قریب به سی سال پیش بود؛ اسقف هانيبال بوگينينى فرستاده "رهبر کاتولیک های جهان" خدمت امام راحل رسید. و امام با بیان اینکه اگر در اين موقع حساس، مقامات ديگر تقاضاى ملاقات كرده بودند نمىپذيرفتند، سخن آغاز کردند و ابراز خوشحالی کردند که فرصتی فراهم شده تا تذکراتی را بیان کنند. تذکراتی برای همیشه تاریخ. و چنین فرمودند:«آقاى پاپ بايد به فكر ملت مسيح باشد، به فكر همه ملتهاى مستضعف باشد، به فكر آبروى مسيحيين باشد... من به شما آقاى پاپ عرض مىكنم كه اگر عيسى مسيح امروز بود؛ كارتر را استيضاح مىكرد. اگر عيسى مسيح بود ما را از چنگال اين دشمن خلق و دشمن بشر نجات مىداد. و شما نماينده ايشان هستيد، و شما "بايد" همان كارى كه مسيح مىكند، بكنيد.» لحنی کوبنده و استوار در مطالبه حقوق ملت ها.
ایشان در جای دیگر به صراحت نسبت به سکوت کلیسا واکنش نشان دادند:«ما اين سؤال را داريم كه چرا سكوت در مقابل ظلم؟ اين دستور حضرت مسيح هست!؟ چرا واگذار كردند ابرقدرتها را به حال خود تا هرچه جنايت مىخواهند بكنند و هرچه مظلومان را مىخواهند از بين ببرند؟» و باز هم تاکید کردند:«هركس كه دنباله مسيح باشد بايد حامى مظلومان باشد، و بايد با ابرقدرتها مقابله كند، همان طورى كه كسى كه تابع مذهب اسلام است بايد با ابرقدرتها مخالفت كند، و مظلومان را از زير چنگال اينها بيرون بياورد.»
چندی پیش بود که شماری از شخصیتهای سیاسی – مذهبی بین المللی خدمت مقام معظم رهبری رسیدند تا ایشان اصول واقعی مقابله با ظلم را تبیین کنند و داعیان قاطع را به ناصحان قاعد ترجیح دهند:«تداوم دیدار و گفتگو و بیان متقابل حقایق، یقیناً در ایجاد تفاهم میان ملتها و دولتها نقش زیادی دارد، اما اینگونه اقدامات برای مهار خصلتهای ناپسند قدرت طلبان جهانی، و پایان بخشیدن به مصائب کنونی بشر، کافی و مؤثر نیست و باید عوامل دیگری را نیز مد نظر قرار داد.»
این شخصیت ها برای آنچه "گفتگوی تمدن ها" خوانده می شود، به ایران آمده بودند و گو آنکه رهبر انقلاب همه رشته هایی که بافته بودند، پنبه کرد:«دعا و نصیحت برای حل مشکلات جهان خوب است اما بدون عدالت طلبی و مقابله با ظلم، هیچ نصیحتی و اقدامی مؤثر نخواهد بود بنابراین عناصری که در کشورهای مختلف جهان و جامعه بین المللی تأثیرگذارند با ظلم واضح و آشکار جاری در فلسطین و عراق مقابله کنند.»
موضع صریح رهبر انقلاب که آیینه تمام نمای مواضع انقلابی امام راحل بود، بر یک واقعیت مهم تکیه داشت و آن اینکه نمی توان تنها با زبان نصیحت و اندرز و گفتگو که البته برای مسلمانان راحت طلب بهترین مشی است، گره از مشکلات روز جهان گشود. نمی توان حق مظلوم را از ظالمان مستکبر عرصه جهانی با لبخند و تبسم گرفت. ایشان در واقع دو گفتمان را به ترازو کشیدند و یکی را مردود و دیگری را شاخص اصلی خواندند:«در هر تلاش و حرکتی برای حل مشکلات جهان، باید شعار عدالت طلبی و مبارزه با ظلم را شاخص اصلی قرار داد.»
پیش از این نیز رهبر انقلاب در دیدار با اعضای هیئت دولت نهم فرموده بودند:«ما متأسفانه در برخى از اوقات گذشته، مي ديديم كه بعضى از كسانى كه مرتبط با مسئولين بودند يا حتى خودشان مسئول يك بخشى بودند، كأنّه از گفتمان انقلاب در مقابل ديگران شرمندهاند و خجالت ميكشند كه حقايق انقلاب را بر زبان جارى كنند يا آنها را پيگيرى كنند يا به آنها اهميت بدهند.»
ایشان این نوع مواضع را بلاى خیلی بزرگى برای جامعه دانسته بودند و با اشاره به روند غربباورى و غربزدگى و نفوذ اندیشه های سکولار در دولت های گذشته، در خصوص امتیازات دولت نهم افزوده بودند:«گفتمان عمومى دولت اينهاست؛ به طور خلاصه: زندهكردن و بازسازى برخى خصوصيات جوهرى انقلاب و منطق امام؛ و مقابلهى با كسانى كه ميخواستند اين ارزشها و اين مفاهيم اساسى را منسوخ كنند، يا از بين ببرند، يا ادعا ميكردند كه منسوخ شده و از بين رفته؛ اين چيز باارزشى است. اين خصوصيت دوم و امتياز دومى است كه در اين دولت هست.» ایشان با اشاره به اینکه جهت گیری ممتاز دولت نهم در عرصه سیاست خارجی را هيچكس نمىتواند نديده بگيرد، افزوده بودند:«هر دلبستهى به انقلاب، اين را قدر مىداند.»
به نظر می توان مجموعه این اظهار نظرهای عمیق را پیامی برای دولتمردان اصلاحات و شخص آقای خاتمی تلقی کرد. همزمان با طرح گفتگوی تمدن ها بود که ایران "محور شرارت" نامیده شد و همزمان با مواضع صریح دکتر محمود احمدی نژاد است که از ایران با عنوان "حقیقتی غیر قابل انکار" یاد می شود. که این مؤید ارجحیت اصول دیپلماسی فعال و تفاوت ژرف آن با مواضع منفعلانه است.
اما ریشه و بنیان این دو گفتمان و دو خط مشی به کجا می انجامد و مبدعان آن کدامند؟ "داریوش شایگان" از مشاوران اشرف پهلوی در سال 1356 با حمایت دربار، اولین بار"مرکز ایرانی مطالعه فرهنگها" را در ایران بنا نهاد. بعدها یک فصل از کتاب "زیر آسمانهای جهان" او به "گفتگوی تمدنها" اختصاص یافت.
شایگان همان کسی است که ده روز پس از ارتحال امام خمینی(ره) همراه با رامین جهانبگلو، داریوش همایون(وزیر اطلاعات رژیم شاه)، بهروز صوراسرافیل(وابسته سازمان سیا) و... بیانیه ای علیه جمهوری اسلامی ایران منتشر می کند و ایران اسلامی را جنایتکاری بر ضد بشریت لقب می دهد. بیانیه ای که در آن به صراحت آمده است:«جای خوشحالی است كه اكثریت مهمی از نمایندگان پارلمان اروپا قطعنامه ای را امضاء كرده اند كه در آن رژیم قرون وسطایی و تروریست تهران محكوم شده است.»
کسی که شهریور ماه سال 1384 همراه با سید محمد خاتمی و رامین جهانبگیو به کنفرانس بین المللی بنیاد گورباچف دعوت می شود. و مقالاتش مورد توجه حامیان و مروجان ایده "گفتگوی تمدن ها" در ایران قرار می گیرد.
بعد از طرح این ایده است که زمینه دو جنگ افغانستان و عراق در سایه گفتگو! برای دولتمردان آمریکا فراهم می شود و دو همسایه ایران مورد هجوم نظامیانی قرار می گیرد که از آن سوی دنیا ادوات نظامی خود را بسیج کرده اند. و بازی دومینوی غرب برای شکست ایران و فروپاشی جمهوری اسلامی در سایه سکوت مفرط دولتمردان اصلاحات که افتخار تعمیر بت را داشتند، شکل می گیرد.
این در حالی است که رسانه های وابسته به دولت اصلاحات هجمه گسترده ای را برای استحاله ارزش ها و باورها تدارک می بینند. دیگر "رزمندگان جبهه ها از عوامل اصلي خشونت در ايران هستند!"، "نظام اسلامي با اصلاحات و مدرنيته منافات دارد!"، "همجنس بازي نبايد ممنوع باشد!"، "هيئت هاي مذهبي منشأ خشونت اند و بسيجي ها اعضاي تشكيل دهنده اين هسته ها مي باشند!"، "حجاب و حياي زنان نماد عقب افتادگي است!" و...
این تلاش دو سویه برای تحقق آن چیزی است که دموکراسی غرب خوانده می شود و در سایه راسیونالیسم مفرط حساب پاپ و سزار را از هم جدا می کند تا بتواند روحانیت و مرجعیت شیعی را خانه نشین کند و مقدمات ترویج "فرهنگ انسان محور" غرب را شکل دهد.
و گفتمان امروز همان چیزی است که روزی پیشوای اول شیعیان در دفاع از حقوق مظلومان فریاد می کرد که:«بدانید! روزگار دگر بار شما را در بوته آزمایش نهاد. مانند روزی که خداوند پیامبر را برانگیخت. به خدایی که او را به راستی مبعوث فرمود، درهم خواهید آمیخت و سخت غربال خواهید شد و چون محتوای دیگ خروشان زیر و رو می شوید تا آن که پایین است فراز آید و آن که در فراز است به زیر شود.»
و عدالت البته برای مستکبران و صاحبان قدرت و ثروت تلخ است. تمام رسانه های تبلیغاتی معاویه بسیج خواهد شد تا کمر علی را بشکنند. تا بعدها بگویند مگر علی نماز هم می خواند؟! ناکثین و قاسطین و مارقین به هم می آمیزند؛ و این اثر عدالت است. حمایت اکثریت کشورهای جهان از طرحی که مقدمه تجاوز گسترده سردمداران آمریکا را فراهم آورد، امتیاز مثبتی برای ارائه کنندگان آن نیست. هنر شکستن هیبت و استیلای استعمار است و با گفتگو و پند و اندرز نمی توان چنین کرد.
حال سوال اینجاست! آیا آقای خاتمی و حامیانشان که بعضا ادعای ولایتمداری دارند، پیام عمیق و رسای رهبری در ترجیح گفتمان عدالت را خواهند شنید و آیا مروجان سنت کلیسا مقابله علنی با ظلم و نابرابری را رقم خواهند زد؟ آیا کسانی که روزی "عبور از حاکمیت" را تئوریزه می کردند، به دامان حاکمیت اسلام باز خواهند گشت؟ اینها سوالاتی است که البته پیش بینی ها چندان در خصوصشان خوش بینانه نیست!
+
نوشته شده در شنبه 27 مهر1387ساعت 17:45 توسط محمد مهدی تهرانی
|
بیش از سی روز از درگذشت پدربزرگم می گذرد و من حالا معنی خیلی چیزها را می فهم. می دانم که بعد از ما حتی نزدیک ترین بستگان تنها دغدغه شان حفظ آبروی خویش و برگزاری آبرومندانه چند مراسم خواهد بود و... .
در بین نوه ها به من خیلی علاقه داشت. علاقه اش را به من همه می دانستند. هیئت زیاد می رفتم . از کوچیکی علاقه زیادی به مجالس اهل بیت داشتم. شاید علاقه او هم به همین علت بود. نماز شبش ترک نمی شد. بارها این سوال را از من می پرسید:«نماز شب می خوانی؟» دعاها را از حفظ می خواند. یادم هست وقتی بعد از مدتها که تهران نبودم، به دیدنش رفتم، این شعر را برایم خواند:
بعد صد سال اگر از سر قبرم گذری من کفن پاره کنم زندگی از سر گیرم
و امروز اگر چه هنوز نتوانستم رفتن او را باور کنم، اما به درک این فراز کمیل کمی نزدیک تر شدم که "یا الهی و ربی من لی غیرک". گذر از فراز و نشیب های زندگی، چشیدن طعم شادی ها و غصه ها؛ و در آخر گوشه ای در دل خاک. آنجا که اگر کسی هم گریه کند، برای خودش گریه خواهد کرد، نه برای تو!
نزدیکان خیلی هنر کنند، بالای جنازه ات یک زیارت عاشورا خواهند خواند. آن هم طوری که دیر نشود. بد است مردم معطل می شوند. دیر می شود. باید مراسم در شأن ما باشد. رسم و رسومات را باید رعایت کرد. دیگران چه می گویند؟ راستی پول غذا چقدر شد؟ کجا سفارش دادید؟ کم نیاید؟ میز و صندلی نباید فراموش شود. چرا فلان فامیل نیامد؟ آن همسایه که خیلی سایه اش سنگین شده! دفعه بعد او را نباید دعوت کنیم. اتوبوس ها نرسیدند؟ چند نوع غذا گفتید بیارند؟ فلانی اصلا کمک نکرد. اینها از همان اول هم چشم دیدن نداشتند. جنازه را چند بار بگذارید زمین. یا علی. زودتر! دیر شد! جنازه را بگذارید جایی که نماز شب می خواند! نمی شود!
بخش خدمات کامپیوتری چقدر شلوغ است. قبر را چند خریدید؟ چند طبقه است؟ شماره قطعه و ردیف مشخص شد. بدن را غسل می دهند. راستی اعلامیه را می توانستیم بدیم همین جا بزنند. مراسم ختم و شب هفت را چی کار کنیم؟ آب بر روی بدن می ریزند و تو احساس می کنی آتش گداخته است! کسی مدام تکرار می کند که جهت جلوگیری از سوء استفاده های احتمالی حتما میت خود را شناسایی کنید! آمبولانس آماده است.
حالا دیگر قبر را کنده اند. یکی می گوید: خاک های زیر سرش را صاف کنید! تکه های گوله شده خاک را بردارید! دیگری می گوید: چه فرقی می کند. اول و آخر باید همین جا دفن شود و جنازه را می آورند. این یکی اصلا گریه نکرد. اینها دیگر چه آدم هایی هستند و...
و تو آن وقت می فهمی که همان ها که دلبسته شان بودی چه قدر به فکر خود تو خواهند بود و چه قدر به فکر خویش و اطرافیان و چشم و هم چشمی. آنها که وقت و عمرت را برایشان گذاشتی. دوستشان داشتی و... .
تو ایستاده ای و آنها را نظاره می کنی. حالشان را می دانی ولی حالت را نمی دانند. وقتی سرازیر قبرت می کنند، گمان می کنی از آسمان هفتم به زیر افتاده ای. خاک را زودتر بریزید! دیر می شود! فریاد می کشی. و قبر، تو را فشار می دهد. هیچ کس صدایت را نمی شنود. هر هفته بر سر خاکت خواهند آمد و برای خودشان گریه خواهند کرد. دعا کن برایت خیراتی با نیت رضای خدا کنند تا توشه راحت شود.
بس است. حال و حوصله ای نیست. بیهوده می نویسم. کارت دعوت برای مراسم از واجبات است. مردم چه می گویند. مردم چه می گویند؟ مردم. مردم. مردم.... چرا کارت برای فلانی نفرستادید؟ بهش بر خورده! برای خرید مفاتیح و کتاب پول نداریم. اصلا کسی کتاب نمی خواند. اسراف است!
آسمان به ریسمان می بافم و انگار اگر بخواهم بنویسم باید ساعت ها و صفحه ها بنویسم. از خیلی چیزها خسته ام. هر چه می خواهم خلاصه تر کنم، بلندتر می شود. شبی به وسعت یک دشت می خواهم تا درد و دل کنم. می گذارم و می گذرم گرچه هنوز حرفی نگفته ام. دلم هوای سینه زنی کرده. بسم ا...
+
نوشته شده در جمعه 26 مهر1387ساعت 0:5 توسط محمد مهدی تهرانی
|
با توجه به نزدیکی به ایام انتخابات ریاست جمهوری دهم در خصوص تبلیغات انتخاباتی و اطلاع رسانی نسبت به عملکرد دولت نهم نکاتی قابل طرح است که در پی می آید:
1- با توجه به اینکه شخص رئیس جمهور برای همه مردم چهره ای شناخته شده هستند پیشنهاد می شود به شدت از چاپ و تکثیر پوسترها و بنرهای تبلیغاتی اجتناب شود. سوم تیر با تبلیغات مردمی و پوسترهای سیاه و سفیدی که از سرمایه مردم تهیه شده بود رقم خورد. به نظر حتی به همین میزان نیز ضرورتی برای صرف هزینه وجود نخواهد داشت. لذا مسئولین ستاد انتخاباتی دکتر احمدی نژاد بهتر است حدالامکان از هزینه های این چنینی بپرهیزند و جایگزین های مناسبی برای این دست هزینه ها پیدا کنند.
در انتخابات پیشین ریاست جمهوری جزواتی از جانب همراهان ایشان منتشر شد که می توان از بین آنها به جزوه "گزارش سالیانه دکتر محمود احمدی نژاد شهردار تهران به شورای اسلامی شهر تهران" و جزوه "برگ هایی از نامه های مردم برای دکتر محمود احمدی نژاد" که حاوی نامه های مردمی به ایشان بود و نیز جزوه "بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای شورای شهر و شهردار تهران" اشاره کرد. به نظر اولین جایگزین برای تبلیغات و بریز و بپاش های غلط انتخاباتی می بایست جزوات و نشریات این چنینی باشد. در این خصوص در بند سوم توضیح بیشتری داده شده است.
2- پیشنهاد می شود حتی اگر همه اصولگرایان خود را به حمایت و تبلیغ برای دکتر احمدی نژاد مصمم دیدند، عهده داری مسئولیت ستادهای تبلیغاتی و وظیفه تبلیغات به ستادهای کاملا مردمی واگذار شود. فضایی که در انتخابات مجلس شورای اسلامی در برخی ستادها حاکم بود، به هیچ وجه مناسب نیست. کسانی باید برای برگزیده شدن دوباره احمدی نژاد تلاش کنند که نه برای خودشیرینی و کسب مقام و تعهد تشکیلاتی و... که برای وظیفه الهی ای که تشخیص داده اند، پا به میدان گذاشته باشند. کسانی باید عهده دار مسئولیت ستادها باشند که مشی مردمی رئیس جمهور را پذیرفته باشند. به نظر می رسد می بایست فضای گرانقدر سوم تیر را احیاء کرد. فضایی که بدون تردید در بسیاری از استان ها یادآور خلوص و پاکی روزهای دفاع مقدس بود. برای احیای ستادهای مردمی می بایست برنامه مشخصی را تدارک دید.
3- یکی از بهترین جایگزین ها برای تبلیغات دولت انتشار گزارش عملکرد به مردم است. پیشنهاد می شود گزارشی از مصوبات استانی و طرح های انجام شده استانی به مردم هر استان در قالب یک جزوه ارائه شود. در این صورت است که هم تبلیغ واقعی انجام شده، هم اسرافی صورت نگرفته و هم وظیفه اطلاع رسانی دولت که رهبر معظم انقلاب بارها بر آن تاکید داشته اند، محقق شده. شورای اطلاع رسانی دولت می تواند این وظیفه را برعهده بگیرد. همه استانداران می توانند در خصوص ارائه گزارش طرح های استانی تا پایان سال جاری از جانب رئیس جمهور موظف شوند. از آنجا که این پیشنهاد گستردگی زیادی دارد و احتمال برخی عدم همکاری ها یا بدقولی ها وجود دارد، تاکید و پیگیری شخص رئیس جمهور یا اندیشیدن راه چاره ای برای اهتمام دو چندان به این مهم ضروری است.
ویژگی ارزشمندی که گزارش دهی استانی دارد آن است که آمارها و گزارش ها برای مردم ملموس خواهد بود. وقتی از اعداد و ارقامی سخن به میان می آید که مربوط به طرح ها در کل کشورند، مردم احساس ملموسی از کارهای انجام گرفته پیدا نمی کنند. اما وقتی باب طرح هایی باز می شود که در پیش چشمان مردم و در فضای مجاور آنها محقق شده است، مردم احساس بهتری نسبت به گزارش دارند و ارتباط نزدیک تری با تنظیم کنندگان گزارش احساس می کنند.
گزارش رئیس جمهور به مقام معظم رهبری و سخنان رهبر انقلاب در جمع هیئت دولت و... می توانند محور سایر جزوات قابل انتشار در استان ها باشند. می توان تاکید رهبر انقلاب بر انتشار گزارشی که رئیس جمهور در محضر ایشان بیان داشتند را نیز بر روی جلد جزوه برجسته کرد.
محور دیگری که می تواند مورد توجه قرار گیرد، نامه های مردمی به رئیس جمهور و پاسخ هایی است که به نامه ها یا درخواست ها داده شده است. این جزوه می تواند به صورت کلی و از جانب ستاد انتخاباتی دکتر یا مسولین مربوطه ای که پیگیر نامه های مردمی رئیس جمهور بوده اند، انجام شود.
4- بدون شک یکی از نقاط مثبت رئیس جمهور ارتباط مستقیم با مردم از طریق رسانه ملی و گزارش دهی و پاسخگویی به مردم از طریق است. به نظر می بایست پس از تنظیم گزارش مصوبات استانی به تفکیک استان همه استانداران موظف شوند تا از طریق رسانه ملی در خصوص عملکرد خود توضیح دهند و طرح ها و کارهای انجام گرفته را شرح دهند. اینکه در یک دولت فقط شخص رئیس جمهور پاسخگو باشد، امر مطلوبی نیست. به نظر می بایست فضای پاسخگویی را به بدنه دولت هم تعمیم داد. اگر رئیس جمهور این وظیفه را بر عهده استانداران بگذارند به نظر هم در راستای وظیفه پاسخگویی مسئولین که مورد تاکید مقام معظم رهبری بوده است کار مناسبی صورت گرفته، هم وظیفه اطلاع رسانی محقق شده و هم تبلیغ درست صورت گرفته.
5- در گزارش ها می بایست به شدت از عبارات توصیفی زاید یا جملات و عبارات کلی و متکبرانه اجتناب کرد. گزارش باید مردمی نگاشته شود. اهم مصوبات استانی ابتدا باید لیست شوند. بعد برای هر کدام توضیحاتی در حد نیاز ذکر شود. کارهای صورت گرفته، کارهای باقی مانده و احیانا موانع پیش رو می تواند مورد اشاره قرار گیرد. گزارش می بایست حاوی عدد و رقم باشد اما همه گزارش نباید عدد و رقم باشد. متن گزارش باید ساده، روان و از نگاه یک شخص خدمتگزار به مردم تنظیم شود. نظر به حساسیت گزارش دهی واگذاری تنظیم گزارش ها به استان ها به هیچ وجه امکان پذیر نخواهد بود.
6- در انتشار جزوات به شدت می بایست از جلدهای رنگی یا استفاده از کاغذهای غیر معمول اجتناب کرد. جزوات می توانند خیلی ساده، با طراحی مناسب و در همان کاغذهای معمول A4 منتشر شوند و به صورت یک دفترچه در بیایند. فایل های PDF جزوات نیز می تواند بر روی اینترنت قرار بگیرد تا اقشاری از مردم که می خواهند به صورت داوطلبانه و خودجوش در راستای تبلیغات انتخاباتی کمکی داشته باشند، به جای چاپ پوستر نسبت به انتشار آنها اقدام نمایند.
7- اخیرا تبلیغات از طریق رایت سی دی مورد توجه بیشتر کاندیداهای انتخابات ها قرار گرفته است. می توان فیلم همان گزارش دکتر در محضر رهبر انقلاب و فرمایشات رهبری را به عنوان یک سی دی منتشر کرد. می توان مستندی از مواضع و سخنان رئیس جمهور طی این چهار سال تهیه کرد. به نظر مجموعه رسانه ای رئیس جمهور باید در این خصوص تلاش جدی ای را آغاز کنند. سی دی هایی که در انتخابات سوم تیر منتشر شد و حاوی فیلم جلسات مردمی رئیس جمهور یا سخنرانی های او در بین اقشار مختلف مردم بود، مناسب بود.
8- به جهت مردمی بودن ستادها در انتخابات سوم تیر ابتکاراتی در برخی استان ها انجام شد که می توان از آنها بهره گرفت. می بایست کسانی که بیشتر با فعالیت ستادها در تماس بودند در خصوص بهره گیری از تجربیات انتخابات قبل تلاش کنند.
9- این همه قطعا بدین معنا نیست که از الان همه فعالیت های دولت تحت الشعاع انتخابات و مسائل مربوط به آن قرار بگیرد. بلکه به معنای برنامه داشتن برای آینده و در عین حال همت گماشتن به وظیفه خدمت به مردم است. علاوه بر اینکه اطلاع رسانی به عنوان یک وظیفه برای دولت تلقی می شود.
پی نوشت:
۱- بر خود لازم دیدم از بسیج دانشگاه صنعتی شریف بابت نامه سرگشاده ای که به صورت تفصیلی و خطاب به وزیر کشور منتشر کردند، تشکر و قدردانی کنم.
۲- پیشنهاد می کنم جناب آقای اشتهاردی عنوان صفحات اقتصادی روزنامه ایران را به "صفحه تبلیغات" تغییر دهند!!!
صدا و سیما در خصوص انعکاس مطالب دینی در ماه رمضان کارهای ارزشمندی انجام داده و می دهد و اینها در خور توجه و تقدیرند. اما بعضا عدم توجه به بعضی مسائل ارزش و عظمت کار را می شکند. گاه عدم رعایت مقدمات و شرایط یک امر مهم، تخفیف شأن آن تلقی می شود. واقعیت آن است که مناجات کتاب قصه نیست.
عبارات دعای ابوحمزه خود گواه حال امام سجاد(ع) هنگام دعاست. خود گواه حالی است که مناجات کننده واقعی می بایست در حین مناجات داشته باشد. امام وقتی به عبارات مربوط به قبر نزدیک می شوند می فرمایند:"و مالی لاابکی" همین عبارت نشان دهنده حال بکاء امام در حین دعاست. عبارات قبر ابوحمزه به گونه ای است که نمی توان آنها را آرام و ساده مثل کتاب قصه یا کتاب دعای معمولی خواند و رد شد. متاسفانه الان پخش دعاها به خصوص ابوحمزه در صدا و سیما به گونه ای است که آدم یاد پیرزن هایی می افتد که یک کتاب دعا را برمی دارند و بدون توجه به معانیش پشت سر هم می خوانند و رد می شوند. این حال واقعی دعا و مناجات و توبه نیست. این تخفیف و شکستن مناجات است.
شاید برخی دوست داشته باشند مناجات را آرام بخوانند. اشکالی ندارد. در یک شبکه مطابق همین رسم کنونی مناجات گذاشته شود. اما لااقل یک شبکه دیگر هم به مناجات محافل پر رونق تهران و سوز و گذار های همراه مناجات اختصاص پیدا کند. (مقصود در این نوشتار بیشتر قرائت دعای ابوحمزه مثل دعای رایج سحر است.)
اهل مناجات در مسجد ارک یا سایر محافل ارزشمند مناجات وقتی به فرازهای ابوحمزه می رسند به واقع فراز به فراز را حس می کنند. وقتی به عبارات مربوط به قبر می رسند انگار دارند جان دادن و تدفین خود را می بینند و درک می کنند. بد نیست مسئولین صدا و سیما سری به این محافل بزنند. توصیف آنچه در این محافل می گذرد لااقل برای من سخت است. اما همین قدر بگویم کسی که فضای مناجات این چنینی را درک می کند با عرض معذرت وقتی مناجات های پیرزن وار صدا و سیما را می بیند غصه اش می گیرد.
در مورد سخنرانی ها هم می بینیم با وجود برخی توجه ها در خصوص خلاصه کردن و گزیده و متنوع پخش کردن سخنرانی ها که البته قابل تقدیرند، به نظر سطح سخنرانی ها نزول داشته. مشخصا در مورد سخنرانی های سحر سال گذشته صحبت های آقای انصاری جالب توجه بود. سال های پیشین سخنرانی های امسال مرتضی آقا تهرانی و... پخش می شد. این سخنرانی ها جنبه عرفانی و اخلاقی داشت. از سوی دیگر شخصی مثل پناهیان که ما بیش از هر چیز او را به عنوان یک شخصیت فکری می شناسیم، سال های پیش مورد توجه صدا و سیما بود. صحبت های پناهیان به هیچ وجه قابل مقایسه با بیانات امثال آقای نقویان نیست. با وجود تمام احترامی که برای آقای نقویان و سایرین قائلم فکر می کنم صدا و سیما خصوصا در بحث سخنران ها باید چهره سازی و معرفی شخصیت های فکری را در دستور کار داشته باشد. نه صرفا پخش صحبت های کسی که احیانا فقط خوب حرف می زند. موضوع فقط پخش یک سخنرانی نیست. بحث بر سر معرفی یک چهره، یک نوع تفکر و یک نوع نگرش به مسائل و موضوعات است.
البته سخنرانی هایی هم هست که در خور ارزشند و می بایست از پخش آنها تقدیر کرد. پخش بیانات آیت ا... مکارم بعد از افطار یا پخش سخنرانی آقای هاشمی نژاد هنگام سحر خوب است. اما انتظار فراتر از اینهاست. برنامه "من... تو... او..." نیز کار خوب و جدیدی است. برنامه ای که با حضور آقای شجاعی ضبط شده بود را دیدم. این نوآوری ها ارزشمندند ولی هیچ وقت جای آن حرکت فکری را نخواهند گرفت.
+
نوشته شده در سه شنبه 2 مهر1387ساعت 5:24 توسط محمد مهدی تهرانی
|
از آنجا که بیان رهبر معظم انقلاب را فصل الخطاب می دانیم و سخنان روشنگرانه و صریح ایشان در نماز جمعه در خصوص دوستی با مردم اسرائیل جای هیچ شائبه ای را باقی نگذاشته است، قطعا می توان پرونده مشایی را مختومه تلقی کرد. اما از آنجا که برخی دوستان همچنان در مورد مطالب پیشین وبلاگ دیدگاه خود درج می کنند و مطالب را می بینند، به چند نکته در خصوص مواضع پیشین وبلاگ اشاره می کنم.
۱- همان طور که پیش از این نیز مکررا اشاره کردم غرض در اینجا توجیه یا تایید سخنان مشایی نبود، بلکه صدور حکمِ درخور جرم برای یک متهم بود. در بخش نظرات بر این مسئله در پاسخ دوستان تاکید کرده بودم. موضع رهبر انقلاب فصل الخطاب در این زمینه است:«اظهار نظر غلطى است. اينى كه گفته شود ما با مردم اسرائيل هم مثل مردم ديگر دنيا دوستيم! اين حرف درستى نيست؛ حرف غيرمنطقىاى است.»
۲- مصاحبه خبری رئیس جمهور و پاسخ ایشان به پرسشی که در مورد مشایی مطرح شد، گواهی بود بر درستی تحلیل های پیشین حقیر در خصوص "نوع نگاه احمدی نژاد به مشایی". علاوه بر اینکه ایشان از تعبیر "دو روی یک سکه" استفاده کردند که تیتر یکی از مطالب بود! ایشان تصریح کردند مقصود واقعی مشایی چیزی جز همان مواضع پیشین دولت نبوده است و در این زمینه توضیح دادند که اولا ما برای رژیم صهیونیستی دولت و ملتی قائل نیستیم. یعنی همان مطلبی که رهبر انقلاب هم به آن اشاره داشتند و ثانیا اضافه کردند:«مردمي كه با دروغ و با فريب اينجا آورده شدهاند و سپر بلا شدهاند مثل همين مزدوراني كه در ارتش آمريكا هستند...ما دلمان براي اينها هم ميسوزد.» و افزودند:«حتي دلمان براي آقاي بوش هم ميسوزد.» این عبارات در کنار هم نوع قضاوت احمدی نژاد نسبت به اظهارنظر مشایی را نشان می دادند که پیش از این در مطلب "واکاوی نوع نگاه احمدی نژاد به مشایی" مورد بحث قرار گرفته بود. بیان رهبر انقلاب مبنی بر اینکه "موضع دولت جمهورى اسلامى هم اين نيست." در کنار اظهار نظر رئیس جمهور گواه مدعای ما در این مطالب است.
۳- در نوشتار "نقد یک تصمیم بی سابقه" که در سایت شبکه ایران، روزنامه ایران و سایت خبری رجانیوز منتشر شد، به نقد طرح سوال از رئیس جمهور در مجلس پرداخته شد و با مرور مواضع رهبر انقلاب این موضوع خلاف دیدگاه و رهنمودهای ایشان قلمداد گردید. بیانات مقام معظم رهبری در نماز جمعه گواه درستی این تحلیل و قضاوت در خصوص واکنش ها به سخنان مشایی بود.
۴- واقعیت آن است که مواضع آقای مشایی استعداد بالایی در قرار دادن دولت در موضع اتهام دارند. امید آن است که ایشان در این خصوص دقت بیشتری داشته باشند. هزینه ای که ایشان برای دولت ایجاد کردند که در نهایت رهبر انقلاب را ناگزیر به ورود به موضوع کرد، هرگز قابل چشم پوشی نیست. امید آنکه ایشان همان طور که در نامه شان به رهبر انقلاب تاکید کردند مساعي خود را در چارچوب سياستهاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران كه از سوي حضرت ولي امر مسلمين تعيين و تبيين ميگردد، به کار بندند و از ورود به حوزه های غیر مرتبط با حوزه کاری شان و اظهارنظر در خصوص مسائل غیر ضروری بپرهیزند.
۵- سزاست کسانی که مدعی ولایتمداری هستند به سخنان رهبر انقلاب توجه ویژه ای داشته باشند. ایشان ضمن تاکید دوباره بر نفی فضای تخریب از نخبگان مشخصا خواهش کردند که به جای در بوق و کرنا کردن مشکلات برای آنها راه حل ارائه کنند. بیان اینکه "من نگرانىام از اين نيست كه حرفى زده شود، از كسى انتقاد شود؛ نه. يك نفر انتقاد ميكند، يك نفر هم جواب ميدهد. نگرانى من از رائج شدنِ اخلاق بىانصافى در جامعه است." نشان دهنده آن است که ایشان از واکنش های سیاسی که در جامعه انجام می شود رضایت ندارند. ایشان بیان کردند که "مردم نگاه مي كنند به بعضى از گفتگوها و بگومگوهاى بيجا و بي مورد كه گاهى در بين نخبگان سياسى مشاهده ميشود؛ نگاه مردم نگاه رضايتمندانه نيست." به نظر می بایست همه ما به جای اینکه انگشت اتهام را به جانب یکدیگر بگیریم، در خصوص موضع معظم له تامل بیشتری داشته باشیم و درصدد رفع دغدغه های ایشان برآییم. همه ما با هر موضعی نسبت به دولت و مسائل کشور باید بپذیریم رهبر انقلاب از فضای امروز موجود رضایت ندارند. می بایست مشی خود را با سخنان ایشان هماهنگ کنیم.
۶- به نوبه خود از جناب آقای رسایی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در خصوص مواضع منطقی و روشنشان نسبت به مسائل اخیر تشکر می کنم. فکر می کنم در بین صاحب نظران دیدگاه ایشان بیشترین قرابت را با رهبر انقلاب داشت. در عین حال برای کسانی که برای مقاصدی مشخص سعی کردند تنور دعوا را گرم نگهدارند و یک موضوع این چنینی را به یک چالش ملی تبدیل کنند، متاسفم.
+
نوشته شده در دوشنبه 1 مهر1387ساعت 12:34 توسط محمد مهدی تهرانی
|