X
تبلیغات
میثم تمّار - نظر رهبری در مورد مشایی خون می رود به صفحه که املا کنم تو را      نامت بزرگ بود نشد جا کنم تو را ***** یاقی نیم ترحمی ای پادشاه حسن    گردن کشیده ام که تماشا کنم تو را***** آب از سرم گذشته عصایی بزن به آب    یک دم بیا که حضرت موسی کنم تو را ***** در راه کعبه خرج سفر در خطر فتاد    دل می رود ز دست که پیدا کنم تو را***** خون مرا بگیر به گردن مرا بکش     تا زیر تیغ سجده اعلی کنم تو را ***** کنجی برای خلوت شبهای من بده     تا گریه ای به وسعت صحرا کنم تو را ***** بر مردگان کوی تو باید دخیل بست     یعنی قیاس کی به مسیحا کنم تو را ***** بندم بزن که چینی عمرم شکسته است     جامم نما که ساقی دلها کنم تو را ***** از روزگار خیر ندیدم بدون تو     خیرات جان خویش چو حلوا کنم تو را ***** سنگینی غمت به تغافل مرا فکند     لعنت به من اگر ز سرم وا کنم تو را

در مواضع غیر اصولی مشایی و نقش‏آفرینی‏ها و حاشیه‏سازی‏های متعمّدانه او تردیدی نیست. این را اکنون همه نیک می‏دانند که مشایی علاقه زیادی به این دارد که موضوع اصلی کشور باشد. او آن گاه که حرف و حدیث‏ها کمتر می‏شود به میدان می‏آید تا بار دیگر با اظهاراتی شاذ نظر همه را به سوی خویش جلب کند. انگار از نظر او شرایط مطلوب در کشور شرایطی است که همه به جای پرداختن به سایر موضوعات تنها از مشایی صحبت کنند! برداشت عادی از مواضع مشایی این گونه است که اگر او موضوع اول کشور نباشد، ناراحت است و اگر موضوع اول کشور باشد، خوشحال.

مشایی کسی است که خود را صاحب نظر در بسیاری از حوزه‏ها و بالاتر از برخی رجال مطرح سیاسی و دینی نیز می‏داند. شاید از همین روست که او با وجود تأکید رئیس جمهور هیچ گاه حاضر نشد تن به مناظره دهد و هر بار به نوعی از مناظره طفره رفت. مشایی طی این مدت همواره کوشید تا در یک تریبون یک طرفه میدان‏دار باشد و از دیالوگ با چهره‏های شاخص سیاسی یا دینی بپرهیزد.

مشایی در عین حال به فرصتی برای برخی جریانات سیاسی نیز تبدیل شده است تا با نفی او، اثبات خود را نتیجه بگیرند یا کنار زدن دولت را دنبال کنند. در واقع در اینجا فقط بحث، بحث مشایی نیست. مشایی برای برخی سیبلی است که بتوان به طرف آن آسوده نشانه گرفت و کلیت دیگری را تخطئه کرد. اینان البته علاقه دارند خود را منتقد واقعی و اصلی مشایی نیز جلوه دهند اما اینکه عملکردشان چقدر به نفع مشایی است و چقدر به ضرر او موضوعی است که جداگانه باید بدان پرداخت.

با این همه اکنون پرسش این است که با آدمی مثل مشایی چه باید کرد و از مواضع رهبری تا کنون در این خصوص چگونه می‏توان برداشت نمود؟ جنس مواجهه با او و نقد او چگونه باید رقم بخورد که هدف انقلابیون مستفاد شده باشد نه هدف مشایی؟! به نظر می‏رسد در این میدان انقلابیون که شاکله تحلیلی و عملکردی خود را بر مبنای فرمایشات و مواضع رهبر انقلاب قرار می‏دهند، می‏بایست بیش از همه به دنبال تبیین این مهم از سخنان ایشان باشند.

رهبر انقلاب تا کنون حداقل سه بار به صورت مستقیم و غیرمستقیم ناگذیر از اظهار نظر نسبت به مشایی شده‏اند که مرور، تأمل و دقت در این همه می‏تواند در راستای پاسخ به این پرسش مفید باشد و سرنخ‏های خوبی را بدست دهد.

الف) سخنرانی در جمع اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

مقام معظم رهبری طی جلسه‏ای که با اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم داشتند در پاسخ به سوالات شرکت کنندگان جلسه مطالبی را مطرح نمودند که بخشی از آن به دولت، حجاب، بحث مکتب ایرانی و مشایی ارتباط داشت. این سخنان اگر چه به صورت رسمی منتشر نشد، اما یکی از اعضای جامعه مدرسین جزئیات آن را با رسانه‏ها در میان گذاشت.

رهبر انقلاب با دقت و حوصله سخنان دوستان را گوش می‌دادند و یادداشت برداری می‌کردند و به آنها پاسخ می‌دادند. یکی از اعضا مسئله حجاب و عفاف را مطرح کرد و حرف‌های او تعریض به بی ‌توجهی برخی مسئولان نسبت به حجاب فقهی بود که آقا فرمودند:«من این مطلب را قبول ندارم؛ مسئولان امروز همه حجاب فقهی را قبول دارند ولی اختلاف سلیقه در تاکتیک‌هاست.»

حضرت آقا فرمودند:«فرضا دختری که حجاب کاملی ندارد اما شب قدر یا در مجلس دعای کمیل شرکت و به درگاه خداوند تضرع می‌کند و یا در راهپیمایی 22 بهمن تصویر امام را می‌گیرد، نمی‌توان گفت که بی‌دین است بلکه نمی‌داند حجاب اسلامی چیست که باید او را توجیه کرد. باید در باب حجاب کتاب نوشت و از طرق مختلف مانند فیلم‌های تلویزیونی حجاب را تبیین و افراد ناآگاه را ارشاد کرد.»

رهبر انقلاب با آنکه جهت‌گیری کلی دولت را تائید کردند و تصریح داشتند نمی‌خواهند یک طرف را تأیید کنند اما این را به قاطعیت فرمودند که ”مسئولین فعلی با حجاب فقهی مخالف نیستند ولی در تاکتیک‌ها اختلاف وجود دارد.”

در حالی که اکنون برخی تلاش زیادی برای ضدولایت فقیه ساختن از احمدی‏نژاد دارند، آن روز رهبر انقلاب در خصوص حمایت خود از دولت فرمودند:«بنده از همه دولت‌ها حمایت کرده‌ام ولی این دولت با "دولت‌های گذشته" تفاوت دارد و فرق اساسی در این است که تلاش نمی کنند حاکمیت دوگانه درست کند. در گذشته حرف دشمن القای حاکمیت دوگانه بود و در برخی ادوار هم برخی افراد دنبال القای این وضعیت در کشور بودند که دولت و مجلس در مقابل ولایت فقیه که محور نظام است، قرار دارد ولی الان اینگونه نیست.» جالب اینکه ایشان در لفظ دولت‏های گذشته به صورت عام استفاده کردند و این بدین معنا بود که فقط مقصودشان دولت اصلاحات نبود.

مقام معظم رهبری با قاطعیت فرمودند که ”در شرایط کنونی اختلاف نظر هست و من هم برخی مسائل را قبول ندارم اما الان اگر رهبری چیزی بگوید، رئیس جمهور می‌پذیرد و به آن عمل می‌کند” و این مطلب بسیار مهم است که برخلاف آنچه القا و تصور می‌شود که آقای احمدی‌نژاد به حرف رهبری گوش نمی‌دهد، آقا تصریح فرمودند که اینگونه نیست.

اما مکتب ایرانی شاید مهمترین بحثی بود که به مشایی نیز ارتباط مستقیم پیدا می کرد. رهبر انقلاب فرمودند:«من با طرح مکتب ایرانی مخالفم و نسبت به این موضوع به آقایان تذکر هم دادم ولی برداشتم این نیست که منظور آنها مقابل قرار دادن ایرانیت در برابر اسلامیت باشد. بنده هم همین اعتقاد را دارم که آقای احمدی‌نژاد واقعا نمی‌خواهد ایران را مقابل اسلام و برتر از آن قرار دهد؛ چرا که هیچ رئیس جمهوری به اندازه او از اسلام و آرمان‌‌ها و ارزش‌های اسلامی در سازمان ملل سخن نگفته و بنده با آنکه همواره به مسئولان انتقاد کرده ام اما انصافا او بود که نام امام زمان(عج) و حضرت زهرا(س) را در محافل بین المللی احیا کرده که البته این شرط کافی برای مسئولان نظام اسلامی نیست اما شرط لازم است.»

ایشان درخصوص دولت تصریح کردند:«من اعتقاد به نصح دارم. ... منتها مراقب باشند که یک جهت گیری عامی برای زمین زدن دولتی که حالا نسبت به شعارهای انقلاب وفادار است، نسبت به رهبری اظهار اطاعت می کند و چه و چه، ایجاد نشود، به آن حرکت کمک نشود. عرض ما این است. یک جوری نصیحت کنید که آن کسانی که قصد ریشه کنی دارند، نتوانند استفاده کنند ولی خوب نصیحت کنید، پیغام بدهید، کاغذ بنویسید، اگر یک جایی واقعا دیدید ضرورت دارد، اعلام هم بشود. اعلام عمومی در مواقع ضروری ایرادی ندارد، اما باید مراقبت بشود، این جور نیست که حالا انسان هر اعتراضی دارد مصلحت باشد که این را علنی و عمومی کند.»

ب)سرمقاله حسین شریعتمداری

حسین شریعتمداری پس از ماجرای انتصاب مشایی به سمت مسئول دفتر رییس جمهور سرمقاله‏ای در کیهان نوشت که طی آن انتقاداتی کاملا منطقی در خصوص مشایی نیز مطرح بود و البته در ضمن آن مشایی مهره انقلاب مخملی در ایران دانسته شده بود. این سرمقاله نیز حواشی خاص خود را ایجاد کرد.

رهبر انقلاب طی سخنانی به مسائل روز کشور اشاره کردند و مطالبی گفتند که حسین شریعتمداری خود را مخاطب آن دید و در کیهان سرمقاله دیگری در این خصوص نوشت. رهبر انقلاب فرمودند:«من مى‏بینم تو همین قضایاى سه چهار روز اخیر باز بعضى‏ها هى میخواهند اختلاف‏ها و شكاف‏ها را بیشتر كنند؛ نه، نباید اختلاف به وجود بیاید؛ همه با هم برادرند، همه با هم همكارى باید بكنند؛ همه باید براى ساختن كشور به یكدیگر كمك بكنند. به كسى نباید بیهوده تهمت زد؛ كسى را نباید به خاطر یك امر، از همه‏ى آن چیزهائى كه صلاحیت محسوب میشود، انسان او را نفى بكند. با انصاف باید بود؛ با انصاف باید عمل كرد؛ با انصاف باید حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان میگوید: "و لا یجرمنّكم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى".»

ایشان در تذکری مهم افزودند:«اگر با كسى دشمنید، این دشمنى موجب نشود كه نسبت به او بى‏انصافى كنید، بى‏عدالتى كنید؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن كه دشمن هم نیست. بى‏عدالتى‏ها را همه كنار بگذارند؛ بى‏انصافى‏ها را همه كنار بگذارند؛ همه در زیر پرچم نظام اسلامى و جمهورى اسلامى جمع بشوند؛ اصولى وجود دارد، به آن اصول همه پابندى خودشان را اعلام بكنند. در كنار هم باشند، اختلاف سلیقه هم باشد. چه اشكال دارد؟ همیشه اختلاف سلیقه بوده. در دورانهاى مختلف هر جائى كه این اختلاف سلیقه‏ها و اختلاف برداشتها با هواى نفس انسان مخلوط شد، كار خراب میشود. هواى نفس را باید خیلى ملاحظه كرد. به خودمان در فریب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشیم. نگاه كنیم ببینیم كجا نفس است و هوى‏هاى نفسانى ماست؛ كجا نه، واقعاً احساس تكلیف است؛ و در احساس تكلیف هم دقت بكنیم كه قدم از دایره‏ى تكلیف آنطرف‏تر نباید گذاشت؛ زیاده‏روى نباید كرد. آن وقت لطف خدا با ماست. همچنانى كه تا امروز به فضل الهى، به حول و قوه‏ى الهى، لطف الهى با ملت ایران بوده است؛ بعد از این هم ان‏شاءاللَّه خواهد بود.»

حسین شریعتمداری بعد از این سخنرانی رهبری در کیهان با اشاره به سرمقاله روز قبل خود نوشت:«دیروز وقتی بیانات رهبر معظم انقلاب را در جمع اهالی قرآن شنیدم، بی آن كه خود را عددی بدانم تا در خطاب یا ملامت و عتاب آقا جایی داشته باشم، احساس كردم یادداشت دیروزم با عنوان "چه كسی او را اداره می كند" می تواند در حوزه ملامت مقتدایم باشد، آنجا كه با اشاره به قضایای دو سه روز اخیر فرموده اند "این موضوع نباید موجب دامن زدن به اختلاف شود، ضمن آن كه نباید به كسی بیهوده تهمت زد و او را به خاطر یك امر، از همه آن چیزهایی كه صلاحیت محسوب می شود، نفی كرد" و در یادداشت دیروز نگارنده با استناد به تأخیر غیرقابل توجیه آقای احمدی نژاد در اجرای دستورالعمل 7 روز قبل رهبر معظم انقلاب و تعلل سؤال برانگیز ایشان در عزل آقای مشایی، ضمن گلایه از وی كه چرا به وظیفه شرعی و قانونی خود عمل نكرده است، حضور آقای مشایی در كنار رئیس جمهور با توجه به برخی از مواضع و عملكرد وی طی 4 سال گذشته، مشكوك تلقی شده و احتمال وابستگی او به جریان موسوم به كودتای مخملی مطرح گردیده بود...»

ج) ماجرای مردم اسرائیل

مشاییماجرای مردم اسرائیل شاید از مهمترین و حاشیه‏دارترین مسائلی بود که درخصوص مشایی مطرح شد. ماجرایی که چندین روز به طول انجامید و صدا و سیما نیز رسما به انعکاس مکرر آن پرداخت. رهبر انقلاب ناگذیر در نماز جمعه به این بحث اشاره کردند و ضمن تأکید بر اینکه آنچه مشایی در این خصوص گفته، اشتباه بوده است، فرمودند:«يك نفر پيدا ميشود درباره‏ مردمى كه در اسرائيل زندگى ميكنند، اظهار نظرى ميكند. البته اين اظهار نظر، اظهار نظر غلطى است. اينى كه گفته شود ما با مردم اسرائيل هم مثل مردم ديگر دنيا دوستيم! اين حرف درستى نيست؛ حرف غيرمنطقى‏اى است. مگر مردم اسرائيل كى‏هايند؟...»

ایشان در عین انتقاد از این اظهارات و تبیین نادرست بودن آن، اصولگرایان را مخاطب خود قرار داده و فرمودند: «خوب، اين حرف خطائى بود، حرف درستى نبود. اين را نبايد وسيله‏ى التهاب قرار داد. من خواهش ميكنم از همه، اينجور "مسائل كوچك" و "مسائل جزئى" را - حرفى كه بر زبان كسى جارى ميشود؛ مطلبى گفته ميشود - وسيله‏اى قرار ندهند براى اينكه مدتى جريان‏سازى و مسئله‏آفرينى در سرتاسر كشور بشود؛ يك عده مخالف، يك عده موافق، سر قضيه‏اى پوچ. موضع نظام هم معلوم است. تمام شد.»

رهبر انقلاب بلافاصله در فضای آن روز به موضوعی فراتر از این ها اشاره کردند و فرمودند:«يك چيز ديگرى كه اين روزها انسان مشاهده ميكند - كه اين را هم ميخواهم بخصوص از نخبگان خواهش كنم كه توجه كنند - قضاوتهاى درباره‏ى مسائل دولت و كارهاى دولت است... من نگرانى‏ام از اين نيست كه حرفى زده شود، از كسى انتقاد شود؛ نه. يك نفر انتقاد ميكند، يك نفر هم جواب ميدهد. نگرانى من از رائج شدنِ اخلاق بى‏انصافى در جامعه است. خدمات فراوانى انجام ميگيرد، انسان همه را كنار بگذارد، به نقطه‏اى بچسبد، اين درست نيست. البته اين خطاب به همه است. اين را ما به شخص خاصى، به گروه خاصى، به جناح خاصى عرض نميكنيم، اين را به همه عرض ميكنيم. همه مراقب باشند يكديگر را تخريب نكنند. اين فضاى تخريب، فضاى خوبى نيست. مردم هم خوششان نمى‏آيد. من اين را حالا در حضور شما مردم به آن حضرات ميگويم: اگر شما خيال ميكنيد كه شما بيائيد بنشينيد و فلان مسئول يا فلان جريان را مذمت كنيد، مردم لذت ميبرند و خوششان مى‏آيد، اشتباه ميكنيد. مردم از فضاى تخريب خوششان نمى‏آيد.»

جمع بندی

از این همه چند نکته به ذهن متبادر می‏شود. نخست اینکه انتقادات مطرح درخصوص مشایی صرفا فضاسازی نیست و این انتقادات در برخی موارد وارد است چنانکه رهبری هم در مواردی اظهار موضع کردند و البته در برخی دیگر ممکن است وارد نباشد. متأسفانه انتقادات از مشایی به عناوینی کودکانه و سیاسی‏کارانه تقلیل پیدا کرده؛ حال آنکه می‏توان جدی‏تر و عالمانه‏تر در این خصوص سخن گفت و منطقی استدلال کرد.

دیگر اینکه تفکیک میان دولت و فعالیت انقلابی و رو به جلوی دولت با اظهارات پراکنده کسانی چون مشایی مسئله‏ای است که رهبر انقلاب نیز انجام داده‏اند. ایشان در سخنان خود دولت دهم را با دولت شهید رجایی مقایسه کردند و به صراحت از بی‏انصافی‏ها علیه دولت انتقاد نمودند.

مسئله دیگر اینکه اگر چه گاه برخی اظهارات مشایی فاقد درستی صد‏در‏صدی است اما ضریب دادن به آن و مطرح کردن آن به عنوان موضوع اصلی کشور و بزرگ کردن کسی چون مشایی مورد انتقاد رهبری بوده است. این مسئله خود را حتی در موضوعات قابل توجهی چون "دوستی مردم اسرائیل" و "مکتب ایرانی" که شاید از حاشیه‏برانگیزترین موضوعات مرتبط با مشایی بوده است نیز نشان می‏دهد. به نظر می‏رسد برخی تعمد خاصی در تقابل با این نگاه رهبری دارند.

و دست آخر اینکه تفاوت جریان سوم و دو جریان مشایی و آنتی مشایی در عنصر اخلاق خلاصه می‏شود. جریان آنتی‏مشایی جریانی است که می‏کوشد با نفی مشایی و بزرگ کردن او خود را اثبات کند. مثلا اینکه حضرت نوح به موضوع اول کشور تبدیل شود، قطعا کمی خنده‏دار به نظر می‏رسد. این هر دو جریان علیه احمدی‏نژاد و گفتمان سوم تیر و نیز در مخالفت با مشی مطلوب رهبر انقلاب و در عین حال به نفع مشایی تا کنون عمل کرده‏اند. از نظر ما هر دو جریان مشایی‏چی هستند! نوع مواجهه و نوع انتقاد در عین تأکید بر بیان آن، موضوعیت دارد. در واقع اگر جریان سوم گاه سکوت را برمی‏گزیند به خاطر مماشات نیست؛ بلکه از این روست که گاه برخی انتقادات و فضاسازی‏ها را واقعی نمی‏داند یا موضوعیت اصلی برای آن قائل نیست. جریان سوم در عین حال برخی تحرکات و دیدگاه‏های مشایی را نمی‏پذیرد و در این باب جدا نگران است و به رئیس جمهور هم هشدار می‏دهد؛ اما خیال‏پرداز و سیاسی‏کار هم نیست. برخی اصرار دارند همه دولت را مشایی کنند و بعد هم انگ ضد روحانیت و ضد ولایت فقیه و فاسد و کذا به آن بزنند. از نظر جریان سوم این جریان، یک جریان سیاسی است که این دست از کلیدواژه هایش خواسته یا ناخواسته نعل به نعل با گزاره‏هایی که هاشمی مطرح می‏کند تطابق دارد. این ادعا در مقاله‏ای جداگانه قابل بررسی است.


پی نوشت:

جزوه موقعیت "استخوان در گلو" را در خصوص مشایی و احمدی‏نژاد حتما بخوانید. این جزوه را می‏توانید از اینجا دانلود نمایید. شماره دوم بولتن تحلیلی محراب اندیشه را نیز با عنوان "کجا ایستاده ایم؟"از طریق لینک  http://rapidshare.com/files/450882987/bultan.pdf دانلود کنید. این بولتن حاوی تحلیل ها و اخبار منتشر نشده ای در خصوص هاشمی، احمدی نژاد، مشایی، رحیمی و... است. با توجه به حوادث اخیر به زودی سومین بولتن هم منتشر خواهد شد.

برای سایت خبری الف درخصوص نوع برخوردش با ماجرای قوه قضائیه و اشتهاردی عمیقا متأسفم. وقتی حق و ناحق هم در آینه دعواهای سیاسی تقلیل پیدا کند، همین می شود. به زودی با مطلبی با موضوع رمزگشایی از موضع شاذ سایت الف به روز خواهم شد.

یک نکته دیگر که شاید برای دوستان شیفته مشایی  که علاقه دارند مواضع رهبری را هم انکار کنند، جالب توجه باشد ابراز تنفر صریح مقام معظم رهبری از اظهارات این آقایی است که دوستان خیال می کنند پیامبر آسمانی است. ایشان در همان دیدار جامعه مدرسین صراحتا فرمودند:«بدم می آید از این کاری که می کنند. دیروز هم همین آقایی که مسئول این چیزهاست، سر ناهار پیش من آمده بود و یک چیزی مطرح می کرد. گفتم آقا اینقدر ایرانی گری، ایرانی گری نکنید. یک تشری هم آنجا به او زدم، از این کار خوشم نمی آید.»

جا دارد همین جا از دوستان و همراهان آقای مشایی که با اسم های مختلف واقعا زحمت شبانه روزی می کشند و  اینجا پیغام می گذارند تا بلکه بتوانند راه فراری برای برادر مشایی پیدا کنند، تشکر کنم! به این دوستان در عین حال توصیه می کنم دست از این گونه حمایت هایشان از مشایی بردارند. دلسوزانه می گویم اشتباه می کنند. این جنس حمایت ها به ضرر خودشان، مشایی و رئیس جمهور بوده و هست. خیلی وقت است که به ضرر خودشان عمل کرده اند. الان ببینید رئیس قوه قضائیه چه طور پشت مشایی سنگر می گیرد و از جریان ضد روحانیت سخن می گوید. این تقصیر کارهای احمقانه شماست که الان ما هم می خواهیم حرف حق بزنیم به اسم شما محکوممان می کنند. بساطتان را جمع کنید. این پیغام ها که خطر مشایی از این آقا کمتره و یا اینکه بالاخره این آدم مثل آخوندا نیست و این چیزا کلا تکراریه!! یه چیز جدید لااقل بنویسد کسی بهتون نخنده!! دفاع کردن هم بلد نیستید آخه! دوستانه می گویم اگر جای شما بودم و حتی دیدگاه شما را قبول داشتم این قدر کودکانه و احمقانه عمل نمی کردم.

در ضمن خیلی از مسائل در خصوص نامه معاون اولی و... را در جزوه موقعیت استخوان در گلو آورده ام. همه حرف های شما را هم خودم حفظم. با این حرف ها مشایی تطهیر نمی شود. نمی خواهم حالا همه دوستانی که ممکن است مدافع مشایی باشند را هم به یک چوب برانم. ولی اگر این جزوه را بخوانند خواهند دید به مسائلی که می گویند ما هم واقفیم. با این همه ما نه با جریان مشایی نسبتی داریم و نه با جریان آنتی مشایی.

توجه: برخی سایت های خبری این جمله که "شناختی از رحیم مشایی ندارم اما با حرف‌های وی مخالفم." را از رهبر انقلاب نقل کرده اند و منتسب به ایشان نموده اند و نگارنده با استناد به این اخبار از همین نقل قول در متن این یادداشت بهره برده بود. بعد از تذکر بعضی دوستان در خصوص صحت این جمله و اینکه این نقل قول از شخص رهبری است یا صرفا نظر آقای اسلامیان بوده است بررسی هایی صورت پذیرفت. از آنجا که در این بررسی ها هنوز صحت این نقل قول برای نگارنده ثابت نشده است و این جمله در متن کاملی که از سخنان رهبری وجود دارد نیز وجود ندارد، از متن یادداشت حذف می شود. اگر دوستان مستندی در این خصوص دارند که می تواند کمک کند، از آن استقبال می کنیم. علت تاخیر در حذف این جمله هم خطای اسکریپ دادن بلاگفا بود که معلوم شد به یکی از عکس های این مطلب مربوط بوده است. برای اصلاح متن ناگذیر آن عکس حذف شد. البته در این جمله مورد اشاره، قسمت دوم آن یعنی مخالف بودن با "حرف های وی" همان مضمونی است که رهبری گفته اند. ایشان مطابق نقل قولی که ذکر شد تصریح کرده اند که بدم می آید از گفتن این مطالب و البته توضیح دادند که برداشت ایشان این نیست که مقصود مسئولین مقابل هم قرار دادن اسلامیت و ایرانیت باشد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 دی1389ساعت 20:25  توسط محمد مهدی تهرانی  |