دعوی شیعگی و عاشقیش گر داریم علم افتاده زمین است بیا برداریم
وقت تنگ است هلاهل از زمین جوشیدست شامگه نیست زمین رخت عزا پوشیدست*
پنجه مرگ چه بی رحم و گریبانگیر است آه! ای قوم بجنبید که فردا دیر است*
فصل تف آمد و ما تشنه و خصم آسودست تشنگی بگذارید چون فرات آلودست*
آب آغشته به ننگ است مبادا بخورید سهم لبها همه سنگ است مبادا بخورید*
هین بیایید که جان در ره عشقش بازیم تا که اثبات شود در ره او سربازیم
مدعی، لاف زدن شرط محبت نبُوَد عرصه تنگ است شتابید که فرصت نبُوَد
وقت تنگ است مخسبید ز جا برخیزید گاه جنگ است مخسبید ز جا برخیزید*
او اگر رفت به ما درس وفاداری داد درس غیرت و عمل درس علمداری داد
دعوی شیعگی و عاشقیش گر داریم علم افتاده زمین است بیا برداریم
وای اگر در کمر جاده عمارت سازیم یا که لنگر همه در بحر فنا اندازیم*
کربلا قصه یک شهر اهورایی نیست آنچه بگذشت فقط بهر غم و زاری نیست
کربلا مکتب جاوید همه دوران هاست درس امروز وفاداری شخص سقاست
هُش که امروز خط حق و خطا بشناسیم در ره حق چو علمدار همه جان بازیم
آنکه دست و سر خود در ره مولاش دهد جاده هیئتیان ره سوی سقاش دهد
با ابالفضل همه در دل شب عهد کنیم تا نفس هست در این راه ز جان جهد کنیم
پی نوشت:
- عنوان شعر و همچنین ابیات ستاره دار از شاعر گرانقدر انقلاب، مرحوم ابوالفضل سپهر است.
- واقعیت هنوز فرصت نکردم روی عروض جدی کار کنم. آشناییم با مقوله تقطیع و اوزان شعری و نیز بحث عروض و قافیه ابتدایی است ولی قطعا در آینده ای نزدیک در کنار حوزه های سیاست داخلی، اقتصادی، سیاست خارجی، فکری، فرهنگی و... که در حد معلومات ورود پیدا کرده ام، در این حوزه هم به طور جدی خدمت دوستان خواهم بود! اگر از دوستان کسی هست که بتواند در این زمینه راهنمایی کند، قطعا استفاده می کنیم. البته فکر نمی کنم این شعر لااقل اشکالی داشته باشد.
من بیشتر ترجیح می دهم یک آدم n بعدی باشم نه یک بعدی. البته عادت دارم در زمینه هایی که اطلاعی ندارم اظهار نظر نکنم. مثلا در حوزه نقد فیلم یا برخی زمینه های فرهنگی یا درخصوص برخی مباحث اقتصادی که اطلاعاتم کافی نیست علی رغم اصرار برخی دوستان در برخی موارد هیچ اظهار نظری ندارم. ورودی که به عرصه های مختلف هم پیدا می کنم به واسطه مطالعات نسبتا گسترده و پراکنده ای است که دارم یا داشته ام. بر این باورم که یکی از اشکالات آدم های زمان ما یک بعدی بودن آنهاست. حضرت امام این گونه نبود. در کنار کتاب های عمیق عرفانی و اشعار زیبا و پرمعنای عرفانی از فلسفه و ادله عقلی سخن به میان می آورد. لذاست که در مطلب "اصولگرایی تان را بدهید خروس قندی بخرید" تاکید کردم:«امروز به آدم سیاسی کار در کشور نیاز نداریم. امروز به فکر نیاز داریم. امروز به چهره هایی نیاز داریم که بار ترویج و تبیین گفتمان انقلاب و گفتمان عدالت را بدوش بکشند. امروز به آدم های یک بعدی نیاز نداریم. امروز به افکار و اندیشه های چند بعدی نیاز داریم. اگر تا دیروز می بایست تنها در سنگر دفاع از مقدسات بجنگیم، امروز باید در تمام حوزه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... حرف برای گفتن داشته باشیم.»
واقعیت آن است که ما امروز در برخی ابعاد نظیر حوزه فرهنگی یا اقتصادی با کمبود نیروی ارزشی مواجهیم. در فضای رسانه ای این کمبود کاملا به چشم می آید. حتی تیم اقتصادی یا فرهنگی برخی از روزنامه های اصولگرای ما به آن شکل نگاه و جهت گیری ارزشی وجود ندارد. صرفا یک تیم روزنامه نگارند که در هر روزنامه ای چه راست و چه چپ، چه اصولگرا و چه غیر اصولگرا ممکن است مطلب بنویسند. در نمایشگاه مطبوعات آقای وحید جلیلی از کمبودهایی که در حوزه فرهنگی هست گلایه داشتند. باید نیروهای ارزشی ما در کشور این خلل ها را پر کنند. اگر قرار است بخواهیم گفتمان سازی کنیم باید بتوانیم در حوزه های مختلف الگو معرفی کنیم. برنامه بدهیم. حرف برای گفتن داشته باشیم. صرف اینکه یک آدم سیاسی باشیم با چهار تا مصاحبه در خصوص مسائل روتین روز هیچ ارزشی ندارد. صد تا مصاحبه در مورد یک موضوع کاملا واضح می شود. همه هم عین هم حرف می زنند. ما هم بشویم یکی از آن صد نفر. واقعا چه ارزشی دارد؟ در برخی حوزه ها الان تعداد نیروهای ارزشی که بتوانند ورود پیدا کنند و مفاهیم انقلاب را در آن حوزه تبیین کنند اندک و بعضا انگشت شمار است. در حوزه اقتصاد واقعا چقدر کار کردیم؟ خب! اینها درد است. این همه دانشجوی اقتصاد در کشور داریم. کجای جنبش دانشجویی نقش آفرینی می کنند؟ چند نفر از اینها وارد حوزه رسانه ای می شوند و مرزها با اقتصاد لیبرال یا چپ را تبیین می کنند؟....
+
نوشته شده در سه شنبه 17 دی1387ساعت 11:52 توسط محمد مهدی تهرانی
|
- دو بند اول شعر که مربوط به حضرت رقیه(س) است سروده شاعر بزرگوار "مجاهدی" ملقب به پروانه است. دو بیت میانی که با عبارت "این حدیثم چه خوش آمد ..." شروع می شود از اشعار حافظ علیه الرحمه است. این شعر حافظ البته ماجراهایی هم دارد که بماند.
- شاکله سبک مورد استفاده از آقای ابراهیم رحیمی است. ایشان از ذکر "کربلا کربلا حسین می کشی مرا" استفاده کرده بودند.
- دوستانی که با عروض آشنایی دارند اگر در خصوص اشتباهات و نقایص وزنی و عروضی احتمالی شعر راهنمایی کنند، شاعر شعر استفاده می کند.
+
نوشته شده در شنبه 14 دی1387ساعت 13:10 توسط محمد مهدی تهرانی
|