تبليغاتX
میثم تمّار - با منطق حجیت جامعتین، سوم تیر باید به هاشمی رأی داده باشید! خون می رود به صفحه که املا کنم تو را      نامت بزرگ بود نشد جا کنم تو را ***** یاقی نیم ترحمی ای پادشاه حسن    گردن کشیده ام که تماشا کنم تو را***** آب از سرم گذشته عصایی بزن به آب    یک دم بیا که حضرت موسی کنم تو را ***** در راه کعبه خرج سفر در خطر فتاد    دل می رود ز دست که پیدا کنم تو را***** خون مرا بگیر به گردن مرا بکش     تا زیر تیغ سجده اعلی کنم تو را ***** کنجی برای خلوت شبهای من بده     تا گریه ای به وسعت صحرا کنم تو را ***** بر مردگان کوی تو باید دخیل بست     یعنی قیاس کی به مسیحا کنم تو را ***** بندم بزن که چینی عمرم شکسته است     جامم نما که ساقی دلها کنم تو را ***** از روزگار خیر ندیدم بدون تو     خیرات جان خویش چو حلوا کنم تو را ***** سنگینی غمت به تغافل مرا فکند     لعنت به من اگر ز سرم وا کنم تو را

 

با منطق حجیت جامعتین،

سوم تیر باید به هاشمی رأی داده باشید!

داشتم به این فکر می‏کردم که چرا کسانی که امروز "حجیت شرعی جامعتین در انتخابات" را در سایتشان تئوریزه می‏کنند در انتخابات‏های گذشته به رأی و نظر جامعتین بی اعتنا بودند. سوم تیر جامعه روحانیت و آقای مهدوی از آقای هاشمی حمایت کردند و تعداد قابل توجهی از اعضای جامعه مدرسین هم در حمایت از هاشمی بیانیه دادند. آن موقع مثلا آقای زاکانی مسئول ستاد قالیباف بود. در انتخابات نخست ریاست جمهوری هم جامعه روحانيت مبارز از بني‌صدر حمایت کرد و جامعه مدرسين از حبيبي.

بالاخره شما برای رأی و نظر جامعتین حجیت شرعی قائلید یا نیستید؟ اگر قائل هستید، چرا قبلا به گونه‏ای دیگر عمل کردید؟ آیا سوم تیر پشت پرده به هاشمی رأی دادید و ما بی‏خبریم یا چیزی را دارید امروز تئوریزه می‏کنید که به آن واقعا اعتقاد ندارید و فقط بهره‏برداری سیاسی روز برایتان اهمیت دارد؟!

جامعه روحانیت و جامعه مدرسین البته هر دو محترم و گرانقدر هستند. کسی نمی‏تواند نقش‏آفرینی‏های جامعه مدرسین در ماجراهایی چون آغاجری و صانعی را فراموش کند. البته در عین حال باید بپذیریم اینکه این دو نهاد برای کشور لیست بدهند و برخی سیاستمداران به گونه‏ای عمل کنند که انگار همه ملزم به پذیرش نظر این دو نهاد هستند و الا منحرفند، نه تنها خلاف نظر امام راحل بوده و هست بلکه از نظر امام این رویکرد یک توطئه علیه انقلاب است. حرف امام هم صریح و روشن است.

امام می‏فرمایند:«...در انحصار هيچ كس نيست، نه در انحصار روحانيين است، نه در انحصار احزاب است، نه در انحصار گروههاست. انتخابات مال همه مردم است. مردم سرنوشت خودشان دست خودشان است. و انتخابات براى تأثير سرنوشت شما ملت است. از قرارى كه من شنيده‏ام در دانشگاه بعض از اشخاص رفته‏اند گفته‏اند كه دخالت در انتخابات، دخالت در سياست است و اين حق مجتهدين است. تا حالا مى‏گفتند كه مجتهدين در سياست نبايد دخالت بكنند، اين منافى با حق مجتهدين است، آنجا شكست خورده‏اند حالا عكسش را دارند مى‏گويند. اين هم روى همين زمينه است، اينكه مى‏گويند انتخابات از امور سياسى است و امور سياسى هم حق مجتهدين است هر دويش غلط است. انتخابات سرنوشت يك ملت را دارد تعيين مى‏كند. انتخابات بر فرض اينكه سياسى باشد و هست هم، اين دارد سرنوشت همه ملت را تعيين مى‏كند، يعنى آحاد ملت سرنوشت زندگيشان در دنيا و آخرت منوط به اين انتخابات است. اين طور نيست كه انتخابات را بايد چند تا مجتهد عمل كنند. اين معنى دارد كه مثلًا يك دويست تا مجتهد در قم داشتيم و يك صد تا مجتهد در جاهاى ديگر داشتيم، اينها همه بيايند انتخاب كنند، ديگر مردم بروند كنار؟! اين يك توطئه‏اى است كه مى‏خواهند همان طورى كه در صدها سال توطئه‏شان اين بود كه بايد روحانيون و مذهب از سياست جدا باشد و استفاده‏هاى زياد كردند و ما ضررهاى زياد از اين برديم، الآن هم گرفتار ضررهاى او هستيم. حالا ديدند آن شكست خورد، يك نقشه ديگر كشيدند، و آن اين است كه انتخابات حق مجتهدين است، انتخابات يا دخالت در سياست حق مجتهدين است. دانشگاهيها بدانند اين را كه همان طورى كه يك مجتهد در سرنوشت خودش بايد دخالت كند، يك دانشجوى جوان هم بايد در سرنوشت خودش دخالت كند. فرق ما بين دانشگاهى و دانشجو و مثلا مدرسه‏اى و اينها نيست، همه‏شان با هم هستند. اينكه در دانشگاه رفتند و يك همچو مطلبى را گفتند، اين يك توطئه‏اى است براى اينكه شما جوانها را مأيوس كنند.»

امام می‏افزایند:«بيدار باشيد! توجه كنيد! اينها با توطئه‏هايشان مى‏خواهند كار را انجام بدهند، نمى‏توانند با دخالت نظامى كار بكنند، اينها مى‏خواهند با شيطنتهايشان كار خودشان را انجام بدهند. آن وقت شيطنت اين بود كه سياست از مذهب خارج است و بسيار ضرر به ما زدند و ما بسيار ضرر خورديم و آنها هم بسيار نفع بردند. اين مطلب شكست خورده. حالا مى‏گويند كه سياست حق مجتهدين است يعنى، در امور سياسى در ايران پانصد نفر دخالت كنند، باقيشان بروند سراغ كارشان. يعنى مردم بروند سراغ كارشان، هيچ كار به مسائل اجتماعى نداشته باشند، و چند نفر پيرمرد ملّا بيايند دخالت بكنند. اين از آن توطئه سابق بدتر است براى ايران. براى اينكه، آن يك عده از علما را كنار مى‏گذاشت، منتها به واسطه آنها هم يك قشر زيادى كنار گذاشته مى‏شوند، اين تمام ملت را مى‏خواهد كنار بگذارد. يعنى نه اينكه اين مى‏خواهد مجتهد را داخل كند، اين مى‏خواهد مجتهد را با دست همين ملت از بين ببرد. بايد دانشگاهيها متوجه باشند كه اگر چنانچه افرادى در دانشگاه هستند كه شيطنت دارند مى‏كنند، اينها را بايد توجه كنند كه گول اينها را نخورند. خودشان دخالت در امور انتخابات بكنند. انتخابات سرنوشت حتى شمايى كه در آنجا هستيد را تعيين مى‏كند. يك امرى كه سرنوشت آحاد ملت در دست اوست، وظيفه آحاد ملت است كه در آن دخالت كند، مربوط به يك قشرى، دون قشرى نيست، همه بايد در اين دخالت بكنند. و اين شيطنتهايى كه الآن دارند مى‏كنند، به طورى كه به من گفته‏اند براى مأيوس كردن بعضى از جوانهاى ماست. اين شيطنت را خنثى كنيد و فعال وارد بشويد در انتخابات. مى‏خواهيد خودتان كسانى را تعيين كنيد و انتخاب بكنيد، مى‏خواهيد ببينيد هر قشرى كه مى‏پسنديد حرفهاى آنها را و كانديداى آنها را. شما هم با آنها باشيد.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 اسفند1390ساعت 3:7  توسط محمد مهدی تهرانی  |