ویژگی نوشته های وبلاگی خودمونی تر نوشتن در مورد موضوعات مختلفه. نوشته زیر خودمونی و بی تکلف خطاب به دوستان شورای اطلاع رسانی دولت تنظیم شده.
پیشنهادی برای شورای اطلاع رسانی دولت
مقدمه اول:
به خاطر داریم سالی را که از سوی مقام معظم رهبری با عنوان سال پاسخگویی لقب گرفت. واقعیت آن است که مسئولین در آن بازه زمانی و حتی بعد از آن نیز با وجود همه شعارها و ادعاها کمترین توجه را به دغدغه مقام معظم رهبری داشتند، با ظهور دولت نهم در تیرماه 84 باید بپذیریم که فصل جدیدی از پاسخگویی به مردم گشوده شد و این بار شخص رئیس جمهور بود که بارها و بارها مستقیما با مردم از طرق مختلف در مورد مسائل گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و... سخن گفت. اکنون هم با شکل گیری جدی تر شورای اطلاع رسانی دولت، دغدغه اطلاع رسانی که مورد توجه رهبر انقلاب بود، لحاظ شده و گام های بهتری در راستای وظیفه پاسخگویی برداشته شده، به گونه ای که لجن پراکنی های دیروز مدعیان منطق کمتر بدون پاسخ می ماند. گام برداشتن هر چه بیشتر در این راستا قطعا وظیفه همه دولتمردان است.
مقدمه دوم:
به خاطر داریم در انتخابات مجلس شورای اسلامی گذشته کسانی که روزی اغلب سکان های اجرایی، اقتصادی و سیاسی کشور را در دست داشتند و کمترین توجه به مطالبات مردم را در کارنامه خویش ثبت کرده بودند، برای اثبات خویش تصمیم به بزرگنمایی برخی معضلات و مشکلات در کشور خصوصا بحث تورم گرفتند. از سوی دیگر هم تلاش کردند آنچه را که می توان به عنوان نقاط مثبت عملکرد دولت برشمرد واژگون جلوه بدهند. یقین این مشی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری هم کلید خواهد خورد. از الان تا نزدیکی انتخابات کم کم مباحث حول محور طرح کاندیداها شکل خواهد گرفت و در آستانه انتخابات همان ادعاهای گذشته علنی خواهد شد. علاوه بر اینکه این بار صدا و سیما هم می تواند به عنوان تریبون طرفداران کاندیداها مطرح شود. حتما مناظره های انتخاباتی ریاست جمهوری نهم و نیز مناظره های بعدی در صدا و سیما خاطر دوستان هست. از مناظره امثال مرعشی و نوبخت گرفته تا مناظره ای که یک سوی آن ستاری فر رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی دولت هشتم قرار داشت.
پیشنهاد:
در فرصت باقیمانده از عمر چهارساله دولت نهم ضرورت یک جمع بندی کامل و جامع از فعالیت ها و خدمات انجام شده و نیز تشریح دستاوردها در همه حوزه ها آن هم به صورت قابل فهم برای افکار عمومی غیر قابل انکار است. به نظر می رسد بهترین نهادی که می تواند این وظیفه را عهده دار شود و این مسئولیت را به دوش بکشد شورای اطلاع رسانی دولت است.
گزارش می تواند به صورت چند جزوه با محوریت های موضوعی مختلف منتشر شود و یا در صورت صلاحدید مسئولین مربوطه علاوه بر انتشار جداگانه متناوبا در روزنامه ایران منتشر شود.
چند نکته:
-گزارش های کلی و بی خاصیتی که معمولا از جانب نهادهای مختلف به مراجع بالاتر ارائه می شود فقط به درد همان گزارش دهی های اداری می خورد نه افکار عمومی. طبعا نیاز به توضیح بیشتر در این راستا نیست و دوستان فرق گزارش سازی و گزارش نویسی را می دانند. از این منظر خلاصه گزارش عملکرد 2 ساله دولت که توسط حوزه مشاوران جوان ریاست جمهوری منتشر شد، اگر چه قابل تقدیر به نظر چندان مفید فایده برای عموم نخواهد بود. گزارش می بایست در عین مستند و مستدل بودن برای مردم ملموس و قابل درک باشد نه مجموعه اعداد و ارقام نجومی. (۱)
-طبعا اگر همه دستاوردهای دولت با جوانب بخواهد مدون شود، باید به فکر انتشار جلدها کتاب بود و این البته می تواند به عنوان یک طرح مجزا مورد بررسی قرار بگیرد و ضرورت های موجود در خصوص آن و عناوینش فهرست شود. اما آنچه مد نظر حقیر است، گزارشی است مختصر و مفید و برای مخاطب عامه مردم نه کتاب چند صد صفحه ای.
-در خصوص خیلی از مسائل نیاز است که حتما شبهات و سوالات جانبی هم مورد بررسی قرار بگیرد. مثلا در مورد اجلاس سران کشورهای حاشیه خزر و دستاوردهای آن لازم است بحث سهم ایران از دریای خزر که به عنوان محور اصلی زیر سوال بردن این اجلاس طرح می شد، مورد بررسی جدی قرار بگیرد. به فهرستی از عناوین اصلی دستاوردها و شبهات پیرامونی آن در گام اول نیازمندیم. در مورد مسائل اقتصادی هم به نظر پاسخ های درخوری می توان داد. اگر چه جزوه نباید با نگاه تدافعی نوشته شود و این خیلی مهم است اما می بایست در لا به لای عناوین به پرسش هایی که در جامعه فراگیر شده است هم پاسخ گفت. مثلا در مورد تورم وقتی به مردم توضیح داده شود که تورم کنونی کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس طبق اعلام رویترز در 19 سال گذشته بی سابقه بوده است، درک می کنند که این مشکل فقط گریبانگیر ما نیست و تمام علل آن هم اتفاقا درونی نیست. اگر با مردم صادق و بدون حاشیه بافی و صغری کبری چیدین سخن بگوییم، مردم حقیقت را قبول خواهند کرد. مردم همان بی تکلفی رئیس جمهور در انتخابات نهم ریاست جمهوری را از مسئولین این دولت انتظار دارند. یک پژوهش علمی هم اگر بر مبنای base اطلاعاتی غلط شکل بگیرد، هر چند پژوهشگر خلاق هم باشد، نتیچه پژوهش فاسد خواهد بود. بپذیریم که بدنه افکار عمومی جامعه در خصوص بعضی مسائل با وجود همه تلاش ها برای اطلاع رسانی، آگاهی کافی را ندارد.
-مسلما برخی مسائل کارشناسی است و طرح آن برای افکار عمومی چندان ساده نیست. این به عنوان یک فرض بدیهی قابل پذیرش است. اما هنر ما آنجاست که بتوانیم همان مسائل پیچیده و کارشناسی را با زبانی ساده مطرح کنیم. رئیس جمهور در صحبت هایی که در رسانه ملی با مردم در مورد مسائل اقتصادی داشتند دقیقا همین گونه عمل کردند. از اینجا به بعد هنر شورای اطلاع رسانی دولت است. مردم باید فرق سیاست های تعدیل اقتصادی و سیاست های اشتغال زا را درک کنند. باید برای آشنایی هر چه بیشتر مردم با مسائل روز جامعه هر قدر که مقدور است، گام برداریم.
-باور کنیم مردم به دولت نهم و رئیس محترم جمهور اعتماد دارند. با وجود همه مشکلاتی که هست. او را فردی دلسوز، انقلابی و فعال می دانند. این واقعیتی کتمان ناپذیر است. اگر همه بدنه دولت، همه مسئولین، همه عملکردها، همه گزارش نویسی ها و همه سخن گفتن ها احمدی نژادی شد، آنگاه وحدت لازم برای ادامه راه ایجاد شده است. احمدی نژاد یک شخص نیست، یک منش و یک تفکر است. باید در این چارچوب حرکت کرد.
پی نوشت:
۱- نمی خواهم خدای ناکرده در مورد زحمتی که دوستان در حوزه مشاوران جوان کشیدند، کم لطفی صورت بگیرد؛ ولی فکر می کنم خود دوستان هم این را بپذیرند که آن گزارش اولا برای مخاطب عام نبود ثانیا عمدتا تنها در حوزه اقتصادی متمرکز شده بود.
خارج از موضوع:
*در خصوص وقایع دانشگاه زنجان نوشته خطاب به همه آنها که از تجاوز مسئول دانشگاه زنجان می نویسند! را از هادی سلیمانی بخوانید. من هم با توجه به شواهد موجود با کلیت نظر دوستان در خصوص این موضوع موافقم. فیلم منتشر شده سوالات زیادی ایجاد می کند که دوستان به آن پرداخته اند. امیدوارم دستگاه های مربوطه فارغ از جنجال سازی ها بتوانند به موضوع رسیدگی کنند.
چیزی که قطعی است و از همه روایت های داستان می توان برداشت کرد این است که آن خانم با علم این که در دفتر معاون دانشگاه چه بر سر او می آید وارد دفتر شده تا تصویه حساب برخوردهای سرسختانه گذشته او انجام شده باشد. دوستانش که از دو، سه پسر تجاوز نمی کنند را هم برای همین منظور محیای فیلم برداری و ورود به اتاق کرده است. فکر نمی کنم این ادعا را کسی بتواند رد کند چرا که اتفاقا از نوشته های خود مدعیان این موضوع هم قابل برداشت است!
کسی که از برداشتن روسری و باز شدن دکمه های بالای مانتویش برای بی آبرو کردن یک مسول بیمی ندارد، آیا بی راه است فکر کنیم تمام داستان صحنه سازی او بوده و خود برای تحریک آن مسول از قبل زمینه سازی کرده و آن روز این چنین کرده است؟ وانمود کرده که در را از پشت قفل کرده و... مطالبی در سایت امیرکبیر و رسانه ها در مورد واقعه منتشر شد که هر کدام حاوی تناقضات عدیده ای است و اتفاقا مفصلا می تواند مورد بررسی قرار گیرد... اگر بخواهیم منطقی نگاه کنیم ادعاهای صورت گرفته در مورد همه جزئیات ماجرا متناقض و مخدوش است. غرض قضاوت سطحی یا تبرئه مسول دانشگاه زنجان نیست. غرض طرح همه اتهامات در داستان پیش رو و نگاه واقع بینانه به مسائل است، نه هوچی گرانه. گر حکم شود که مست گیرند، در شهر هر آنکه هست گیرند...
+
نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 20:48 توسط محمد مهدی تهرانی
|
معمولا آدم ها یادداشت های شخصی شونو منتشر نمی کنن. البته خب کارای ما برعکسه دیگه!
بت پرست شده ام
زندگی فقط با یاد او صفا دارد. وقتی دیوارها بین دل و صاحبش حجاب می شوند و وقتی نگاه دیگر رخصت درک خاطرش را نداشته باشد، نه دلی مانده است و نه نگاهی. همه چیز سرد و بی روح است. خلایق را مایه آرامش و آسودگی متفاوت است. برخی به قرص نانی راضیند؛ برخی به جرعه آبی و برخی...
در این میانه؛ در این بازار پرآشوب باید نگار را جست. همه بت پرستند. دلم برای حضورش تنگ شده. همیشه در خلواتم احساسش می کردم. دیگر خیلی دیر شده است. دلم بنای دلتنگی دارد. ملالی که یک عمر گریبانم را خواهد گرفت و آن اینکه من هم بت پرست شده ام. گفته بودم مرد میدان دنیا نیستم. دلم از سنگ های بی روح آزین شده، گرفته. چشمانم ابری است. دلم طوفان می خواهد. دلم رگبار می خواهد. دلم می خواهد بگریزم. از این همه بت که خودم با دستانم ساختم. دلم برای صاحبش تنگ شده. یک جرعه خلوت. یک جرعه غربت و یک جرعه غصه به همه بت های این مرز و بوم می ارزد. نگارم را می خواهم.
هان! ای نفس! دست از دامنم برگیر. این دریا دیگر آرام شدنی نیست. هوایم بدجور ابری است. گفتند اگر او را با لسان صدق بخوانی می آید. نگارم را می خواهم. می خواهم تمام بت ها پودر باشند. می خواهم خلیل باشم. این شهر و دیار و رنگ هایش برای اهلش بماند. از همه رنگها خسته ام. خسته تر از آنکه تصور کنی. همان غربت خویش را می خواهم. آن زمان لااقل بتی نبود. نَفَسم بند آمده. ببار باران که آرامش حضورت شعله های درونم را بخشکاند.
کلاف اشکم را تا سحر در بازار مصر بر سر دست خواهم گرفت؛ شاید نگاه یوسف به دستانم بیفتد. زر و دینار بماند برای اهلش. خوشی و لذت ایام بماند برای اهلش. من نگار می خواهم...
+
نوشته شده در چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 1:46 توسط محمد مهدی تهرانی
|
یه تصویر که البته برای ابعاد width در نظر گرفته شده؛ زیر این تصویر عبارت معروف حضرت سیدالشهدا(ع) در کربلا درج شده. ایشان فرمودند: الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرت معایشهم فاذا محصوا فی البلاء قل الدیانون. مردم بندگان دنیایند و دین تنها لقلقه زبانهاشان است. پس هنگامی که با بلا آزموده شوند، دینداران اندک خواهند بود.
بعضی موقع ها بعضی تصاویر به ظاهر ساده، مفاهیم بزرگی رو می تونه خیلی راحت به یاد آدم بیاره. مخصوصا اگه همیشه جلوی چشم باشه. کوچک شده تصویر رو گذوشتم اینجا:
برای مشاهده تصویر با کیفیت مناسب اینجا کلیک کنید. اندازه تصویر یه کم بزرگه ولی نسبت طول و عرض کمی تا مقداری متناسب با صفحات width در نظر گرفته شده. قسمت سیاه رو بردارید می شه متناسب با مانیتورهای عادی. صلوات یادتون نره!!! اگه کسی احیانا مشکل داشت بگه مشکلشو رفع کنم! حجمش حدود ۷۵۰ کیلوبایته. خواستید بگید میل کنم!
+
نوشته شده در شنبه 25 خرداد1387ساعت 13:53 توسط محمد مهدی تهرانی
|
یکی دو سال پیش بود که بحث ورود زنان به ورزشگاه ها مطرح شد و خاطرتان هست که آن روز چه شکایت ها و اعتراض ها و گلایه ها که شکل نگرفت. جدای از حواشی این مسئله، اصل اعتراض بر مبنای یک حکم شرعی در مورد نگاه به بدن نامحرم بود. و این که در مسابقات فوتبال بازیکن ها لباس مخصوص به خود را می پوشند و این لباس حریم لازمه را ایجاد نمی کند...
می خواستم از دلسوزان، مسئولین و علما دعوت کنم تا یک بار هم که شده برای شنا، قایق سواری، تفریح، گردش، آگاهی از وضع اجتماع یا... سفری به شمال و کنار دریا داشته باشند تا نظرشان را در مورد برخی مسائل جویا شویم. کسانی که در ورزشگاه نگاهشان به ساق پای مردان از فاصله 30 متری حرمت داشت، در سواحل دریاهای جمهوری اسلامی ایران فراتر از آن را هم از فاصله نیم متری ملاحظه می کنند! و گویا نیروی انتظامی حرمتی بر آن نمی بیند. بالعکس آقایان هم زنانی را می بینند که گویی لباس غواصی نیمه عریان به تن دارند. سواحل مختلطی که نظارت درست و کامل بر آن ها نیست و علاوه بر مشکلات فرهنگی به خاطر عدم وجود حفاظت لازم کشته هم می دهند.
از آنجایی که شرح بیشتر اوضاع سواحل یا استفاده از تصویر برای حقیر میسور نیست، لاجرم دعوت می کنم خود عزیزان شاهد ماجرا باشند و این سوال را پاسخ دهند که چرا باء سواحل جر می گیرد و باء ورزشگاه ها نه!
با کنترل سواحل از دو جنبه ایمنی و فرهنگی که طبعا می تواند با سیاستگذاری صحیح و استفاده از بخش خصوصی انجام شود، طبعا دیگر شاهد این قبیل مشکلات نخواهیم بود. طبعا امکانات موجود نیز می تواند توسعه یابد و سواحل آنگونه باشد که برازنده ایران اسلامی است. علاوه بر این که با توجه به طول خط ساحلی ایران، می توان شاه بیت هر غزل یعنی موضوع اشغال را هم مد نظر قرار داد.
+
نوشته شده در پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 14:17 توسط محمد مهدی تهرانی
|