«اوضاع غزه روزبه روز بدتر مى شود و حالت بسيار خطرناكى از لحاظ بهداشتى، اقتصادى،آموزشى و معيشتى به خود گرفته است. غزه اينك به سمت يك فاجعه انسانى به پيش مى روداين فاجعه اينك در حال نابود كردن تمامى جنبه هاى زيست انسانى در غزه است. ما پيش از اين هم هشدار داده بوديم كه اقدامات اسرائيل انفجار بزرگى را در غزه سببخواهد شد كه همه ابعاد زندگى مردم را دربر خواهد گرفت. اينك جهان ما را ناديدهگرفته است. اگر اعراب و مسلمين حركتى نكنند براى گشودن محاصره غزه خيلى دير خواهدشد.»
اسماعیل رضوان از رهبران حماس
باز هم فرات را بستند؛ آنانی که نه بویی از انسانیت برده اند و نه شرف و نه دیانت. گویا این بار نوبت غزه است تا با خون غسل کند. ننگ بر آنان که مسلمان هستند و نیستند! سجاده ها به نیزه می کنند و روح دین را در مصاف شمشیر وا می نهند. یا اشباح الرجال و لا رجال! وقتی کسی که از غصه سرقت خلخال از پای زنی یهودی در شهر انبار دق می کند، به بیان علی(ع) مستحق ملامت نیست، چگونه است حال کسی که بیداد ظلم و رقص خونین شمشیر دموکراسی را بر فرق زنان و کودکان بیگناه به نظاره نشسته است؟ کجایند نهادهای بین المللی و کانون های حامی حقوق بشر تا مسلخ انسانیت در غزه را تماشا کنند؟ کجایند داعیان دموکراسی که سرنوشت دولت برخواسته از رای و نظر مردم را بنگرند؟ کجایند سران سازشکار و بی عرضه عرب که یکبار فارغ از ابراز تاسف های همیشگی لب به سخن بگشایند؟ که اگر کسی صدای مسلمانی را بشنود وقتی ندای یاللمسلمینش بلند است و سکوت کند، مسلمان نیست. بگذار حسین در کربلا بماند و عمر بن سعدها دلخوش به گندم ری باشند. یقین به جو هم نخواهند رسید!
چند روزی است که حلقه محاصره بر مسلمانان فلسطینی در غزه تنگ و تنگ تر شده است. در فقدان سوخت لازم، شهرها را خاموشی فرا گرفته است. بیمارستان ها به خاطر نبود برق امکان مداوای مجروحین را ندارند. اجازه ورود دارو و تجهیزات پزشکی لازم به خاک فلسطین اشغالی داده نمی شود. آب نایاب است. غذایی نیست. مردم دیوار حائل با مصر را شکستند بلکه روزنه ای برای نجات بیابند. عرصه بر کسانی که نخواستند موجودیت ظالم را در کنار خویش بپذیرند، تنگ شده است. بان کی مون هم نسبت به پيامدهاي انساني ناشي از تحريم نوار غزه ابراز نگراني کرده است! اصلا همه مردم کوفه نگرانند! همه هشدار می دهند و تاسف می خورند! اعراب هم نگرانند! کودکان می میرند. رسم قوانین بین المللی همین است. در مورد مظلومان بر عکس اجرا می شوند! شاید مردم فلسطین بشر نیستند که حقوقی داشته باشند! مردم اروپا هم احساس هم دردی می کنند. پای شومینه هاشان 20 دقیقه چراغ ها را برای ابراز همدردی با آوارگان فلسطینی خاموش کردند! عجب طنز گریه آوری است! کودکان شامی هم غصه می خورند! دولت های مسلمان غاصبان را به رسمیت می شناسند! مسلمان نیستند که اگر بودند با ساده ترین تحریم ها اسرائیل را به زانو می نشاندند.
شورای ضد امنیت قطعنامه هایش را صدقه سر آمریکا پس می گیرد! روزگار غریبی است. بوش به خاورمیانه می آید و با شیوخ می نشیند. آش پشت پایش را ابوهریره حکم می کند. جنگ ادامه خواهد یافت. و ننگ بر پست فطرتان سازشکار! آنان که از صدور یک قطعنامه هم واهمه دارند. آمریکا، اسرائیل است یا اسرائیل، آمریکا؟ یا هر دو همان شورای امنیت هستند؟!! مبارزه آغاز شده است. مناخیم بگین:«اسرائیل موجود، فقط یک پنجم از خاکی است که باید به دست ما باشد و این وظیفه ماست که چهار پنجم دیگر را با فعالیت و پشتکار به دست آوریم.» کمی صبر کنید نوبت به مصر و سوریه و ایران و... هم می رسد. عجله کار شیطان است! تا خاورمیانه بزرگ راهی نیست! ما هم می نشینیم تا با زنگ کاروان اسرا و نغمه جانسوز زینب کبری به هوش شویم. زمانی که دیگر خیلی دیر است.
با این همه هنوز تنین گوهر عاشورایی در کلمات مبارزین تجلی دارد. "هیهات من الذله". در بیانیه دولت حماس چنین می خوانیم: «مردم غزه با پايداري خود به دشمن ثابت كردند كه هرگز در برابر ددمنشي ها و دسيسه چيني ها تسليم نمي شوند و صبر پيشه خواهند كرد چرا كه مي دانند نصر و پيروزي نزديك است... برق، گاز و آب را قطع كنيد، هرچقدر مي خواهيد فرزندان و مجاهدان ما را بكشيد، اما توكل، نيرو و اعتقاد ما به خداوند هر لحظه بيشتر مي شود، و خداوند حتماً ما را بر اين دشمن سفاك پيروز و سربلند خواهد كرد...» این وعده خداست که ان الارض یرثها عبادی الصالحون.
+
نوشته شده در جمعه 12 بهمن1386ساعت 16:46 توسط محمد مهدی تهرانی
|
قریب به 1400 سال از واقعه جانسوز و دلخراش کربلا می گذرد؛ واقعه ای که کالبد دین را روحی دوباره بخشید؛ واقعه ای که ذبح عظیم (1) را معنا کرد و البته بر قلب بشریت تا ابدالدهر ماتم و اندوهی بزرگ نهاد.
در طول تاریخ برخی به ستیزه با فرهنگ عاشورا برخواسته اند؛ بارها مزار سیدالشهداء(ع) را شخم زدند و تخریب کردند. عزاداری برای آن حضرت را منع نمودند و شیعیان آن حضرت را به شهادت رسانیدند تا بلکه بتوانند بر این موج خروشان فایق آیند. گروهی نیز با نگاهی دلسوزمآبانه تلاش کردند تا اساس فرهنگ عزاداری را زیر سوال ببرند و آن را ساخته و پرداخته احساسات مردم و یا پادشاهان صفوی معرفی کنند. حال آنکه عزاداری بر سیدالشهداء(ع) پیشینه تاریخی و مستندات روایی فراوانی را داراست؛ به گونه ای که از آغاز خلقت تا به حال پهنه تاریخ را فراگرفته است.
در این نوشتار بر آنیم تا با مروری تاریخی بر فرهنگ عزاداری از ابتدای خلقت تا کنون و نیز ارائه مستندات روایی در باب اهمیت و مقام عزاداری سید و سالار شهیدان، گامی هرچند کوچک در جهت تبیین این فرهنگ مقدس برداریم.
اولین عزاداری بر حضرت اباعبدالله (ع) به روایت تاریخ
مطابق مستندات موجود اولین بار مجلس عزای امام حسین(ع) در زمان حضرت آدم(ع) برپا شده است. آدم به فرمان جبرئیل خداوند را به 5 تن آل عبا قسم داد:«یا حمید بحق محمد، یا عالی بحق علی، یا فاطر بحق فاطمه، یا محسن بحق الحسن، یا قدیم الاحسان بحق الحسین.» وقتی نام حسین(ع) از زبانش گذشت، بی اختیار اشک از چشمانش جاری شد. خطاب به جبرئیل سوال کرد: برادرم جبرئیل چرا در ذکر پنجمین اسم، قلبم می شکند و اشکم جاری می شود؟ آنجا حضرت جبرئیل واقعه کربلا را برای آدم شرح داد؛ که ای آدم اگر او را ببینی در آن حال که می گوید: واعطشاه، واقله ناصراه. به طوری که تشنگی میان او و آسمان مانند دود حائل می شود. هیچ کس جواب را نمی دهد مگر با شمشیر و چشاندن مرگ... تاریخ می گوید در آنجا آدم و جبرئیل مانند مادر جوان مرده گریستند.(2)
بسیاری از دیگر پیامبران نیز در عزای امام حسین(ع) قبل از به شهادت رسیدن او گریستند. از جمله حضرت نوح(3)، حضرت ابراهیم(4)، حضرت اسماعیل(5)، حضرت سلیمان(6)، حضرت موسی(7)، حضرت عیسی(۸) و...
عزاداری حضرت رسول و ائمه قبل از شهادت امام حسین(ع)
بارها محفل نزول وحی مبدل به عزاخانه حسین(ع) می شد. پیامبر بارها و بارها از مصیبت حسین(ع) یاد می کردند و می گریستند.
ام سلمه می گوید: بر پیامبر وارد شدم. دیدم حسین(ع) روی سینه پیامبر قرار گرفته و پیامبر گریه می کند و در دست مبارکش چیزی است که او را می بوسد. پیامبر فرمود: ای ام سلمه این جبرئیل است. به من خبر می دهد که این پسرم کشته می شود و این همان خاک(تربت) است که در آنجا کشته می شود. آن را نزد خود نگهدار. هرگاه دیدی که آن خاک به خون مبدل شده بدانکه حبیبم حسین کشته شده است. ام سلمه می گوید: من آن را که شبیه خاک سرخ بود، گرفتم و در شیشه ای گذاشتم و سرش را محکم بستم و او را نگاه داشتم. وقتی که حسین از مکه به سوی عراق خارج شد، من شب و روز آن شیشه را بیرون می آوردم و می بوئیدم و به آن نگاه می کردم و به مصیبتش می گریستم تا وقتی که روز عاشورای محرم رسید و آن روزی بود که در آن روز حسین را کشتند. در صبح عاشورا آن را بیرون آوردم دیدم در حالت اول است. سپس در ساعات آخر روز عاشورا به سوی آن برگشتم. ناگهان دیدم به خون مبدل شده. ناله ای زدم و گریه کردم.(9)
مشابه این روایت در بسیاری از کتب اهل سنت آمده است. مثلا صاحب عقدالفرید در جلد دوم و احمد بن حنبل و ابوعلی و ابن سعد و طبرانی و انس بن مالک و ابن عساکر همین روایت را با مقداری تعدیل و تفاوت ذکر کرده اند.
عبدا... بن نجی از قول پدرش نقل می کند که روزی خدمت پیامبر اکرم وارد شدم. دیدم چشمان مبارکش اشک ریزان است. عرض کردم ای پیامبر خدا! آیا کسی تو را به خشم آورده؟ برای چیست که دیدگانت اشک می ریزد؟ فرمود: لحظه ای جبرئیل نزد من ایستاده بود و به من گفت که حسین در شط فرات کشته می شود... دیگر من نتوانستم از اشک چشم خودداری کنم.(10)
مشابه این حالات برای رسول اکرم(ص)، حضرت زهرا(س)، حضرت علی(ع) و دیگر امامان بارها و بارها در روایات مورد اشاره قرار گرفته است که در اینجا فقط چند مورد دیگر را اشارتا ذکر خواهیم کرد: گریه خاندان وحی هنگام نزول مائده آسمانی، گریه خاندان وحی هنگام نزول پیراهن بهشتی برای حسنین به رنگ سبز و سرخ، گریه حضرت علی(ع) هنگام عبور از سرزمین کربلا، گریه حضرت زهرا(س) و حضرت رسول(ص) هنگام ولادت امام حسین(ع)، عزاداری امام صادق(ع)، امام رضا(ع) و...
گریه دشمن بر امام حسین(ع)
اسب رو به سوی خیمه ها کرد. صیحه می زد و همهمه می کرد. زینب از خیمه اش بیرون آمده ده انگشت خود را به سرش گذاشت و گفت: کاش آسمان به زمین می ریخت. کاش کوهها از هم پاشیده می شد. بعد صیحه ای به ابن سعد زد و گفت: ای عمر! ابوعبدالله را می کشند و تو به آن نگاه می کنی؟ به گواهی تاریخ چشمان عمر سعد در این لحظه اشک آلود شد. به طوری که اشکش بر محاسنش جاری گشت. حتی دشمن هم در اینجا عزادار حسین شد.(11)
گریه امام حسین بر شهیدان کربلا
امام حسین(ع) در غم بسیاری از شهدای کربلا سخت گریستند. در اینجا به بیان دو نمونه اکتفا می کنیم.
1-حضرت عباس(ع): امام حسین آمد با قد خمیده بر بالای سرش ایستاد. بعد بر بالین وی نشست و به شدت گریست تا روح عباس از بدن مفارقت کرد. (12)
2-حضرت علی اکبر(ع): امام سر فرزند خود را بر دامن گرفت و خون از چهره او پاک کرده و می بوسید. سپس فرمود: فرزندم! خدا کشتگان تو را از رحمت خود به دور کند. اینان چه بسیار بر خدا و هتک حرمت حریم رسول خدا گستاخند. اشک دیدگان امام جاری شد و شیون بانوان برخواست. امام ایشان را ساکت کرد و فرمود: آرام شوید که گریه ها پیش رو دارید. (13)
اولین عزاداری عمومی در شام
با خطبه های مکرر و بلیغ حضرت زینب(س) و امام زین العابدین(ع)، کم کم مردم بیدار شدند. کسانی که امام را تنها گذاشته بودند، توبه کردند و بعدا قیام توابین را رقم زدند. یزید که چاره ای جز مدارا با اهل بیت برای خود نمی دید، به آنان اجازه داد تا سه روز در شهر شام به عزاداری بپردازند. صاحب مجالس السنیه می گوید: «این اولین مجلس عزاداری عمومی بود که در شام بر امام حسین(ع) و خاندان و اصحابش بر پا کردند... و اسیران تا وقتی که در شام بودند، آشکار و نهانی بر حسین نوحه سرایی می کردند... کسی از خاندان اموی نبود مگر اینکه بر امام حسین(ع) و اسیرانش گریه و نوحه سرایی می کرد.»(14) تاثیر روشنگری اهل بیت به گونه ای بود که حتی هند همسر یزید نیز در مجلس یزید گریبان چاک کرد و صیحه می زد و می گفت: ای یزید آیا سر فرزند فاطمه آویزان باشد؟(15)
عزاداری اهل بیت در مدینه
بشیر بن جذلم که از کاروان اسیران و معروف به شعر گفتن بود، می گوید: وقتی که کاروان اسیران به اطراف مدینه منوره رسید، امام زین العابدین(ع) فرمود: به مدینه داخل شو و خبر مرگ اباعبدالله را بده. بشیر می گوید من سوار اسبم شدم و با شتاب رفتم تا وارد مدینه شدم. صدا به گریه بلند کردم و این اشعار را خواندم:"یا اهل یثرب لا مقام لکمقتل الحسین ادمعی مدرارا." در شهر مدینه هیچ کس نماند مگر اینکه از مدینه خارج شد و گریه و زاری می کرد... مدینه شبها و روزها شاهد مجالس عزا بود و نوحه سرایی. از جمله این مجالس می توان به عزاداری های حضرت رباب و حضرت ام البنین در مدینه اشاره نمود.(16)
گریه ائمه بر امام حسین(ع)
امام زین العابدین هرگاه وقت طعام می رسید و غذای آن حضرت را در برابرش می نهادند، چشمانش اشک می ریخت. هنگامی که یکی از غلامان اعتراض کرد که ابن رسول الله! آیا وقت آن نرسیده که حزن و اندوه شما پایان پذیرد؟ امام از یعقوب پیامبر یاد کرد و فرمود: وای بر تو! حضرت یعقوب دوازده پسر داشت. خداوند یکی از آنها را از او پنهان کرد. چشمانش از خون سفید شد. در صورتی که پسرش یوسف در دنیا زنده بود. ولی من دیدم پدرم و برادرم و عمویم در کنار من به زمین افتاده بودند. پس چگونه حزن و اندوه من پایان پذیرد؟(17)
در روایات متعدد به برگزاری مجالس عزاداری توسط امام باقر(ع)، امام صادق(ع)، امام رضا(ع) و دیگر ائمه اشاره شده است که در اینجا از ذکر این موارد صرف نظر می کنیم.
عزاداری در زمان آل بویه و صفویه
عزاداری در زمان آل بویه وسعت بیشتری پیدا کرد و کم کم به دایره بازارهای آشکارا و با حرکت به خیابان ها و کشاندن مردم به سینه زنی گسترش یافت. این توسعه و علنی شدن عزاداری به دلیل دین گرا بودن سلاطین و وزرای آل بویه و همچنین ارتباط تنگاتنگ علمای طراز اول شیعه چون شیخ صدوق، شیخ مفید، سید رضی و سید مرتضی با آل بویه بوده است. تا پیش از این سلاطین نوعا نه تنها عزاداری را تقویت نمی کردند، بلکه درصدد محو آثار باقیمانده از واقعه کربلا نیز برمی آمدند؛ بارها بر قبر امام حسین(ع) آب بستند و...
در زمان حکومت پادشاهان صفوی تشیع به عنوان دین رسمی کشور اعلام گردید. بسیاری از علما از حله به ایران آمدند و به دعوت پادشاهان صفوی به بیان حلال و حرام الهی پرداختند. مثلا در زمان شاه طهماسب تعدادی از علمای شیعه همچون محقق کرکی، شیخ علی منشار، حسین بن عبدالصمد و شیخ بهایی به ایران آمدند و به مقامات مذهبی دست یافتند.(18)
در این دوره جایگاه علما بسیار مورد توجه بوده است؛ تا آنجا که سه مقام صدر، شیخ الاسلام و قضاوت را عهده دار بوده اند و از اختیاراتی چون اداره موقوفات سلطنتی و غیر سلطنتی، نظارت بر مدارس، مساجد و تکایا، تعیین حکام شرع و مباشرین اوقاف، تفویض و ریش سفیدی جمیع سادات، علما، مدرسان، پیش نمازان، قضات، متولیان، وزرای اوقاف و گرفتن خمس و زکات و تقسیم مواریث و... برخوردار بوده اند.(19)
در این دوره عزاداری گسترش بیشتری می یابد و عزاداری به شکل دسته جات زنجیرزنی و... مرسوم می شود. آنچه به عنوان جایگاه علما در این دوره آمد، از این باب بود که متاسفانه گاها عزاداری بر سیدالشهدا(ع) توسط برخی، به شکل کاملا ساخته و پرداخته این دوره و پادشاهان صفوی خوانده می شود. حال آنکه عزاداری تنها در این دوره گسترش و نمود بیشتری یافته و این نمود و گسترش ذیل نظر عالمان بزرگی چون محقق کرکی بوده است که از حله به ایران آمده اند.
حاصل این گفتار
عزاداری بر امام حسین(ع) از ابتدای خلقت آغاز شده و اولین مداح حضرت اباعبدالله(ع) جبرئیل امین بوده است. در طول این مدت ائمه سفارشات فراوان و مکرری بر حزن و اندوه خصوصا در ماه محرم داشته اند. امام رضا(ع) به ابن شبیب فرمود: ای پسر شبیب اگر خواستی برای چیزی گریه کنی، برای حسین بن علی(ع) گریه کن که چون گوسفند او را سر بریدند و هجده تن از خاندانش را با او کشتند.(20) خود اهل بیت بارها و بارها مجلس عزای امام حسین(ع) را به پا کرده اند و دستور به نوحه خوانی برای ابی عبدالله داده اند. امام زمان فرمود که یا جدا صبح و مساء در عزای تو اشک می ریزم و اگر اشک چشمم تمام شود، چون گریه می کنم.(21)
عزاداری در شرایط گوناگون زمانی با توجه به سلاطین وقت فرازها و نشیب هایی را پیموده و در دوران صفویه در حضور علمای بزرگ شیعی به اوج خود رسیده است. سالیان دراز شیعیان، اربعین، خود را در قالب دستجات عزاداری به کربلا می رساندند و در این میان همواره شخصیت های برجسته ای مانند سید مرتضی حضور داشته اند و میان عزاداران پابرهنه و بدون عمامه به عزاداری می پرداختند. خداوند ما را از شیعیان و موالیان واقعی حضرتش قرار دهد.(۲۲)