سال ها انتظار و آرزو و این بار هوای نجف را استشمام می کنی. رؤیایی به وقوع پیوسته است و تو همچنان حیران سر در گریبان اشک می ریزی. دلت می خواست ای کاش می شد هیچ وقت به ایران برنگردی. نه حوصله شهر را داری و نه آداب و رسوم و بازی هایش را. کاش می شد از همین جا پرواز کرد.
لحظاتی است که میهمان مسجد سهله ای. همان جا که علامه بحرالعلوم به زیارت حضرت نائل شد. همه به دنبال نماز و دعایند و نوشتن تو به طول می انجامد. از همه جدا شده ای؛ با دلی که در سینه نمی گنجد. در مسجد چندین مقام مشخص شده است که روبروی هر یک باید نماز بگزاری. نوبت به مقام امام صادق می رسد و یاد آن امام که اندازه انگشتان یک دست یار نداشت که قیام کند. هزاران نفر شاگرد که می دانستند و نمی دانستند. شاگرد بودند و نبودند. عالم بودند و نبودند.
نوبت به مقام ابراهیم رسیده است و کاش می شد اسماعیل نفست را همین جا به قربانگاه ببری. کاش می شد خودت را همین جا ذبح کنی؛ خود را بگذاری و او را ببری! شاید اگر نوشتن نبود، دیوانه می شدی. در خود نمی گنجی. نوشتن نوعی سخن گفتن است؛ نوعی حکایت کردن؛ نوعی گفتگو.
باز هم از کاروان جا مانده ای. مثل همیشه که عادتت جا ماندن بوده است. هفت شهر عشق را عطار گشت و تو هنوز اندر خم یک کوچه ای. کاش این بار خنجر ببرد. کاش. قلم را رها کن؛ تا شب زمین گیرت می کند؛ باید بروی.
نماز ظهر و عصر را مهمان مقام حضرت خضر هستی. و سرانجام با مسجد سهله خداحافظی می کنی در حالی که باران دست نوشته هایت را خیس کرده است. هر شروعی را پایانی است و هر وصالی را وداعی. و تو هم ناگذیر از رفتنی. شاید هیچ گاه مسجد سهله را نبینی. دیوارهای آجری بلند که اکنون بوی نم نیز به خود گرفته است. زمان، زمان رفتن است. مجالی برای ماندن نیست.
پی نوشت:
وقتی به مسجد سهله رسیدیم که گرد و غبار همه فضا را گرفته بود. انتظار داشتم مسجد سهله مسجدی مجلل باشد. در ذهن شاید مسجد جمکران را مرور می کرد. اما این گونه نبود. دیوارهای آجری و حیاط پر گرد و خاک مسجد در نگاه اول مرا به مناطق عملیاتی جنوب برد. دور تا دور مسجد به حالت شبستان مانند فضایی مسقف وجود داشت و میانه مسجد را در واقع حیاطی بزرگ تشکیل می داد. در گوشه گوشه مسجد چه در حیاط چه در فضای شبستان مانند دور مسجد مقام هایی با نام پیامبران و امامان مشخص شده بود که می بایست آنجا نماز می گزاردیم.
تازه به نجف رسیده بودیم و قبل از همه به زیارت مسجد سهله آمده بودیم. آنچه در بالا آمد، در واقع مختصری از خاطراتی است که در این مسجد روی کاغذ آمد و اولین سری یادداشت های سفر را تشکیل می داد.
+
نوشته شده در چهارشنبه 24 تیر1388ساعت 0:0 توسط محمد مهدی تهرانی
|
هر چه پیشتر می رویم بیشتر با خدمات ارزنده و استثنایی برادر محسن آشنا می شویم. در مناظره های انتخاباتی بود که دریافتیم در زمان جنگ، دولت را ایشان اداره می کرده اند! اکنون هم سایت خبری تابناک پرده از خدمات چشم گیری دیگر برداشته است که البته درخور تامل است. خوب است که فعالیت ها و دستاوردهای جناب آقای رضایی بیشتر برای مردم تشریح شود و به نظر اتفاقا می بایست از تداوم این روند استقبال کرد.
مطابق آخرین تحلیل ها و یافته های سایت خبری تابناک مُبدع طرح مناظره های تلویزیونی و تشکیل کمیته 5 نفره در شورای نگهبان هم آقای رضایی بوده اند! علاوه بر اینکه ایشان نقشی حیاتی و تعیین کننده در "آرام کردن فضا و تلاش برای جلوگیری از برخوردهای خشونتآمیز میان معترضان به نتیجه انتخابات" داشته اند. این همه در حالی است که نمی توان نقش ایشان را در "ظرفیتسازی برای برگزاری بهتر انتخابات و همچنین مدیریت بحرانهای حاصل شده" نادیده گرفت.
ظرافت دیگری که در عملکرد آقای رضایی وجود داشت، این بود که ایشان "توجه به فحوای کلام رهبری" را بسیار مهمتر از "وجه شکلی" آن تلقی کردند. در واقع برادر محسن با دقت به سخنان رهبر عزیز انقلاب به ناگاه دریافته اند که حرف ایشان این است که مسائل باید از مجاری قانونی پیگیری شود. این البته کشف بزرگی در سخنان رهبری به شمار می آید و نشانه این است که برادر محسن بیش از آنکه برای "شکل" اصالت قایل باشند، برای "محتوا" اصالت قایل هستند. دست آخر هم که ابتکار انصراف ایشان بود که می توان آن را انصرافی "تعیین کننده" و "سازنده" دانست.
اگر تا اینجا مطلب تلقی طنز برای مخاطب ایجاد کرده است، باید گفت هرگز چنین نیست. آنچه گذشت تنها مختصری است از یادداشتی که سایت خبری تابناک به قلم آقای سردبیر منتشر کرده است. البته احتمالا بعدها برخی اکتشافات و اختراعات هم به نام ایشان ثبت می شود. مثلا اگر گفته شد جاذبه را هم ایشان کشف کرده اند، زیاد با این اوصاف نباید تعجب کرد، کاملا طبیعی است! جناب سردبیر در این نوشتار تازه به نشانه هایی از بی انصافی و برخوردهای احساسی در فضای سیاسی کشور رسیده اند که البته با وجود تاخیر چندین روزه در نوع خود قابل تقدیر است اما سوالی که وجود دارد این است که آیا هیچ برخورد غیرمنصفانه ای جز آنچه درصدد توجیه آن برآمده اند در انتخابات وجود نداشت که به آن بپردازند؟
جناب آقای سردبیر محترم! وقتی به رئیس جمهور قانونی کشور و منتخب ملت عزیز ایران وقیحانه نسبت دیکتاتور، نکبت، فرعون، رمّال، عبوس، متکبر، هتاک، دروغگو، طاغوتی، تروریست، متحجر، خشونت طلب، مستبد، توتالیتر، خودکامه، شعار زده، مردم فریب، و... داده می شد، احساس نکردید که احیانا در فضای انتخاباتی بی انصافی وجود دارد؟
وقتی آمار جعل کردند و رییس جمهور قانونی کشور را متهم به دروغگویی کردند، شما مثل رهبر انقلاب نگران نشدید؟ این همه انصاف بود و این یک قلم قضاوت در خصوص ولی نعمتتان بی انصافی؟ شما با این موج تهمت و تخریب همراه بودید یا نبودید؟
از چه چیزی فرار می کنید؟ اگر انصراف آقا محسن سازنده بود، چرا خبرش را از روی سایتتان حذف کردید؟ چرا این خبر الان روی سایت خود آقای رضایی نیست؟ چرا با وجود رفع مشکل سایت ایشان، این خبر مهم آنجا دیده نمی شود؟ این چه انصراف سازنده ای است که از انعکاس خبر آن هم خجالت می کشید؟ چه چیزی را می خواهید توجیه کنید؟ انصراف های پی در پی برادر محسن را؟ چرا از واقعیت فرار می کنید؟
دوم تیرماه امیدوار رضایی(اخوی آقا محسن) اعلام کرد که نمایندگان ایشان برای بازشماری آراء به استان ها رفته اند. بعد از انصراف آقای رضایی مشخص شد که این انصراف در پی عدم تغییر نتایج صندوق های بازشماری شده بوده است. دکتر علی احمدی طی مصاحبه ای که باز هم اکنون بر روی صفحه اول سایت آقای رضایی موجود نیست و شما هم همان موقع آن را از صفحه اول خود برداشتید، صریحا اعلام کرد که شورای نگهبان خلاف گویی می کند. علی احمدی مدعی شد هیچ صندوقی بازشماری نشده است.
او همچنین گفت:«اگر آقايان اظهارات خلاف واقع را تكذيب نكرده و به چنين سخناني ادامه دهند، آنگاه مجبور خواهيم شد مكاتبات با شوراي نگهبان و دلايل و مستنداتي كه منجر به انصراف و پيگيري نکردن آقاي رضايي از بازشماري آرا شده است، منتشر کنیم تا ملت شريف ايران در جريان حقايق اين اقدام و رخدادهای پشت صحنه آن قرار گيرند.»
بعد از اظهارات بی مبنای ایشان بود که اسناد بازشماری صندوق ها با امضای نمایندگان آقای رضایی منتشر شد. این اظهارات البته مورد استقبال برخی روزنامه های داخلی و خارجی و شبکه های ماهواره ای و رسانه های برون مرزی هم قرار گرفت. علت این داستان بافی ها چه بود و اگر درست بود چرا از انعکاس اخبار آن طفره رفتید و آن را از صفحه اول سایت حذف کردید؟ چرا این مصاحبه که با سایت خبری آقای رضایی انجام شده بود، اکنون بر روی سایت نیست؟
ثمرات آنچه انصراف سازنده خواندید آن هم بعد از بازشماری تعدادی از صندوق ها چه بود؟ نوشتید:«تحلیلها آنگاه شفافتر شد که نماینده رضایی برای پیگیری شکایات وی از شورای نگهبان، پس از موضع گیری خاص عوامل ستاد انتخاباتی وزارت کشور و شورای نگهبان آشکارا اعلام کرد، یکی از دلایل اصلی انصراف دکتر رضایی از پیگیری شکایتهایش، همکاری نکردن عوامل اجرایی و نظارتی در این زمینه و بینتیجه دانستن این تلاشها با رویه موجود بوده است.» چرا کلی گویی می کنید؟ چه همکاری ای نیاز بود انجام بشود که نشد؟ آمار صندوق به صندوق برای اولین بار در ایران به درخواست شما منتشر نشد؟ شورای نگهبان با شما جلسه نگذاشت؟ به حرف های شما به نحو بی سابقه ای گوش نکرد؟ به درخواست شما صندوق های مورد نظرتان را بازشماری نکرد؟ چه همکاری دیگری نیاز بود که انجام نشد و شما را این قدر مایوس کرد که از پیگیری وضعیت آرای مردم انصراف بدهید؟ چرا طفره می روید؟ چه کسی را می خواهید فریب بدهید؟
نوشته اید:«شاید همین چالشها بود که شورای نگهبان را متوجه این موضوع ساخت که اگر رویه به اینگونه باشد و تنها معترض انتخابات که تام و تمام، اعتراضاتش را بر پایه قانون و از مجاری قانونی پیگیری کرده است نیز از این فرایند اعلام انصراف کند، سنگینی اعتراضات به شورای نگهبان و تصور بسته به نظر رسیدن راههای قانونی اعتراض به نتیجه انتخابات در جامعه، شکل پررنگتری را به خود خواهد گرفت.» آیا منظورتان این است که انصراف در راستای فشار به شورای نگهبان بود؟ شما ناخواسته و به طور ضمنی اعتراف کرده اید که این انصراف ایجاد یاس و ناامیدی از راهکارهای قانونی را به همراه داشته است، اعتراف نکرده اید؟ آیا ایجاد این فضا به نفع نظام بود؟ چرا در خصوص صندوق های بازشماری شده حرفی با مردم نمی زنید؟
نوشته اید:«به حق باید رضایی را در فرآیند ظرفیتسازی برای برگزاری بهتر انتخابات و همچنین مدیریت بحرانهای حاصل شده پیشگام دانست.» اگر ممکن است کمی درخصوص نقش بی بدیل ایشان در ظرفیت سازی و مدیریت بحران توضیح دهید تا خدمات ایشان را بیشتر درک کنیم.
نوشته اید:«رضایی پس از شکلگیری فضای ناآرام پس از انتخابات، همه تلاشش را برای پیشبرد توأمان دو موضوع به کار گرفت؛ یکی آرام کردن فضا و تلاش برای جلوگیری از برخوردهای خشونتآمیز میان معترضان به نتیجه انتخابات و نیروهای نظامی و انتظامی و دیگری پیگیری مجدانه و مستدل شکایات از راه قانونی.» در فضایی که برخی می رفتند تا با ایجاد شائبه های جدی در انتخابات، اصل انتخابات را به چالش بکشند و شیرینی حضور 85 درصدی را به کام مردم زهر کنند، شما هم که خواستید از قافله جانمانده باشید، حرف از تخلفات گسترده انتخاباتی زدید. حال آنکه می دانستید تخلف تعیین کننده ای اصولا وجود ندارد. شما همراه با سیل ادعاها و تهمت های شدیدی که شورش های خیابانی و بهره برداری های رسانه های خارجی را به دنبال داشت، انتخابات را به چالش کشیدید. چرا صریح نگفتید سندی دال بر تقلب گسترده در انتخابات وجود ندارد و اظهارات برخی کاندیداها را نمی پذیرید؟ اینها بی انصافی نبود؟
باز هم از کارشکنی ها گفتید مثل آقای موسوی که مدام در هاله ای از ابهام ادعا می کنند و آسمان به ریسمان می بافند. در توجیه انصراف آقای رضایی دلایلی را ردیف کردید که نه تنها هیچ کدام موجه نیست، بلکه هیچ نسبتی هم حتی با متن نامه انصراف ایشان ندارد و این خود واقعا مسئله ای است!
در این نامه آمده بود:«با توجه به محدوديت زماني، اکنون که وضعيت سياسي - امنيتي و اجتماعي کشور وارد شرايط حساس و تعيين کنندهاي شده که از نتايج انتخابات مهمتر ميباشد؛ لذا وظيفه ميدانم خود و ديگران را به کنترل وضعيت فعلي ترغيب نمايم و از آنجا که عهدي با خداي خود بستهام تا همواره سربازي فداکار براي انقلاب اسلامي، رهبري و مردم باشم، بدين وسيله انصراف خود را از پيگيري شکايتهاي مطرح شده اعلام ميدارم.»
چرا به این فداکاری بزرگ در حالی که فضای کشور آرام شده بود و صندوق های درخواستی هم بازشماری شده بود، اشاره نکردید؟ هویت سیاسی خود را آنقدر به شخصیتی بدون جایگاه اجتماعی گره زده اید که حتی وقتی در باب دفاع از او هم برمی آیید از نوشتن نام خود چشم می پوشید. چرا با مردم رو راست نیستید؟ ضمنا از اینکه برای حفظ امنیت کشور و آرامش عمومی از حامیان میلیونی تان نخواستید تا به خیابان ها بریزند، تشکر می کنیم! مسئله این روزها مسئله جناحی نبود. مسئله نظام بود و شما هم مثل سایرین نظام را به منافع سیاسی و دعواهای جناحی فروختید. کافی است کمی در خصوص تاثیرات برون مرزی اتفاقات اخیر و اخبار منتشر شده در رسانه های خارجی فکر کنید و بشمرید تعداد روزهایی را که خبری از خشونت های ادعایی در تهران در روزنامه های آمریکایی و رسانه های جهانی منتشر نشده است. به دوستان صدیقتان در سایت خبری آینده هم سلام برسانید.
انتخابات بهانه ای بود برای اینکه خیلی از بچه ها با هدفی مشترک دور هم جمع بشن و زمینه های آفریدن حماسه 22 خرداد رو فراهم کنن. به نظرم این شبکه ایجاد شده واجد ارزشه. بچه هایی که با این دغدغه اومدن تو میدون نباید فکر کنن کار تموم شده. اتفاقا کار تازه شروع شده.
از طرف دیگه هم کسانی که این بچه ها رو دور هم جمع کردن یا به نوعی با اون ها در ارتباط هستن نباید بذارن این شبکه ارزشی از بین بره. به نظرم باید برای حفظ این شبکه برنامه ریزی کرد. منظورم اینه که باید فضایی برای فعالیت بچه ها و تداوم این حرکت در نظر گرفت.
*****
چند وقتیه صبح ها می رم "ایران زمین". "ایران زمین" دفتر ضمیمه استانی روزنامه ایرانه. در واقع برای هر استان هر روز یک برگ روزنامه (یعنی 4 صفحه) ویژه اون استان در میاد. به ذهنم رسید ایران زمین می تونه فضای خوبی برای تداوم فعالیت بچه ها تو استان ها ایجاد کنه. علاوه بر اینکه ما همچنان تو زمینه های رسانه ای با کاستی هایی مواجهیم و سرمایه گذاری های این چنینی می تونه ثمرات خوبی در آینده داشته باشه. داریم سعی می کنیم با بچه های استان ها ارتباط بگیریم و ازشون برای همکاری با "ایران زمین" دعوت کنیم.
بچه ها می تونن از این طریق همون دغدغه ها و باورهاشون رو پیگیری کنن. مطلب بنویسن، خبر تهیه کنن، مصاحبه بگیرن، گزارش بنویسن و... . به نظرم ایجاد این شبکه کشوری برکات زیادی خواهد داشت. به هر حال اگه کسی آمادگی همکاری داشته باشه ما استقبال می کنیم.
*****
در کل اون چیزی که مد نظر منه اینه که نباید بعد انتخابات بچه هایی که مردونه اومدن تو میدون رو فراموش کنیم. این ظرفیتی که تو انتخابات فعال شد باید بعد از انتخابات هم فعال بمونه و اتفاقا با همین ظرفیت ارزشی و دغدغه منده که می شه خیلی کارها رو پیش برد.
+
نوشته شده در شنبه 6 تیر1388ساعت 1:18 توسط محمد مهدی تهرانی
|