تحلیل های امروز اصلاحاتیان هاشمی را یک چهره معتدل معرفی می کند و انتخاب او را پیروزی اعتدال بر افراط تلقی می نماید. حال آنکه خود این دوستان زمانی هاشمی را به باد نقد و توهین گرفته بودند. او را مسئول قتل های زنجیره ای لقب می دادند و می گفتند باید از مردم عذر خواهی کند. البته خیلی وقت است که دیگر نقیضین باب گفتگو با هم را باز کرده اند. بعد از گفتگوی تمدنها نقیضین هم به گفتگو نشسته اند و دیگر اجتماعشان محال نیست. پیدا کنید پرتقال فروش را... !
سکانس دوم:
گنجی: آیا عالیجناب سرخپوش با رفتارهایی که تا کنون داشته، مصداق اعتدال است یا اعتدالگراست؟ آیا زبان تحقیرگر و دشمن خوان هاشمی رفسنجانی از اعتدال حکایت دارد؟ آیا وقتی هاشمی رفسنجانی کابینه خود را غیر سیاسی معرفی کرد و افزود که خود به جای بقیه به قدر کافی سیاسی است، از اعتدال خبر می داد یا اعتدال را بنا می نهاد؟ آیا قتل بیش از هشتاد نفر از روشنفکران و دگرباشان در مدت صدارت هاشمی نشانه اعتدال است؟ (فتح 16/11/78)
سکانس سوم:
محسن میردامادی: در اين رقابت داخلي، نماينده اسلام عقلاني و ميانه رو بر تفکر افراطي غالب شده است ... از نظر تحليلگران بين المللي اين مساله علامتي براي متعادل تر شدن حاکميت در ايران است.
محسن آرمین: انتخاب آقاي هاشمي در مجلس خبرگان و انتخاب ايشان به عنوان رئيس مجلس خبرگان نشان داد که حاميان اعتدال در اين سطوح بيشتر هستند.
منتجب نيا انتخاب هاشميرفسنجاني به رياست مجلس خبرگان را حاكي از زندهبودن تفكر اعتدالي وي در كشور دانست و گفت: قطعا تفكري كه هاشمي و هاشميها نمايندهآن هستند، همواره در كشور زنده است و اكثريت مردم نيز پيرو آن هستند.
اسماعیل گرامی مقدم: انتخاب هاشميرفسنجاني فرصتي براي حضور بيشتر اعتدالگرايان اصلاحطلب در قدرتفراهم خواهد كرد.
محمد هاشمی: انتخاب هاشميرفسنجاني را به عنوان رئيس مجلس خبرگان انتخابي اصلح و نشان دهنده ايندانست كه در همه سطوح كشور گرايش به سمت اعتدال و اعتدالگرايي به وجود آمده است.
جبهه مشارکت: انتخاب شايسته شما به سمت رياست اين مجلس در كنار ديگر اعضاي محترم هياترئيسه، ايناميد را ايجاد كرده است كه مجلس خبرگان رهبري بيش از پيش در جايگاه شايسته خود قرارگرفته و با نظارت عاليه و مؤثر بر اركان تحت نظر خود و پيگيري مطالبات موكلان درآن سطح و مقام و اصلاح اموري كه ذيل اختيارات بالقوه وسيع مجلس خبرگان رهبريميگنجد شأن و اقتدار اين مجلس را نمايانتر سازد.
اعتماد: انتخاب هاشمي به مقام رياست مجلس خبرگان بازتاب زيادي در عرصه داخلي و خارجي داشت. بسياري از تحليلگران اين انتخاب را علامت پيروزي اعتدال گرايان بر تندروها دانستند.
سایت خبری آفتاب: اصلاحطلبان انتخاب هاشمي رفسنجاني به رياست مجلس خبرگان را نشانهاي از بازگشتكشور به سمت اعتدالگرايي دانستهاند.
سکانس چهارم:
مشروح مواضع پرادوکسیکال اصلاح طلبان نسبت به آقای هاشمی را در مطلب "عالیجنابان فراموش کار" در سایت رجانیوز به قلم حقیر بخوانید.
+
نوشته شده در شنبه 17 شهریور1386ساعت 10:50 توسط محمد مهدی تهرانی
|
امروز بیش از هر زمانی اصلاحات از معضل افراطیونی رنج می برد. افراطیونی که به بیان کروبی 12 نفرند و 18 گروه و حزب را تشکیل داده اند. کسانی که با رسیدن به قدرت، به مقابله با مبانی نظام برخواستند و نه تنها شعار عبور از خاتمی را برگزیدند که خروج از حاکمیت و عبور از ولایت فقیه را در دستور کار قرار دادند. جمعی که به بیان خودشان در یک فولکس واگن جا می شدند اکنون دایه دار اصلاحاتند و هر بیانی که مخالف با منافعشان باشد با بهانه های گوناگون اعم از اتحاد اصلاح طلبان و دسیسه مخالفین اصلاحات و... در نطفه خفه می کنند. اینان عملکرد خویش را خوب به خاطر دارند چه در بدنه دولت و چه در مجلس ششم. مجلسی که حتی محمد هاشمی هم می گوید قابل دفاع نیست!
امروز گستاخان همیشگی تاریخ، کلام رئیس جمهور را به سخره می گیرند که 8-10 نفری که در موضوع هسته ای با بیگانگان ارتباط داشتند معرفی کنید؛ ما منعکس می کنیم. دیرگاهی است که سیاست تمسخر را برگزیدند تا از زیر بار سنگین رسوایی هایشان بگریزند. آیا همین بهزاد نبوی نبود که روزی در مجلس ششم با کمال وقاحت می گفت: برقی حاصل از انرژی اتمی برای کشور صرفه اقتصادی ندارد؟!! اینان که داعی میدانند چرا حاضر نیستند حقایق تاریخ را بپذیرند؟ آیا این معین نبود که در گرمای مبارزات انتخاباتی از عدم ضرورت انرژی هسته ای سخن می گفت و رابطه مستقیم با آمریکا را فرشته نجات ایرانیان توصیف می کرد؟ آیا امثال عباس عبدی و شیرزاد و... نبودند که مدام از هزینه های انرژی هسته ای می گفتند و می نوشتند. آیا همین افراطیون نبودند که بارها و بارها در جراید و سایت های اینترنتی شان بحث حمله آمریکا به ایران را پر رنگ می کردند و دولت را ماجراجو می خواندند؟
کم حافظگی، دروغ، پررویی و گستاخی تا این حد؟ نیازی نیست حتما رئیس جمهور نامی اعلام کند. نام موسویان و هم دستانش اعلام شد؛ در پوشش خبری آن چه کردید؟ کمی به گذشته خود برگردید و مواضع چند ساله خود را مرور کنید؟ چه کسانی ماجراجو لقب می گرفتند و چه کسانی رنگ روشنفکری بر چهره داشتند؟ اسناد ارتباط با بیگانه را می خواهید؟ خود بهتر از همه بر آن واقفید. خوب می دانید این سال ها چه کردید که قصه موسویان بخشی از رسوایی شماست.
سایت گویا: «بهزاد نبوی که اخیرا به شدت می کوشد از منظر رسانه ها دور باشد اخیرا سفری دو هفته ای به اروپا داشته است. در این سفر که همسرش نیز وی را همراهی می کرد مذاکرات فشرده ای با ائتلاف موسوم به جمهوری خواهان داشته است. بهزاد نبوی در فرانسه با عبدالکریم لاهیجی و احمد سلامتیان و در آلمان با گروههای سوسیالیست و چپ و در انگلستان از طریق نوری زاده با یکی از رابطان سلطنت طلبان دیدار و گفتگو داشت.»
شما خود بهتر از همه می دانید که مجلس ششمی که 208 عضو از 297 عضوش را جريان دوم خرداد تشكيل ميداد، هیچ ثمره ای جز جنگ و نزاع های سیاسی و حزبی نداشت. شخص آقای کروبی در جایی بر همین مضمون صحه گذاشته اند و امروز حتی محمد هاشمیی هم حاضر به دفاع از آن دوران نیست. چرا نمی خواهید افتضاحات گذشته خود را بپذیرید؟ جراید شما اصلاحاتیان مطالبی نوشتند و تیترهایی زدند که انسان از ذکر آنها ولو به عنوان سندی بر حقایق تاریخ شرم می کند. و شما نه تنها شرم نکردید بلکه قیافه حق به جانب گرفتید.
شما کسانی بودید که با پیروزی خاتمی در انتخابات بر کشتی او سوار شدید حال انکه هیچ نسبتی با او و شعارهای او نداشتید. شخص خاتمی سالها بعد در مصاحبه با ایسنا صریحا بیان کرد که مشکل ما این بود که تعریف مشخصی از آزادی و اصلاحات نکردیم. هر کسی از ظن خود یار اصلاحات شد. سوار بر کشتی خاتمی شدید و آنگاه که او را مناسب اعمال سیاست های خویش ندیدید کنارش نهادید و طرح عبور از خاتمی را در دستور کار قرار دادید.
امروز هم می کوشید تا با بهانه های واهی امثال کروبی و خاتمی را به نفع خود مصادره کنید از مثلث هاشمی خاتمی و کروبی می گویید حال آنکه خود این افراد خبری از آن ندارند! شما هنوز روند گذشته تان را در کذب نویسی در مطبوعات پی می گیرید. از اخراج اساتید و حمله به روشنفکران می نویسید حال آنکه یک استاد خود تقاضای بازنشستگی کرده و دیگران سالهاست در کشور حضور نداشته اند که بخواهند اخراج شوند!!!!! شما مردم و مخاطبان خود را چه فرض کرده اید؟؟؟
بدانید هر تیتر و خبری که بر علیه دولت زدید و می زنید و خواهید زد به خودتان برخواهد گشت. چنانکه در انتخابات نهم دود تخریب ها و مسخره کردن ها در چشم خودتان رفت. جبهه دوم خرداد وجود خارجی ندارد و این نه تنها بیان کروبی که بیان خیلی از چهره های شماست. سعید حجاریان این جبهه را بین العباسین لقب داده و محمد باقر ذاکری از موهوم بودن آن سخن گفته است: «اگر واقعا جبهه دوم خردادی وجود دارد، باید تعریف و ماهیت آن مشخص و تعداد گروههای آن عین گردد!»
یک بار هم که شده نقاب از چهره بردارید و خود را چنان که هستید معرفی کنید. لیبرال، سوسیالیست، ملی مذهبی، سکولار یا منافق؟ کارنامه چرکین شما در تاریخ ایران خواهد ماند و خود نیک می دانید که شعارهای ماقبل تاریختان جایگاهی بین مردم ندارد چنانکه بیان عدم پیروی از حکم حکومتی معین با بی تفاوتی مردم مواجه شد. شما مردم را برای خود می خواهید. آنگاه که مردم با اعتدالگرایان شما بودند از آنان تمجید کردید اما آنگاه که به شعارهای پوچتان رسیدند و از شما برگشتند گفتید مردم اشتباه کردند. آیا وقت آن نرسیده که لااقل تکلیف خود را با خود و دوستانتان روشن کنید؟
پی نوشت ها:
- در همین خصوص مقاله ای مفصل تر در سایت رجانیوز نوشته شده که می توانید اینجا مطالعه کنید. آقای ایمانی هم در کیهان سرمقاله جالبی با همین محور داشتند که می توانید اینجا ببینید.
- در مورد سخنان آقای خاتمی و مباحث مربوط به مهدویت و انجمن حجتیه و... مطلبی به قلم یکی از دوستان در سایت رجانیوز دیدم که خواندن آن هم خالی از لطف نیست.
- اخیرا شنیدم این ممد صادق شیطونیش گل کرده! حیف که زورم بهش نمی رسه والا...
جهاد دلاورانه و مظلومانهی شما كه نصرت الهی را به شما ارزانی داشت، بار دیگرثابت كرد كه سلاحهای مدرن و مرگبار در برابر ایمان و صبر واخلاص، ناكارآمد استو ملتی كه ایمان و جهاد دارد مغلوب سیطرهی قدرتهای ستمگر نمیشود.
افسانهی شكستناپذیری و هیبت دروغین ارتش صهیونیست را به سخره گرفتید؛ وآسیبپذیری رژیم غاصب را به نمایش گذاشتید. شما به ملتهای عرب، عزت بخشیدید وتوانائیهای آنان را كه دهها سال بوسیلهی تبلیغات وسیاستهای استكباری، انكارشدهبود، در صحنهی عمل به همه نشان دادید.
كشتار بیرحمانهی مردم غیرنظامی؛ به خاك و خون كشیدن كودكان بیگناه و زنان بیدفاع؛حادثهی قانا و نظائر متعدد آن، ویرانسازی هزاران خانه و كاشانه و آواره كردنهزاران خانواده؛ نابود كردن زیرساختهای بخش مهمّی از لبنان، و فجایعی از این قبیل، چهرهی حقیقی زمامداران آمریكا و برخی دولتهای اروپائی را در كنار چهرهی كریهو منفور رژیم صهیونیستی به همه نشان داد. نشان داد كه شعارهای منافقانهی آنان درباب حقوق بشر و آزادی و دموكراسی، چقدر آلوده به دروغ و فریب و رذالت است. نشان دادكه وقتی زمامداران كشورها از رحم و شفقت و منطق و صداقت بیگانه باشند چه فجایعیممكن است برای جامعهی انسانیت پیش بیاید.
و اما لبنان .. و ما ادراك ما لبنان .. لبنان به بركت همت و شجاعت مردم خود درخشید. دشمن به غلط پنداشته بود كه با حمله به لبنان ضعیفترین حلقهی كشورهای منطقه را هدفقرار میدهد و طرح وهمآلود خاورمیانهی دلخواه خود را كلید میزند.
دشمن اكنون در صدد بریدن این بازوی توانا و كارآمد است؛ در صدد ایجاد اختلاف میانسیاستمداران است؛ در صدد پاشیدن ویروس بیصبری و تردید در مردم است. همه باید دربرابر این سمپاشیها بیدار باشند...جهادی كه اكنون دراین میدان جدید، پیش روی شماست مانند جهاد فداكارانهی شما در میدان نظامی، حائزاهمیت و در آن، صبر و توكل و اخلاص و تدبیر، تعیین كننده است.
* بخش هایی از پیام رهبر انقلاب به مناسبت پیروزی حزب الله لبنان در جنگ سی و سه روزه با اسرائیل
+
نوشته شده در جمعه 2 شهریور1386ساعت 18:43 توسط محمد مهدی تهرانی
|