحاظ بلندمدت به ضرر آنهاست؛ لذا مطلوب اين است كه دنبال علم نباشيد.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;به این ترتیب هر گونه نقش آفرینی افسران مقابله با جنگ نرم که به ایجاد تزلزل در حرکت علمی دانشگاه بیانجامد، نقض غرض محسوب خواهد شد و این نکته مهمی است که می بایست مدنظر قرار گیرد.&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;ج) آرام و منطقی نگه داشتن فضای دانشگاه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;ایجاد بلوا و ناآرامی در دانشگاه از اهدافی است که بانیان طراحی جنگ نرم قطعا به دنبال آن هستند. جریانات دانشجویی می بایست مراقب باشند پازل جنگ نرم را تکمیل نکنند. تمام تلاش طراحان جنگ نرم این است که به گونه ای عمل کنند تا شرایط دانشگاه های کشور از کنترل خارج شود. این همان چیزی است که حسین بشیریه نیز در قالب توصیه به دوستانش بیان می کند:«معمولا آن چیزی كه میخ نهایی را بر تابوت رژیم‌های خودكامه می‌كوبد بحران در اعمال قدرت و از دست دادن كنترل اوضاع است.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;رهبر انقلاب پیشتر مطالبی را مطرح کرده بودند که توجه بدانها راهگشا خواهد بود. ایشان فرموده بودند:«در جنگ فرهنگى، در جنگ سياسى، در جنگ امنيتى، تحرك دشمن را درست نمى‏توان ديد. گاهى اوقات، دشمن كار را به گونه‏اى ترتيب مى‏دهد كه حرف حقى، از زبان يك نفر صادر بشود! دشمن ناحق و باطل است، پس چرا مى‏خواهد اين حرف حق از زبان آن شخص صادر بشود؟ چون مى‏خواهد پازل خودش را كامل كند. اين پازل از صد يا دويست قطعه تشكيل شده؛ يك قطعه‏اش هم همين حرف حقى است كه آن شخص بايد بزند تا اين پازل را كامل كند! اينجا اين حرف حق را نبايد زد. پازل دشمن را كامل نبايد كرد. در اين حد هوشيارى لازم است! بله، وارد سياست بشويد و فكرِ سياسى كنيد؛ اما بسيار هوشيار. دشمن نبايد بتواند از هيچ حركت و اظهار و موضعگيرى شما استفاده كند. اين، اصل اول و يك خط قرمز است.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;به این ترتیب هر نوع نقش آفرینی افسران مقابله با جنگ نرم که فضای دانشگاه را به سمت ناآرامی سوق دهد، قطعا و یقینا نوعی تکمیل پازل جبهه مقابل به شمار خواهد آمد.&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;B&gt;*الزامات مقابله با جنگ نرم&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;یقینا نیل به اهدافی که می توان برای افسران این میدان در نظر گرفت، بدون طرح ریزی و برنامه ریزی دقیق و مدبرانه ممکن نیست. در ادامه برخی الزامات این برنامه ریزی را مرور خواهیم کرد.&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;الف) تشکیل اتاق فکر&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;رهبر انقلاب در دیدار با دانشجویان طراحی نوع مبارزه را به خود دانشجویان واگذار کردند. ایشان فرمودند:«اينى كه چه كار بايد بكنيد، چه جورى بايد عمل كنيد، چه جورى بايد تبيين كنيد، اينها چيزهائى نيست كه من بيايم فهرست كنم، بگويم آقا اين عمل را انجام بدهيد، اين عمل را انجام ندهيد؛ اينها كارهائى است كه خود شماها بايد در مجامع اصلى‏تان، فكرى‏تان، در اتاقهاى فكرتان بنشينيد، راهكارها را پيدا كنيد.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;لذاست که بررسی نوع مواجهه مطلوب با توجه به شرایط خاص هر دانشگاه می بایست از جانب فعالین آن دانشگاه هر چه سریع تر صورت پذیرد.&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;ب) پرهیز از بسته شدن فضا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;رهبر انقلاب در دیدار با اساتید دانشگاه در عین اینکه بر ضرورت مقابله با جنگ نرم تاکید داشتند، بار دیگر بحث کرسی های آزاد اندیشی را پیش کشیدند و تاکید کردند که نباید از اظهارنظر بیمناک بود. ایشان فرمودند:«يكى ديگر از كارهائى كه بايد در زمينه‏ى مسائل گوناگون اجتماعى و سياسى و علمى انجام بگيرد، ميدان دادن به دانشجوست براى اظهارنظر. از اظهارنظر هيچ نبايد بيمناك بود. اين كرسى‏هاى آزادانديشى كه ما گفتيم، در دانشگاه‏ها بايد تحقق پيدا كند و بايد تشكيل بشود. اگر چنانچه بحثهاى مهم تخصصى در زمينه‏ى سياسى، در زمينه‏هاى اجتماعى، در زمينه‏هاى گوناگون حتّى فكرى و مذهبى، در محيطهاى سالمى بين صاحبان توان و قدرتِ بحث مطرح بشود، مطمئناً ضايعاتى كه از كشاندن اين بحثها به محيطهاى عمومى و اجتماعى ممكن است پيش بيايد، ديگر پيش نخواهد آمد.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;به نظر می بایست از فضای تقابلی احراز کرد و محیط آکادمیک دانشگاه را حدالامکان به دور از جنجال و هیجانات کاذب وارد موضوع بررسی مسائل روز کشور کرد.&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;ج) کلان نگری در طراحی راهکارها&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;باید در نظر گرفت که تفوّق مقطعیِ صرف مد نظر نیست. می بایست اهداف مواجهه، هم ارز همدیگر و با نگاهی کلان نگر دیده شود. مثلا اگر صرفا مغلوب کردن حریف هدف قرار بگیرد و حفظ آرامش محیط دانشگاه لحاظ نشود، باید پذیرفت که راه به بیراهه سپره شده است.&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;د) ضرورت مخاطب شناسی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;به نظر مخاطب اصلی طرح ریزی های افسران مقابله با جنگ نرم نه سردمداران جریان مقابل که افکار عمومی دانشجویی است. افکار عمومی ای که تحت القائات غلط ممکن است قضاوت های نادرستی در خصوص مسائل کشور داشته باشد و این قضاوت با تبیین درست مسائل به راحتی قابل تغییر است. نباید در برنامه ریزی مخاطب را به اشتباه چند فرد خاص یا یک تشکل خاص قرار داد.&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;B&gt;*آسیب های مقابله با جنگ نرم&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;طبیعتا می تواند آسیب هایی نیز متوجه طرح ریزی های جریانات دانشجویی برای مقابله با جنگ نرم باشد. برخی از این آسیب ها در سخنان رهبر انقلاب نیز مورد اشاره قرار گرفته است.&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;الف) احساسی عمل کردن&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;اولین آسیبی که رهبر انقلاب برشمردند، برخورد احساسی با موضوع بود. شاید بازخوانی سخنان ایشان بعد از غائله 18 تیر در اینجا راهگشا باشد. ایشان فرمودند:«وقتى هيجانات كور، پا وسط بگذارند، دشمن فوراً استفاده خواهد كرد. بارها گفته‏ام، باز هم تكرار مى‏كنم؛ من معتقدم كه جوان مملكت بايستى در همه ميدانها حضور و آمادگى داشته باشد؛ منتها با انضباط. اين‏گونه حركاتى كه ملاحظه شد كسانى به دانشگاه حمله كنند، ناشى از بى‏انضباطى است؛ با هر نامى انجام گيرد، غلط و محكوم است. اگر با نام دفاع از دين هم انجام گيرد، غلط است؛ اگر با نام دفاع از ولايت هم انجام گيرد، غلط است. مگر من بارها نگفته‏ام در اجتماعات كسانى كه مخالفند، هيچ كس نبايد رفتار خشونت‏آميز داشته باشد؛ چون اين، دشمن را خوشحال مى‏كند. بارها ما اين حرف را گفتيم، چرا گوش نكردند؟! چرا گوش نمى‏كنند؟! حتّى اگر يك حرفى كه خون شما را به جوش مى‏آورد به زبان آورند - مثلاً فرض كنيد اهانت به رهبرى كردند - باز هم بايد صبر و سكوت كنيد. اگر عكس مرا هم آتش زدند و يا پاره كردند، بايد سكوت كنيد. نيرويتان را براى آن روزى كه كشور به آن نيازمند است، براى آن روزى كه نيروى جوان و مؤمن و حزب‏الّلهى بايد در مقابله با دشمن بايستد، حفظ كنيد، والاّ حالا فرض كنيم يك جوان، يا يك دانشجوى فريب‏خورده‏اى هم حرفى زد و كارى كرد؛ چه اشكالى دارد؟ من از او صرف‏نظر مى‏كنم.»&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;ب) برخورد سخت به جای برخورد نرم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;در مقابله با جنگ نرم بیش از هر چیز باید قواعد مقابله را شناخت. قواعد مقابله نرم با قواعد مقابله سخت تفاوت دارد. مختصات مبارزه هم تفاوت دارد. در مواجهه نرم لزوما دشمن در طرف مقابل دشمن نایستاده است. ممکن است یک عنصر فریب خورده در طرف مقابل باشد. بین یک عنصر فریب خورده و دشمن تفاوت وجود دارد. از حیث نوع مقابله نیز باید راهکارهای نرم را مورد توجه قرار داد.&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;ج) تندروی و تشدید فضای هیجانی و جنجالی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;رهبر انقلاب در عین تاکید بر ضرورت برنامه ریزی و مقابله با جنگ نرم به یک مسئله مهم اشاره کردند و آن پرهیز از تندروی بود. ایشان فرمودند:«شرط ديگر اين است كه در قضايا افراط وجود نداشته باشد. طبيعت جوان، طبيعت تحرك و تندى است. اين دوره‏ى زندگى شما را ما هم گذرانده‏ايم؛ آن هم در دورانهاى انقلاب و اوائل مبارزات و اينها بوده. تندى را مي دانم چيست. خيلى هم به ما نصيحت مي كردند كه آقا تندى نكنيد، ما مي گفتيم كه نمي فهمند چقدر لازم است تندى كردن! مي دانم تصور شما چيست، اما حالا از ما بشنويد ديگر. مراقب باشيد تندروى، انسان را پيش نميبرد. با فكر، تصميم بگيريد... توقع اينكه شماها مدبرانه و فكورانه فكر كنيد و بدون تندروى، بدون افراط و تفريط توى قضايا، رفتار كنيد، توقع زيادى نيست.»&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;د) ناامیدی و نگاه بدبینانه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;مقام معظم رهبری به ضرورت پرهیز از یأس و ناامیدی هم اشاره کردند و اصالت نگاه خوشبینانه را نه از روی توهم که از روی بصیرت دانستند. ایشان فرمودند:«عزيزان من! شرط اصلى فعاليت درست شما در اين جبهه‏ى جنگ نرم، يكى‏اش نگاه خوشبينانه و اميدوارانه است. نگاهتان خوشبينانه باشد. ببينيد، من در مورد بعضى‏تان به جاى پدربزرگ شما هستم. من نگاهم به آينده، خوشبينانه است؛ نه از روى توهم، بلكه از روى بصيرت. شما جوانيد - مركز خوشبينى - مواظب باشيد نگاهتان به آينده، نگاه بدبينانه نباشد؛ نگاه اميدوارانه باشد، نه نگاه نوميدانه. اگر نگاه نوميدانه شد، نگاه بدبينانه شد، نگاه &quot;چه فايده‏اى دارد&quot; شد، به دنبالش بى‏عملى، به دنبالش بى‏تحركى، به دنبالش انزواء است؛ مطلقاً ديگر حركتى وجود نخواهد داشت؛ همانى است كه دشمن ميخواهد.»&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;B&gt;*راهکارهای کلان مقابله با جنگ نرم&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;سخن گفتن از راهکارها تامل جدی تری را می طلبد. علاوه بر اینکه شرایط هر دانشگاه نیز ملزومات خاص خود را دارد که متناسب با آن ملزومات باید تصمیم گرفت. اما آنچه اجمالا می توان گفت بدین شرح است:&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;الف) ایجاد تردید &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;چنانچه پیشتر گفته شد، مخاطب اصلی برنامه ریزی ها باید عموم دانشجویان باشد. به سادگی می توان با ایجاد تردید در برخی اصول پذیرفته شده ای که تحت القائات نادرست مطرح شده اند، به مقابله با جنگ نرم رفت. مثلا تبین واقعیات برآمده از نظرسنجی ها و غیرواقعی و مسخره بودن ادعای تقلب 13 میلیونی،  تبیین دروغ پردازی آشوبگران در گزارش تعداد کشته ها، تبیین تناقض رویکرد اصلاح طلبان در مواجهه با برخی شخصیت ها من جمله آقای هاشمی و مواردی از این دست می تواند راهگشا باشد. این جنس تردید افکنی ها به سادگی در قالب نشریات و سخنرانی ها قابل پیگیری است.&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;ب) پاسخ به شبهات&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;طبیعتا از همان روزهای آغازین سال تحصیلی شبهه های متعددی در فضای دانشجویی مطرح خواهد شد. پاسخ به شبهه روی دیگر سکه ایجاد تردید است. باید ایجاد تردید مقدم بر پاسخ به شبهه باشد. بدین معنا که موضع جریان ارزشی باید تهاجمی باشد. البته می توان پیشاپیش و قبل از آنکه نوبت به نقش آفرینی جبهه مقابل برسد، بسیاری شبهات را هم در قالب همان ایجاد تردید پاسخ گفت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 24 Sep 2009 18:21:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehrabeandishe&amp;postid=138</comments>
<dc:creator>mehrabeandishe</dc:creator>
<guid>http://mehrabeandishe.blogfa.com/post-138.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نی نی های گنده و حکایت دنیای اسباب بازی</title>
<link>http://mehrabeandishe.blogfa.com/post-137.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#999900 size=4&gt;نی نی های گنده و حکایت دنیای اسباب بازی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تا حالا به دنیای بچه ها دقت کردید. به چیزهایی شاد می شند که برا ما معنی خاصی نداره. با یه آب&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 227px; HEIGHT: 229px&quot; height=970 alt=&quot;نی نی&quot; hspace=4 src=&quot;http://timetobudget.com/wp-content/uploads/2007/09/baby.jpg&quot; width=526 align=left vspace=4 border=0&gt; نبات کوچولو کلی ذوق می کنن. خیلی راحت هم شاکی می شن و می زنن زیر گریه. به بازی بچه ها دقت کردین. کلی وقت صرف می کنن تا سرشون مثلا به یه ماشین کوچولو گرم بشه. دنیای بچه ها رو وقتی از منظر یه آدم بزرگ نیگاه می کنی همه چیزش به نظرت بچه بازی میاد! چشم بسته غیب گفتم نه؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;انما الحیوه الدنیا لهو و لعب و تفاخر و زینه. &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#999900&gt;فکر می کنم از منظر انسان کامل هم دنیای ما همین گونه است. ما کوچولوهایی که احساس می کنیم خیلی بزرگیم، اما این جوری نیستیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; بچه ها هم تو دنیای خودشون همین طوری فکر می کنن. وقتی زاویه نگاه تغییر می کنه، دنیای قبلی خیلی لوس و مسخره به نظر می رسه. به نظرم این دنیا همش همین جوریه. اسمش رو می زارم دنیای اسباب بازی. آدم بزرگ های این دنیا در نقش همون نی نی های کوچولویی هستند که صبح تا شب دلشون به یه آب نبات خوش می شه و از یه لگد مگس گریه شون می گیره. سرشون رو یه جوری گرم می کنن تا روزها رو بگذرونن. دلشون هم خوشه که کلی تو دنیای اسباب بازی، بازی کردن. البته گاهی هم سر دعوا وا می شه و موی همدیگه رو می کشن یا اسباب بازی هاشونو به سمت هم پرتاب می کنن.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;می دونین چرا معصومین فکر گناه رو هم نمی کنن. به نظرم چون اصلا فکر گناه براشون معنی نداره! مسخره است. مال دنیای بچه هاست. مثلا به یه بچه کسی گیر نمی ده چرا زدی گلدون رو شیکوندی. خب! بچه است. نمی فهمه دیگه! بسته به اینکه آدما تو کدوم دنیا زندگی می کنن و چقدر بزرگ شدن، انتظارات هم ازشون عوض می شه. این جوریه که حسنات الابرار، سیئات المقربین می شه.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#999900&gt;&lt;STRONG&gt;ما متعلق به کدوم دنیاییم؟ چقدر خردسالیم و چقدر بزرگ شدیم؟ دلمون به چه چیزهایی خوش می شه و اهداف و آرمان هامون چه جوری تعریف می شه. مام وقتمون رو صرف ماشین بازی و کشیدن موی همدیگه می کنیم؟ تا حالا سعی کردیم زاویه نگاهمون رو عوض کنیم؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; 
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پی نوشت: یه چند وقتیه لحن مطالب وبلاگ عوض شده. گیر ندین دیگه. دلیل خاصی نداره. تو همون فضاهای قبلی هم ان شاء الله مطلب می زارم. ضمنا یه مصاحبه هم با عنوان نخبه علمی!!!!! کردم که می تونید &lt;A href=&quot;http://snn.ir/NewsContent.aspx?NewsID=113061&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;اینجا&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt; بخونیدش.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Sep 2009 20:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehrabeandishe&amp;postid=137</comments>
<dc:creator>mehrabeandishe</dc:creator>
<guid>http://mehrabeandishe.blogfa.com/post-137.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا از دنیای آدمیزادها متنفرم</title>
<link>http://mehrabeandishe.blogfa.com/post-136.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=5&gt;چرا از دنیای آدمیزادها متنفرم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خیلی وقت ها در مورد این فکر می کردم که آدم ها به چه انگیزه ای و برای رسیدن به چه هدفی زندگی می کنند؟ این همه تکاپو و بالا و پایین پریدن برای رسیدن به کدام نقطه است؟ آدم ها زندگی می کنند که چه بشود؟ اصلا زندگی یعنی چه؟ هدف غایی گذراندن این همه شب و روز چیست؟ زندگی تکراری مسخره نیست؟ چگونه زندگی کنیم، آدم خوبی بوده ایم؟ و چرا؟ &lt;STRONG&gt;آیا اصولا دلیلی برای تداوم حیات وجود دارد؟ دلیلی برای زنده بودن وجود دارد؟&lt;/STRONG&gt; چرا بشریت به نیهیلیسم نمی رسد؟ چرا نیست انگار نمی شود؟ چرا تماماً به پوچی نمی رسد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;واقعیت آن است که اگر انگیزه ها و آرمان های الهی را از میان برداریم، هیچ دلیل قانع کننده ای برای زندگی وجود ندارد. در پرتو طرح این آرمان هاست که مقوله ای به نام حرکت به سمت مفهوم انسان کامل و خلیفة الهی معنا پیدا می کند. &lt;STRONG&gt;اگر این دست آرمان ها نباشد، توجیهی برای تداوم حیات مادی وجود ندارد.&lt;/STRONG&gt; آخرش که چی؟ نیهیلیسم و نیست انگاری نتیجه طبیعی حذف آرمان ها، تکالیف الهی و تعامل عبد و معبود است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر این سیر کاملا برای بشر تبیین شده باشد و بشر آن گونه که باید به این مفهوم رسیده باشد، هیچ گاه منافع زودگذر مادی را جایگزین سیر متعالی خود نمی کند. &lt;STRONG&gt;اما مسئله ای که وجود دارد این است که در زندگی روزمره، نوع آدم ها چندان به مقوله هایی از این دست فکر نمی کنند.&lt;/STRONG&gt; انگیزه و آرمان الهی روشنی برای خود متصور نیستند. &lt;STRONG&gt;سوال اینجاست که چرا اینها به پوچی نمی رسند؟&lt;/STRONG&gt; دلایل این آدم ها برای زندگی چیست؟ چه انگیزه ای برای نفس کشیدن دارند؟ آیا اصلا این صورت مسئله برایشان موضوعیت دارد؟ به نظر برای خیلی ها این موضوعیت وجود ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;قدیم در آسیاب ها از اسب ها استفاده می کردند. چشمان اسب ها را می بستند. اسب بدبخت شبانه روز می دوید. شب هنگام وقتی چشمش را باز می کردند تازه می دید همان جای اولش ایستاده است. به نظرم شهوات دنیا چشمان خیلی از آدم ها را بسته است. البته مقصود شهوت به معنای عام آن است نه خاص. &lt;STRONG&gt;آدم ها آن قدر غرق دنیا و دست و پا زدن برای فردای خود هستند که کمتر به دلیل این همه تکاپو فکر می کنند یا اصلا فرصت می کنند که فکر کنند.&lt;/STRONG&gt; برای همین است که مسیرها با مقاصد اصلی نسبت درستی ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر هدف غایی زندگی حرکت به سمت مفهوم انسان کامل نباشد؛ اگر نقطه مطلوب بندگی نباشد؛ اگر پای آرمان ها در میان نباشد؛ اگر دغدغه های فرامادی موضوعیت نداشته باشد؛ آن وقت است که زندگی خیلی مسخره و چندش آور خواهد شد. &lt;STRONG&gt;از دنیای آدم ها بدم می آید چون اغلب، زندگیشان از این جنس است.&lt;/STRONG&gt; این یک واقعیت است. دنیای آدم ها... یک عده از سر و کول هم بالا می روند تا به قدرت بیشتر و بیشتر برسند. حرص  و ولعشان هیچ وقت فروکش نمی کند. یک عده هم خودکشی می کنند تا دو تومانشان پنج تومان بشود، خانه شان چند متر بزرگتر بشود، ماشینشان یک مدل بالاتر برود و... چقدر مسخره است. چقدر احمقانه است وقتی همه حیات بشری در این عناوین خلاصه می شود. چقدر...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مسئله ای که وجود دارد این است که در این دنیا خواه نا خواه دامانت به گرد راه اسیر می شود. هر چه قدر هم از دنیای متعفن آدم ها بگریزی آخرالامر تو هم ممکن است گوشه ای زمین گیر شوی. باید از دنیا و نفست که متمایل به این دنیاست بگریزی. این البته سخت است. مهم آن است که تمام همتت این باشد که از لجن زار آدمیزاد ها فرار کنی به سوی خدا. و فرّوا الی الله...
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پی نوشت: یه توضیحی به نظرم لازمه در مورد این مطلب بدم. نوشتم از دنیای آدمیزادها بیزارم نه از آدمیزادها! پیدا کنید پرتقال فروش را!!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Sep 2009 01:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehrabeandishe&amp;postid=136</comments>
<dc:creator>mehrabeandishe</dc:creator>
<guid>http://mehrabeandishe.blogfa.com/post-136.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در فضیلت گم و گور شدن</title>
<link>http://mehrabeandishe.blogfa.com/post-135.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#996600 size=5&gt;در فضیلت گم و گور شدن&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&quot;گم و گور شدن&quot; حالتی را گویند که شخص برای مدتی محدود یا برای همیشه از اجتماع می گریزد و به بیغوله های آلبالویی خویش پناه می برد. بسیاری از دوستان و کانون های مرتبط با خود را وامی گذارد و شریان های ارتباطی را هم به نوعی مسدود می کند. طبیعتا از اولین ملزومات &quot;گم و گور شدن&quot; تعطیل کردن تلفن همراه است. در این حالت شخص به بیان ساده سر به بیابان می گذارد آن گونه که دست بنی بشری به او نرسد!!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#996600&gt;&quot;گم گور شدن&quot; ویتامین های زیادی دارد. فرصتی برای بازگشت به خویشتن، آسیب شناسی گذشته و نیز برنامه ریزی برای آینده ارائه می کند. در عین حال آدمی را از تحمل ساز و کارهای پوشالی و مزخرف دنیا رهایی می بخشد. در کل باید گفت &quot;گم و گور شدن&quot; چیز خوبی است!&lt;/FONT&gt; البته از نگاه کسانی که برای خود وظایف اجتماعی و سیاسی قائلند نمی تواند دائمی و به معنای کناره گرفتن از همه مناسبات برای همیشه باشد. می تواند فرصتی باشد برای تغییر شکل و قالب این دست نقش آفرینی ها.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آدم ها معمولا هنگامی گم و گور می شوند که شرایط و محیط پیرامونی را باب میل خود نمی بینند. یا اینکه فارغ از جنس شرایط فرصتی برای تفکر را تنها از این مسیر قابل پیگیری می دانند. حالت دیگری هم ممکن است و آن اینکه آدم ها حضور خود را برای سایرین آزاردهنده تلقی کنند و همین تلقی مقدمه گم و گور شدن را فراهم آورد. نمی دانم. شاید دلایل دیگری هم بتوان برایش پیدا کرد!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در عرفان هم معنایی مشابه این معنا یعنی همان گم و گور شدن داریم و آن همان سیر من الخلق الی الحق&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot;&gt; است. سالک در گام اول از طبیعت و همه تعلقات می گریزد و به حضرت حق پناه می برد. سه مرحله بعدی عبارتند از: سیر بالحق فی الحق، سیر من الحق الی الخلق بالحق و در نهایت سیر فی الخلق بالحق.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;گم و گور شدن می تواند مراتبی داشته باشد. می تواند تنها یک یا چند کانون مرتبط با فرد را در بربگیرد، یا اینکه همه کانون های مرتبط را شامل شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;راستش از جهاتی اشتیاق زیادی به &quot;گم و گور شدن&quot; دارم و از جهاتی هم رقبتی ندارم. حداقلش این است که کمتر کسی از دستم عذاب می کشد و من هم کمتر مجبورم ساز و کارهای مسخره دنیا را تحمل کنم. از اینجا به بعدش بماند... &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پی نوشت:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اگرچه استعداد ویژه ای در زمینه گم و گور شدن دارم&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/03.gif&quot;&gt; اما لااقل فعلا قصد این کار را به آن معنا ندارم. شاید کمی به روحیات درونگرایی خودم بازگردم...&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/25.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Thu, 03 Sep 2009 01:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehrabeandishe&amp;postid=135</comments>
<dc:creator>mehrabeandishe</dc:creator>
<guid>http://mehrabeandishe.blogfa.com/post-135.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قدرت طلبان تخیلی</title>
<link>http://mehrabeandishe.blogfa.com/post-134.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=5&gt;قدرت طلبان تخیلی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آدم ها هر کدام برای یک چیز دست و پا می زنند؛ شهوت جنسی، شهوت پول و مال، شهوت شکم، شهوت قدرت و... . آدم ها چندان هم با هم تفاوت ندارند؛ هرکدام به یک وسیله آزمایش می شوند و از همین روست که اراده شان به زمینه های مختلف تعلق می گیرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;می گویند آخرین چیزی که از قلوب مخلصین خارج می شود، حب جاه است. در این مسلک کسب قدرت هدف است. دیگر کسی شیفته خدمت نیست. هر کس می کوشد تا خود را بالا بکشد. خودشیرینی شاید واژه مناسبی برای توصیف برخی دست و پا زدن ها در این حوزه باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روی کار آمدن دولت اصولگرا نفاق برخی را موجب شد؛ برخی که جزو حزب باد بودند، مقدس شدند تا راه به جایی برند؛ برخی هم گمان کردند چون دولت، همسوی با آنهاست، مسئولیت ارث پدریشان است و هر گونه تلاشی برای کسب قدرت مباح.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از دو جهت نسبتی با این نگاه و این مسلک نمی توان داشت. وقتی از بالا نگاه می کنی خنده ات می گیرد. به زندگی لجن آلود آدم ها و دنیای متعفنی که برخی برای خود ساخته اند، می نگری. آخرش که چه؟ عطش قدرت کجا قرار است تمام شود؟ به فرض که مشاور شدی، معاون شدی، وزیر شدی یا هزار کوفت و زهرمار دیگر! که چی؟!! آخرش که چی؟!! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این زاویه از تلقی انسان ها در خصوص غایت خلقت و هدف بشریت باز می شود. هر کسی یک جور پایبند این لجن زار دنیا است. حرص قدرت هم یک جورش است! همه اش دست آخر سر کاری است! این همه آدم آمده اند و رفته اند. خیلی بیشتر از خیلی از ماها هم در این مسیر دست و پا زده اند. آخرش که چی؟ آخرش که چی؟....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یادم می آید در بازه زمانی انتخابات هم به این سبک و سیاق نوشتم که ما به تحلیلی ورای همه تحلیل ها و به ساز و کارهایی ورای ساز و کارهای رایج ایمان داریم. خدایی که یوسف عریان را از ته چاه بیرون کشید و عزیز مصرش کرد، اگر بندگی اش را بکنیم و لایق باشیم با ما نیز چنین خواهد کرد. عبدی اطعنی حتی یجعلک مثلی فانی یقول کن فیکون. ما مشرکیم. چون همه را می بینیم؛ اما او را نه. والله مشرکیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خیلی چیزها که در مسیر زندگی به دست می آوریم جزو مقدّرات است. فرح کودکانه برای چیزی که خدا تقدیر کرده و دست و پا زدن های آن چنانی دور شدن از مسیر بندگی را رقم می زند. این راه نیست، کژراهه است و کم نیستند آدم هایی که راه را به کژراهه واگذار کرده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از دنیای این آدم ها و دست و پایی که برای منافع خود می زنند نفرت دارم. حالم از این لجن زاری که در آن همه، دیگران را در راستای منافع خودشان و نردبان قدرت طلبی خودشان می خواهند، به هم می خورد. حالم از این لجن زاری که ارزش آدم ها با پول معنا پیدا می کند به هم می خورد. از دنیای آدمیزادها بدم می آید. اینجا انسانیت موضوعیت ندارد. کسی به فکر آسمان آبی نیست. کسی از پرواز نمی گوید. همه زمینی اند و روزمره زندگی می گذرانند. صداقت کمیاب است و خودخواهی فراگیر. همه چیز تصنعی است. اینجا دنیای آدم هاست. لجن زار بشریت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پی نوشت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;برخلاف تصور برخی دوستان این مطلب  ارتباط مستقیمی با اصلاح طلبان نداره&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 26 Aug 2009 01:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehrabeandishe&amp;postid=134</comments>
<dc:creator>mehrabeandishe</dc:creator>
<guid>http://mehrabeandishe.blogfa.com/post-134.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کویر</title>
<link>http://mehrabeandishe.blogfa.com/post-133.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000 size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000 size=5&gt;کویر&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حکایت، حکایت کسی است که در بیابانی خشک و سخت گم شده باشد؛ در دیاری که رنگش را نمی شناسد و تعلقی به آن ندارد. خستگی تمام وجودش را گرفته است. از این سو به آن سو می دود تا آبی زلال پیدا کند؛ آبی زلال یا مرهمی یا ملجأیی یا... &lt;FONT color=#990000&gt;شاید این از ثمرات هبوط به فرش است که ملکه دل را می آزارد.&lt;/FONT&gt; وقتی ارتباطت با آسمان کم شد، باید رسم و رسومات زمین را بربتابی؛ رسم و رسوماتی که عمیقا و شدیدا از آن نفرت داری. اینجا همه از هم فرار می کنند. همه دنبال منافع خودشان هستند. صداقت کمیاب است. چگونه باید از این بیابان گریخت و به کجا؟ بس است...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دلم برای رمضان تنگ بود. خیلی تنگ. شاید این آتش در دل این بیابان غربت، چاره ای باشد برای گمشده ای چون من. شاید کسی صدایم را بشنود و شاید کسی از تحمل این بیابان متعفن رهایی ام بخشد. &lt;FONT color=#990000&gt;&lt;STRONG&gt;یک دشت سرگردانی و یک سینه غربت و چشمانی که فروغ راه ندارد و پایی آزرده و عصایی که نیست تا رفیق راه شود و مرادی که نیست تا تکیه گاهم باشد.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در بیابان وقتی باد میل غوغا می کند، صورت را به ضرب شن های داغ می نوازد. تحمل آب و هوای کویر سخت است؛ سخت. &lt;FONT color=#990000&gt;کاش موسی باشم و این بیابان... اگر میل اوست، نیکوست...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 21 Aug 2009 17:54:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=mehrabeandishe&amp;postid=133</comments>
<dc:creator>mehrabeandishe</dc:creator>
<guid>http://mehrabeandishe.blogfa.com/post-133.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
