با توجه به گذشت سال های طولانی از تاسیس مدرسه شهدای مؤتلفه اسلامی به نظر می رسد هم اکنون نیازمند نوعی بازنگری در عملکرد این مجموعه، اهداف و دستاوردهای آن باشیم. شاید دوستان مؤتلفه بد نباشد یک بار بنشینند و همه چیز را از اول مرور کنند و به این سوال پاسخ بدهند که مدرسه زدیم که چه بشود؟ می خواستیم صرفا فرزندان آقازاده ها سرگردان نباشند؟ خواستیم صرفا مدرسه زده باشیم که بگویند مؤتلفه هم مدرسه دارد؟ خواستیم مثل برخی مؤسسات بتوانیم افتخار کنیم که ما درصد قبولی کنکور بالایی داریم و... یا اینکه اهداف دیگری هم در میان بود؟ این اهداف کدامند؟ ضروری است در گام اول بازنگری جدی و مشخصی در این حوزه صورت بگیرد. هیچ مجموعه ای بی نیاز از بازنگری و آسیب شناسی نیست. بزرگان مؤتلفه هم طبعا خود و مجموعه های زیر نظرشان را بدون اشکال نمی دانند. اگر می خواهیم آسیب شناسی کنیم اول نیازمند آنیم که باید ها و اهداف در نظر گرفته شده را مورد بازنگری و بازخوانی قرار بدهیم تا بعد بتوانیم با اتکاء به آنها قضاوت کنیم. این مسئله اول.
بعد از این نوبت به مرور کارنامه فعالیت های این مدرسه می رسد. و این کاملا طبیعی است. سالیان سال مؤتلفه فارغ التحصیلانی داشته است. دوستان بیایند و ببینند چقدر خروجی های مؤتلفه متناسب با اهدافشان بوده است. خود دوستان در این خصوص بعدا قضاوت کنند. اگر چه می دانم قطعا نتیجه ای که بدست خواهد آمد خود دوستان را هم شگفت زده خواهد کرد! بیایند ببینند فارغ التحصیلان مؤتلفه الان کجا هستند و این فارغ التحصیلان چه میزان با ادبیاتی که دوستان در حوزه آرمانی دنبال می کردند آشنایند و چقدر آن آرمان ها را دنبال می کنند. بیایند ببینند چقدر نیروی مخلص، کارآمد و مسئولیت پذیر تحویل نظام جمهوری اسلامی داده اند. ما قضاوت را به عهده خود دوستان می گذاریم اگر چه قضاوت ما اصلا مثبت نیست.
مرحله سوم تبیین کارنامه عملکردی بر حسب دوره هاست. بیایند و دوره های مختلف را با هم مقایسه کنند. دوره هایی که امثال آقای محمدی دوست یا آقای لبانی و دوستانشان مدیریت و اداره مدرسه را برعهده داشتند و دوره هایی که دیگرانی بر سر کار بودند. مشاورهای مختلف را هم در نظر بگیرند. بعد خودشان نگاه کنند و نمره بدهند که با توجه به این برآیند چه میزان توان و عُرضه حفظ نیروهای توانمند را در داخل مجموعه داشته اند و چقدر با ریزش نیروهای توانمند و غیر محافظه کار مواجه بوده اند. خیلی از کسانی که روزی برای مؤتلفه دل می سوزاندند و از زندگیشان برای بچه ها مایه می گذاشتند، الان در مدارس دیگر مشغول فعالیت هستند. سوال این است: چرا؟ من به عنوان یک فارغ التحصیل دبیرستان شهدای مؤتلفه اسلامی صراحتا نسبت به این مسئله سوال دارم. دوستان جواب بدهند. چرا؟
زمانی یکی از دوستان تعریف می کرد که با توجه به نزدیکی به شروع سال تحصیلی و باقی ماندن نقاشی کلاس های مؤتلفه آقای لبانی به معلم ها گفته بودند من خودم می خواهم این چند روز بایستم و کلاس ها را رنگ بزنم تا کار سریع تر پیش برود. هر که هم وقت دارد بسم ا... . آن سال مدیر مدرسه با معلم ها در رنگ زدن کلاس ها کمک کردند تا کار به موقع به پایان رسید. سوال این است که الان چند نفر انگیزه های این گونه دارند؟ زمانی آقای کوهستانی و مشاورینی از این دست از زندگی خودشان برای بچه ها می گذاشتند. خارج از مدرسه جلسات هیئت برپا می کردند. جلسات اصول عقاید می گذاشتند. جلسات قرآن می گذاشتند. جلسات احکام و منطق و... می گذاشتند. الان چند نفر این انگیزه ها را دارند. آقایان جواب بدهند با نیروهایشان چه کردند و چقدر نیروهای ارزشمند و دغدغه دار خالص وارد مجموعه کردند. (۱)
آن چیز که برای رشد بچه ها نیاز است نظم پادگانی و لباس فرم و این ها نیست. این ها در آینده جواب معکوس می دهند. این ها از نظر ما به معنای سرکوب گرایش های فطری افراد است که در آینده خود را نشان خواهد داد. نگاه اسلام این نیست. این نگاه خشک غربی است که عصر پست مدرن را رقم زده است. با حاج علیرضا پناهیان کمی این موضوع را مطرح کنید، چند تا فحش آبدار خدمتتان ارائه خواهند داد.
مؤتلفه کجا می رود؟ چه می خواهد بکند؟ برآیند این همه سال عملکرد کجاست؟ مجمع به اصطلاح فارغ التحصیلان مؤتلفه چقدر نگرش آرمانی دارد؟ چقدر دغدغه اش مطالبات مقام معظم رهبری است و چقدر کار اقتصادی بی دردسر؟ نگرش آرمانی در بین فارغ التحصیلان مؤتلفه چقدر جای دارد؟ چقدر به فعالیت های فوق برنامه، کتابخانه، نوارخانه و ... در مؤتلفه بها داده می شود؟ از چند شخصیت کشوری دعوت می شود تا بین بچه ها برای مناسبت های مختلف حضور پیدا کنند؟ چرا این قدر معلم ها، مدیران و مشاوران مؤتلفه جا به جا می شوند؟ چرا هرکس وارد مؤتلفه می شود چند ماه بعد بیرون می آید؟ چرا این قدر تردد نیروها در مؤتلفه زیاد است؟ دوستان جواب بدهند.
اگر چه طی این سال ها ارتباط من با دبیرستان مؤتلفه خیلی کمتر شده است و اتفاقا به همین دلیل است که ترجیح می دهم کمتر قضاوت کنم اما به هر حال از برآیند عملکردها و برخی مسائل بی خبر هم نیستم. لااقل سال هایی که بر خود ما گذشته بعضا حتی بدون یک مشاور را به خاطر دارم. فکر می کنم از زمان ما یک آقای کاظمی پور در مدرسه باقی مانده بود که شنیدم ایشان هم خداحافظی کردند!
و اما یک پیشنهاد برای دوستان و آن اینکه ضمن این بازنگری و آسیب شناسی در حوزه های مختلف هدف گذاری و عملکردی بیایند و برای رضای خدا یا عکس مقام معظم رهبری را بردارند یا دغدغه شان دغدغه مقام معظم رهبری باشد.
پیشنهاد می کنم دوستان نیروهای توانمندی که صرفا به خاطر برخی اختلاف نظرهای بی اساس کنار گذاشته شده اند را به مجموعه برگردانند. از نیروهای مخلص و با نگاه آرمانی استفاده کنند. از فعالین دانشجویی در عرصه کشور مثلا از دوستان تشکل جامعه اسلامی دانشجویان بهره بگیرند. بیایند برای رضای خدا هم که شده کار فکری و فرهنگی و اعتقادی قوی را در مدرسه کلید بزنند. با ادبیات انقلاب بچه ها را آشنا کنند. با ادبیات امام راحل بچه ها را آشنا کنند. مباحثی مثل صدور انقلاب را با بچه ها در میان بگذارند. هدف را این بگذاریم که می خواهیم یک جمع خبره، دغدغه مند، مخلص، انقلابی و با نگاه آرمانی تحویل نظام و انقلاب بدهیم. می خواهیم زمینه ساز انقلاب جهانی اسلام و ظهور منجی عالم بشریت باشیم. می خواهیم بچه ها را با مبانی عمیق مهدویت آشنا کنیم. می خواهیم همت و زین الدین بسازیم. ما حجتیه را نقد می کنیم ولی در عمل از حجتیه ای ها هم سکولارتر عمل می کنیم.
اگر هدف را این گذاشتیم که صرفا قبولی کنکور بالایی داشته باشیم یا مدرسه ای به هر صورت اداره شود، بزرگترین اشتباه را کرده ایم. فارغ التحصیلان امروز مؤتلفه باید تئوریسین ها و برنامه ریزان فردای انقلاب باشند. باید دانشگاه ها را دست بگیرند. باید داعیه دار جنبش دانشجویی در سراسر کشور باشند. باید دغدغه مطالبات رهبری را داشته باشند. اگر این اهداف را ندارید خجالت نکشید! عکس آقا و امام و شهدای مؤتلفه را بردارید!
پی نوشت:
۱- مقصود ما در اینجا شخص یا اشخاصی خاص نیست. ممکن است اشخاصی که احیانا نامی از آنها برده می شود بدون اشکال هم نبوده باشند. در اینجا مقصود ما بیان ضرورت احیای یک نوع نگرش است.
- بیان این نقدها بدین معنا نیست که الان در مدرسه موتلفه هیچ کاری صورت نمی گیرد یا اینکه هیچ نیروی مخلصی در آن وجود ندارد و ... . غرض بیان ضرورت مرور دوباره هدف گذاری و کارنامه عملکردی مدرسه موتلفه بود. از نظر ما الان هم کارهایی انجام می شود. ولی تا جایی که اطلاع داریم همین فعالیت ها هم با آن حوزه آرمانی و انقلابی ارتباط کامل و مناسبی ندارد. دوستان باید عملکرد گذشته را مرور کنند و در سیاست های نادرست تجدید نظر کنند و در نهایت گام های بعدی را خیلی بلندتر بردارند. این گونه به نظر می رسد که برآیند عملکرد برخی مدارس مثل علوی با توجه به اهداف خاص خودشان به مراتب مثبت تر از موتلفه بوده است. دوستان می توانند با مرور سه مرحله ای که عرض شد در این خصوص قضاوت کنند.
- یک پیشنهاد برای دوستان فارغ التحصیل دوره های مختلف موتلفه هم دارم و آن اینکه اگر واقعا دلشان برای موتلفه می سوزد بحث نقد موتلفه را کاملا جدی، صریح و علمی کلید بزنند. من فکر می کنم اگر دوستان مجمع فارغ التحصیلان می خواهند واقعا کاری انجام بدهند می بایست از اصلاح ریشه ای و اساسی موتلفه شروع کنند. لازمه این شروع هم این است که محافظه کاری را کنار بگذارند. مجمع فارغ التحصیلان باید مستقل باشد نه مطیع وضع موجود و برخی آقایان. در این صورت است که می توان به دستاوردهای مثبت مجمع طی سال های آتی و با استفاده از نیروهای دغدغه مند جدید فکر کرد.
+
نوشته شده در سه شنبه 17 دی1387ساعت 16:8 توسط محمد مهدی تهرانی
|